تبليغاتX
قاسملو راهت ادامه دارد

قاسملو راهت ادامه دارد

سياسي خبري

اعدام وشکنجه‌

 اعدام وشکنجه‌های جسمی و روانی در دوران بازجویی، زندان، بهداری، دادگاه، پیش و به هنگام اعدام و تداوم آن پس از آزادی از زندان؛ شکنجه‌هایی که بر خانواده‌ی زندانیان اعمال می‌شد؛ گونه‌های شکنجه و...

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1385ساعت 7:22 قبل از ظهر  توسط سیران و سیروان  | 

تمامی رژیم‌های سرکوبگر استفاده‌ی گسترده از شکنجه را به عنوان اصلی‌ترین و کارسازترین ابزار برای دست‌یابی به اطلاعات به منظور دست‌گیری، سرکوب، فروپاشی و نابودی نیروهای سازمان‌های مترقی و مبارز و مخالف خود می‌شناسند. آن‌چه که رژیم جمهوری اسلامی را از دیگر رژیم‌های سرکوبگر دنیا متمایز می‌کند، تداوم شکنجه، آزار و اذیت و اقدام‌های خودسرانه و غیرانسانی بعد از دوران بازجویی و در دوران تحمل کیفر و حتا بعد از آزادی از زندان است. دامنه‌ی اقدام‌های سرکوبگرانه تا آن‌جاست که خانواده و کودکان زندانیان را نیز در بر می‌گیرد. در نظام جمهوری اسلامی شکنجه در سه مرحله و به سه منظور انجام می‌گیرد:

۱- برای دست یابی به اطلاعات و تشکیل پرونده (اعتراف نزد بازجو و محافل قضایی رژیم)؛

۲- برای اعتراف به گناه و جرم در برابر جمع ( زندانیان، رادیو و تلویزیون، مطبوعات و دیگر رسانه‌‌های جمعی)؛

۳- توبه و بازگشت به دامان "اسلام" و نشان دادن و اثبات آن‌چه بر زبان آورده شده از طریق مشارکت در شکنجه، بازجویی، جاسوسی، زدن تیرخلاص و یا همکاری در حلق آویز کردن یاران و دوستان پیشین. برای نیل به چنین اهدافی، انواع شکنجه، آزار و اذیت و اقدام‌های خودسرانه‌ی دیگر توسط عوامل رژیم اعمال می‌شود که پاره‌ای از آن‌‌ها در این‌جا آورده می‌شوند. در این راه تلاش کرده‌ام تنها به ذکر مواردی بپردازم که به چشم دیده‌ام و یا در پاره‌ای موارد محدود از چندین منبع موثق شنیده‌ام و با رعایت دقت و وسواس زیاد آن‌ها را آورده‌ام. با این‌ همه می‌دانم که تنها بخشی از واقعیت شکنجه و آزار و اذیت و اقدام‌های وحشیانه‌‌ی روزمره در زندان‌های جمهوری اسلامی را عنوان کرده‌ام. نباید از نظر دور داشت که هر یک از موارد شکنجه‌ و آزار و اذیتی که در زیر آمده است، اثرات و عوارض زیان‌بار جسمی و روحی شدیدی روی قربانی داشته که گاه تا آخر عمر از بین نمی‌رود.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1385ساعت 7:18 قبل از ظهر  توسط سیران و سیروان  | 

شکنجه برای مردم میهن ما، کلامی تلخ و آشناست. بسیاری از عزیزترین فرزندان این آب و خاک در طول تاریخ به وسیله وحشیانه ترین شکنجه ها ازبین رفته اند. شکنجه بههر شکلی که باشد، عملی ضد انسانی است. در سرتاسر تاریخ کمتر زمانی یافت می شود که شکنجه و آزار بر زندگی انسان سایه نیافکنده باشد. چرا که قدرت مداران درجهت حفظ حاکمیت خود و تداوم اعمال قدرت بر مردم، به محیطی امن برای خود و وحشت زا برای مردم نیازدارند؛ مردابی که فریاهدهای اعتراض در آن خفه شود و مردم، مرداب باقی بمانند!
اگرچه در دوران معاصر، شکنجه شکای پیچیده و ابعادی وحشتناک و گاهاً قانونی نیز به خود دیده است، پیداش آن از زمانی که نطفه طبقات بسته شده و ظلم و ستم حاکمیت بر توده ها شکل گرفته، بوده است. تاریخ بشر سرشار از شکنجه و آزار انسان های معترض و آزاده است، انسان هایی که نمی خواستند به نظام ستمگرانه تن داده و شعله های آزادی از اندیشه شان سر بر می کشید، به شکنجه شکنجه گاه ها و شکنجه گران سپرده می شدند. برای ایجاد ترس و وحشت در مردم و جلوگیری از قیام آنها.
وقتی پوسیگ عیسوی را بهحضور شاه بردند و اظهار داشت که بر شهادت هم کیشان خود غبطه می خورد و به عظمت شاه وقعی نمی گذارد، شاپور را غضب در گرفت و فریاد زد: این مرد را بمرگ دیگر مردمان نکشید، چون جلالت شاهانه را تحقیر کرد... زبان اورا از قفا درآورید، تا سایرین از خشم من بترسند.
بی تردید در نظامی که جز بر شکنجه و آزار استوار نیست، تنها آشوب گران آگاه شکنجه نمی شوند، بلکه مردم عادی کوچه و بازار که همواره بیشترین ستم بر آنان روا می شود نیز، به جرم های اندک و واهی، وحشیانه شکنجه می شوند.
خشایارشاه دستور داد سر پسر پتیوس را که خواستدار معافیت او از خدمت نظام شده بود، بریده و جنازه او را در معرض عام قرار دهند... و در شاه راه ها اشخاصی دیده می شدند که پاها و دست هایشان قطع شده بود...
آزار و شکنجه هرگز در حد معینی باقی نمی ماند و روز به روز گسترش یافته، و اشکال وحشیانه تری به خود می گیرد. تا ترس و اختناق شدیدتری بر جوامع حاکم کنند.
خسرو انوشیروان بعضی از مجرمان را پوست کنده و پوست ایشان را به کاه انباشت... و ایناروس والی یاغی مصر را که تامین گرفته بود به دربار شاه آوردند، اما او را بر سرمیله های نک تیز کشیدند...
اما آن چه در تاریخ شکنجه جای خاصی دارد و سیاه ترین و وحشیانه ترین صفحات آن را رقم می زند، شکنجه آنانی است که اندیشه نوئی را برای مقابله با حکومت ها یا بنیادهای ضد مردمی آنان مطرح می کردند.
اندیشه های نو ار آن جا که بیانگر دردها و رنج های توده مردم بود و توسط مردم پذیرفته می شد، مقاومتی توده ای را دربرابر حکومت های خودکامه، پی ریزی می کردند. همواره مورد وحشیانه ترین حملات و شکنجه ها از سوی حکومت ها بوده و هستند. به عنوان نمونه داستان زندگی حلاج، این آزاده سرکش، بیانگر عمق فاجعه ای است که بر جوامع متکی بر زور و تزویر می رد. حلاج را به جرم الحاد و کفر و به دستور خلیفه عباسی المقتدربالله، سنگ سار می کنند.
همان گونه که تاریخ همواره نشان داده، ظلم و شکنجه و غارت، پایدار نمی ماند و در برابر خود موجی عظیم از مقاومت را بر می انگیزد. با گذشت زمان، اعتراض های پراکنده و عصیان های بی برنامه، هسته های مقاومتی سازمان یافته را در خود متبلور می سازند. و از این پس اعمال شکنجه شکل های پیچیده تری به خود می گیرد. رشد آگاهی مردم و گسترش روز افزون مقاومت آنان، باعث می شود که شکنجه گاه ها، از ملاء عام به مخفی گاه ها و دور از چشم تغییر مکان یابد و پیچیده تر گردد. و همین طور معیارها و ملاک شکنجه با تعاریف معاصر از حقوق بشر، تغییر کرده است. با این همه در جهان معاصر، کمتر جامعه ای را می توان یافت که در آن از شکنجه اثری نباشد. با این که در قوانین اساسی همه جوامع و همچنین بیانیه بین المللی حقوق بشر شکنجه و آزار، به هر شکلی، ممنوع شده است. بااین حال حکومت ها علاوه بر اعمال آن، مطبوعات و وسایل ارتباط جمعی را نیز که قاعدتاً می بایست نقش وجدان بیدار اجتماع را داشته باشند، در کنترل خویش گرفته و وانمود می کنند که از شکنجه و آزار در مورد ز
ندانیان خبری نیست.
دردناک تر این که زندانیان سیاسی همه جوامع به اشکال گوناگون، مورد آزار و شکنجه قرار می گیرند، اگرچه رژیم های حاکم اغلب اصل وجود زندانی سیاسی را نمی پذیرند، و از زندانی سیاسی با کلماتی چون تروریست، اقدام گران علیه امنیت ملی، آشوب گر، بر هم زننده نظم عمومی و... نام می برند، در مورد اعمال شکنجه هم سکوت می کنند و تنها وقتی کار بالا می گیرد، با عباراتی مانند: کمی خشونتبه کار رفته، ماموران از خود دفاع کرده اندو... یاد می کنند.
هنگامی که رژیمی در خلاف جهت منافع توده ها حرکت کند، و حافظ منافع قشری خاص از جامعه باشد و در نتیجه منافع کل جامعه را درنظر نگیرد، طبعاً دارای پایگاه مردمی نخواهد بود. رژیم هایی که فاقد چنین پایگاهی باشند، برای حفظ خود و منافع خود از شکنجه نیز استفاده می کنند.
هدف از اعمال شکنجه در اشکال مختلف آن، ایجاد رعب و وحشت در میان مردم و جلوگیری از قیام آن ها بوده، و به همبن دلیل شکنجه در گذشته عمدتاً در ملاء عام صورت می گرفته است. اما رشد روزافزون آگاهی و پیشرفت ارتباطات، دو مسئله رابرای رژیم های سرکوب گر پیش می آورد:
نخست، پیشگیری از آگاهی مردم و پنهان کردن هرچه بیشتر ماهیت رژیم نزد آن ها؛ از آن جا که شکنجه در ملاء عام خود به عاملی در جهت افشای چنین رژیم هایی مبدل می شود، به جای شکنجه در حضور مردم از شکنجه گاه های مخوف و دور از چشم عموم استفاده می شود.
دوم، کوشش برای از بین بردن گروه ها و سازمان ها انقلابی و جلوگیری از گسترش مبارزات مردم، برای این کار و گرفتن اقرار و اعتراف از متهم، در جهت کشف کادرها و ارتباطات سازمانی، و از هم پاشیدن آن ها، هدفی مشخص را پیش می کشد.
در حکومت های ضد مردمی، اگرچه شکنجه برای افراد عادی و مجرمین غیر سیاسی، و قربانیان بی گناه روابط فاسد اجتماعی هم به کار می رود، اما بیشترین فشار و اعمال شکنجه باز بر دوش زندانیان سیاسی است.
شکنجه اگر چه اشکال مختلفی دارد، اما به طور کلی به دو دسته تقسیم می شود.
1- شکنجه روحی
2- شکنجه جسمی (بدنی)
شکنجه روحی گذشته از اشکال مختلفی که می تواند به خود بگیرد، جهت ایجاد ترس و درهم شکستن روحیه شخص مورد نظر است. چنین فردی در صورت آزادی احتمالی و پیروزی شکنجه گران بر روحیه وی، می تواند به عنوان عنصری بازدارنده یاس و درماندگی خود را به محیط پیرامونش نیز انتقال دهد. شکنجه جسمی اما اغلب همراه با شکنجه روحی به کار گرفته می شود. و طرق گوناگون و حتا اعلام نشده ای نیز دارد که در انتهای این مطلب به برخی از آن ها اشاره شده است.
اگرچه به طور نسبی در اغلب جوامع، شکنجه اعمال می شود، اما سراغ نداریم رژیمی را که به وجود شکنجه اقرار کرده باشد، و از آن جا که کنترل وسایل ارتباط جمعی و رسانه ها در اختیار رژیم های حاکم است. هنگاه زمزمه های وجود شکنجه در جامعه ای اوج می گیرد، موج تبلیغات علیه زندانیان سیاسی و برای انکار اعمال شکنجه علیه آنان، بالا می گیرد. بدون این که به زندانیان سیاسی امکان داده شود، تا ازحقوق انسانی خویش دربرابر مردم دفاع کنند. و از آن چه بر آن ها رفته با مردم سخن بگویند. و این خود می تواند شکنجه ای دیگر و بزرگ تر و البته همه گیر تر باشد.
در آخر به شکل فهرست وار به برخی از انواع شکنجه هایی که بر زندانیان اعمال می شود اشاره می گردد:
- زدن کابل در قطرهای گوناگون در مراحل مختلف شکنجه به کف پاها در حالی که کهنه‌ای کثیف یا جوراب در دهان زندانی فرو کرده‌اند؛
- زدن کابل به پشت کمر و باسن؛
- زدن کابل به سر آلت تناسلی؛
- کابل زدن روی پاهای شکنجه شده و بانداژ شده؛
- کشیدن جسم سخت، نوک تیز یا برس سیمی به پاهای شکنجه شده و بی حس شده؛
- اجبار زندانی به بالا و پایین پریدن روی پاهای شکنجه شده؛
- لگد کردن پاهای شکنجه شده با پوتین؛
- قطع عضو زیر کابل، قطع انگشت و ناخن؛
هیچ شکنجه‌ای دردناک‌تر از زدن کابل به کف پا نیست. در واقع این نوع شکنجه، کارسازترین، وحشیانه‌ترین و شایع‌ترین نوع شکنجه است.
- بستن دست‌ها به شکل قپانی و رها کردن زندانی برای ساعت‌ها و روزهای متوالی؛
- ترکیب بستن دست به شیوه‌ی قپانی، خواباندن زندانی روی تخت، نشستن یک بازجو روی دست‌ها و فشار آوردن روی آن‌ها با ضربات کابلی که هم‌زمان از دو سوی به کف پای زندانی زده می‌شود؛
- آویزان کردن از سقف توام با دستبند قپانی؛
- صلیبی بستن زندانی. در این حالت یک سر طناب به دری که باز و بسته می‌شد وصل می‌شود و هر بار با باز و بسته کردن در شکنجه‌گاه، زندانی به صورت بسیار دردناکی کشیده می‌شود، به‌گونه‌ای که احساس می‌کند بندهایش از هم جدا می‌شوند؛
- آویزان کرد فرد از سقف به وسیله‌ی دست‌ها؛
- آویزان کردن زندانی از سقف به وسیله‌ی پاها و به صورت وارونه؛
- جوجه کباب، نوعی از بستن زندانی و توأم کردن آن با ضربات کابل.
- ترکیب آویزان کردن با کابل زدن.
- داغ کردن؛
- سوزاندن نقاط مختلف بدن با سیگار؛
- سوزاندن با فندک، سوزاندن با نفت و گازوییل و سوزاندن عورت با چوب گازوییلی
- روشن کردن شمع زیر بیضه‌ها که از آن به عنوان مراسم جشن تولد یاد می‌شود!
- سوزاندن با اتو و اجاق برقی.
- توپ فوتبال. چند نفر بازجو زندانی را در میان خود به شکل توپ فوتبال با ضربات مشت و لگد به یک‌دیگر پاس‌ می‌دهند؛
- زدن با چوب بیس بال و یا چماق، قنداق تفنگ، سنگ، وزنه‌ی سنگین و زنجیر به نقاط مختلف بدن؛
- شکستن دست و پای زندانی، دنده، از جا در آوردن کتف و...؛
- ضربه زدن با پوتین‌های نوک‌فلزی به ساق‌پا که منجر به شکستن ساق پا می‌شود؛
- وارد کردن ضربات محکم از دو طرف به گوش که ارتعاشات زیادی در مغز را باعث می‌شود؛
- پرتاب کردن از بلندی و پله‌ها
- تمرین ضربات و فنون کاراته و جودو روی زندانیان؛
- نگاه داشتن سر در زیر آب؛
- گرفتن از گیس و مو و کشیدن زندانی به روی زمین؛
- زدن ضربات سیلی به صورت زندانی به وسیله‌ی دمپایی پلاستیکی.
- استفاده از دستگاه آپولو(بطور گسترده مورد استفاده قرار نمی‌گیرد)؛ کلاه‌خودی که بر سر گذاشته می‌شود تا فریادهای زندانی در زیر شکنجه‌ در گوش‌ او پیچیده شود.
- گذاشتن سر در کیسه‌ی مخصوص و دادن حالت خفگی به زندانی توأم با ضرب و شتم او.
- شوک الکتریکی.
- استفاده از باتوم برقی برای ضرب و شتم افراد.
- استفاده از دستکش‌های برقی که ضرباتش باعث ایجاد شوک در زندانی می‌شود.
- بستن وزنه‌ی سنگین به بیضه.
- قرار دادن بیضه‌ها در یک گوی ویژه که به بیضه‌ها فشار آورده و تولید درد وحشتناکی‌ کرده و باعث بیهوش شدن زندانی می‌شود.
- قطره چکان. بستن فرد و چکاندن قطره‌های آب روی سر او که در دراز مدت کارساز است.
- کشیدن ناخن و...
- فرو کردن میخ در نقاط مختلف بدن زندانی.
- تجاوز به زنان زندانی توسط بازجویان.
- سوءاستفاده‌ی جنسی از زنان و دختران زندانی به هنگام بازجویی.
- اجبار زندانی به لخت شدن به ویژه در مورد زنان.
- زدن تهمت‌های جنسی به افراد.
- به کاربردن الفاظ رکیک و دادن نسبت‌های زشت.
- تهدید به تجاوز جنسی به ویژه در رابطه با زنان.
- تجاوز جنسی مکرر به مردان، به منظور تحقیر، شکستن.
- استعمال اشیاء سخت در مقعد مردان به منظور تحقیر آنان.
- اجبار زندانی به اقرار نسبت به داشتن گناهان و انحرافات جنسی.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1385ساعت 7:16 قبل از ظهر  توسط سیران و سیروان  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1385ساعت 7:11 قبل از ظهر  توسط سیران و سیروان  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1385ساعت 6:47 قبل از ظهر  توسط سیران و سیروان  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1385ساعت 1:22 قبل از ظهر  توسط سیران و سیروان 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1385ساعت 11:58 قبل از ظهر  توسط سیران و سیروان  | 


۱.ایمیل کمیسیون تشکیلات حزب دتماس با کمیسیون تشکیلات حزب دمکرات کردستان ایران

 

برای  تماس  با  کمیسیون  تشکیلات  حزب دمکرات کردستان  ایران

از این  ایمیل  استفاده  کنید :

 

tashkilat83@yahoo.com

مکرات کردستان ایران: tashkilat83@yahoo.com

۲. ایمیل کمیسیون انتشارات حزب دمکرات کردستان ایران :info@kurdistanmedia.com

۳. ایمیل رادیو صدای کردستان ایران : rdk_iran@yahoo.com

۴. ایمیل دفتر حزب دمکرات در فرانسه: pdkiran@club-internet.fr

۵. ایمیل اتحادیه جوانان دمکرات کردستان ایران : lawankurd@yahoo.com

۶. ایمیا اتحادیه زنان دمکرات کردستان ایران : jnan1324@yahoo.com

۷. تلفن مستقیم تماس با رادیو صدای کردستان ایران : 009647701597268 مبایل

۸.  شماره فکس تماس با صدای کردستان ایران :    0012706824654  فکس

                                                              0017173267615  

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1385ساعت 11:57 قبل از ظهر  توسط سیران و سیروان  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1385ساعت 11:26 قبل از ظهر  توسط سیران و سیروان  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1385ساعت 11:22 قبل از ظهر  توسط سیران و سیروان  | 

بهاالدين ادب نماينده مردم کردستان در مجلس ششم و عضو جبهه مشارکت معتقد است که پيام هاي کوتاه ـ SMS ـ مردم در مورد تصميمات حکومتي و اتفاقات ملي، و از جمله نامه اخير محمود احمدي نژاد، برآيندي است از نظراتشان در اين خصوص. با او درخصوص اين نامه گفت و گو کرده ايم.

نامه احمدي نژاد به جرج بوش را چگونه ارزيابي مي کنيد؟
بنده درحقيقت هميشه طرفدار گفتمان و اقدامات مدني بودم و هستم و در حقيقت اين نامه هم مي تواند به نوعي مبين اين باشد که آقاي احمدي نژاد در عوض مواضع چندماه اخير خودش که بيشتر بوي خشونت از آن استشمام مي رسيد، مي خواهد به نوعي باب مذاکره و مفاهمه را باز کند. لذا نفس عمل، يک حرکت دموکراتيک و يک حرکت مدني است. اين بحث شکلي قضيه است اما آيا محتواي نامه هم به اين قضيه کمک مي کند؟ اين موضوعي است که جاي بحث دارد. به نظر من فرصت خوبي بود که مي توانستيم در راه برون رفت از بن بستي که بين دستگاه ديپلماسي ايران و آمريکا ايجاد شده و به ضرر هردو کشور است استفاده کنيم و از آن خارج شويم. اما از اين فرصت به نحو احسنت استفاده نشد و تهيه کنندگان نامه و مشاورين آقاي رييس جمهور يک فرصت طلايي را از دست دادند.

مگر محتواي نامه چطور بود؟
محتواي نامه بيشتر حالت توصيه و موعظه و مواضعي داشت که نمي توانست بحث را به تفاهم برساند. مثلا ايراداتي که به حکومت آمريکا گرفته شده بود، گرچه واقعيت داشت ولي در حقيقت انتقاداتي بود که به نوعي به خود ماهم وارد است. يک حديث و ضرب المثلي است که مي گويد رطب خورده منع رطب چون کند. ما در شرايطي که خودمان زندان هاي بدون آدرس و بدون ثبت در تشکيلات رسمي داريم چرا بايد ايراد بگيريم که چرا آمريکا زندان مخفي در اروپا دارد؛ هرچند که اين حقيقت داشته باشد. يا اينکه مثلا زندان گوانتانامو را به عنوان يک نقطه ضعف آمريکا بيان کنيم . اين حقيقتي است، اما آيا زندان هاي ما شرايط حقوق بشري را براي زندانيان خودشان رعايت کردند و مي کنند؟ آيا اين انتقاد به ما وارد نيست؟ اينها بحث هاي اساسي است که مي توانست واقع بينانه تر و منصفانه تر با آن برخورد شود. ضمن اينکه چه بخواهيم و چه نخواهيم، چه خوشمان بيايد و چه خوشمان نيايد، در اين دنياي تک قطبي امروز آمريکا يک ابرقدرت بلامنازع است. اگر يک روزي ما در اين موقعيت قرار بگيريم چه کار مي کنيم؟ شعري هست که زياد خوب نيست و من هم زياد دوستش ندارم اما يک حقيقتي را بيان مي کند و آن اينکه اگر زيردستي بيفتد رواست – زبردست افتاده مرد خداست. يعني اينکه اگر زور داشتيم و زور نگفتيم مهم است نه اينکه زور نداشته باشيم و بعد بگوييم ما به کسي زور نمي گوييم.

پاسخ ندادن جرج بوش را چطور مي شود ارزيابي کرد؟
دستگاه ديپلماسي آمريکا برخورد سرد و نااميد کننده اي داشت. به هرحال آنجا فرد تصميم نمي گيرد، سيستم تصميم مي گيرد. سيستم حاکم در آمريکا برخورد سردي داشت.

آيا نامه احمدي نژاد يک نامه شخصي بود يا نامه اي از سوي کليت سيستم تلقي مي شود؟
اينجا هم نمي تواند نظر فرد باشد. کمااينکه در بحث ديپلماسي خارجي ما اين وزارت امورخارجه نيست که تصميم نهايي را مي گيرد. ممکن است که يکي از اعضاي تصميم گيرنده باشد ولي مي دانيم که تصميمات از بالادست اينها گرفته مي شود.

يعني نامه با تاييد نظر تصميم گيرندگان اصلي سياست خارجه بود؟
يک طفل دبستاني هم مي داند که اين نامه نمي تواند نظر شخصي آقاي احمدي نژاد باشد و تا مقامات بالاتر ايشان چراغ سبز نداده باشند و در جريان اين نامه قرار نگرفته باشند ايشان نمي توانست اين نامه را بنويسد.

اين نامه چه هدفي را دنبال مي کرد؟
به نظر من مي خواستند هم بگويند آقا ما آماده مذاکره هستيم و هم به دنيا اين پيام را بدهند که ما اهل مفاهمه و گفت و گو هستيم. و هم بگويند اين آمريکا است که در مذاکره را با ما بسته است و مذاکره دو جانبه بين ايران و آمريکا را به تعويق مي اندازد.

همين الان يک SMS برايم آمد که درباره اين نامه بود. چطور است که سريعا چنين پيام هاي جالب و طنزي بين مردم ردوبدل مي شود؟
اين يک معيار و ملاک است براي قضاوت مردم. بله ، من هم از اين SMS ها زياد دريافت کردم. مثلا يکي اين بوده که وقتي آقاي بوش نامه آقاي احمدي نژاد را خواند به ايشان گفت حاجي فردا منو براي نماز صبح بيدار کن. يا يکي ديگر که مي گويد وقتي بوش اين نامه را خواند نصف شب مردم ديدند که از کاخ سفيد دارد صداي العفو العفو مي آيد.

اين نامه چه ارتباطي مي تواند با پرونده انرژي هسته اي ايران داشته باشد؟
مطمئنا بي ارتباط نبوده. وقتي ما الان در راس اخبار دنيا قرار داريم طبيعتا به نوعي مي خواهيم اعلام حضور کنيم و بگوييم فقط اين نيست که ما به دنبال انرژي هسته اي براي مقاصد غير صلح آميز باشيم. انتقاداتي هم که مطرح شده بود مي خواست بگويد که اين انتقادات به ما وارد نيست و ما يک کشور دموکراتيک هستيم که در حقيقت حقوق مردم در آن رعايت مي شود.

آقاي جنتي گفتند که اين نامه الهام خداوندي بوده. اين را چطور مي شود تعبير کرد؟
از اين حرف ها و فرمايشات زياد مي فرمايند. کمااينکه آقاي مشکيني فرموده بودند که نمايندگان مجلس هفتم را امام زمان انتخاب کرده اند. به هرحال مردم هم اين حرف ها را مي شنوند و عکس العمل هايشان نيز همين جوک ها و SMS هاست که شما هم مي شنويد.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1385ساعت 11:21 قبل از ظهر  توسط سیران و سیروان  | 

فعاليت 9 هزار "هادي سياسي"

 

۲۷ اردیبهشت ۱۳۸۵

در سپاه پاسداران، فعاليت هاي جديدي در زمينه سازماندهي همفکران سياسي آغاز شده است. هدف اين فعاليت ها که مرکزيت آنها در اداره سياسي سپاه و به ويژه در معاونت "هدايت سياسي" اين اداره قرار دارد، سازماندهي نيروها و تغذيه ايدئولوژيک آنان با همراهي ساير معاونت هاي اين اداره اعلام گرديده است.

"عبدالله داورزني" معاون هدايت سياسي اداره فوق به تازگي در جلسه اي اعلام کرده است در حال حاضر شبکه اي شامل 3735 نفر پرسنل پاسدار و بيش از 5261 نفر از پرسنل بسيجي در قالب "هاديان سياسي" در سراسر کشور سازماندهي شده اند. مطابق اخبار واصله، بناست اين شبکه به تدريج هدايت فکري نيروهاي پيراموني سپاه و بسيج به ويژه خانواده ها را به عهده بگيرد.

هنوز در مورد مسووليت مشخصي که قرار است بر عهده اين نيروهاي آموزش ديده سياسي گذاشته شود، اطلاعات بيشتري در دست نيست. برخي از تحليلگران، وظيفه اين نيروها را تلاش براي مقابله با روند کم اعتقاد شدن خانواده هاي نيروهاي سپاه و بسيج به مباني و مسوولان نظام و نهايتا، توجيه پرسنل و خانواده ها براي راي دادن به "کانديداهاي اصلح" در رقابت هاي انتخاباتي آينده مي دانند. اما برخي ناظران سياسي نيز، ايجاد آمادگي بيشتر در نيروهاي سپاه و بسيج و خانواده هايشان براي شرايط احتمالي رويارويي جمهوري اسلامي با جامعه بين المللي را از جمله کارکردهاي اصلي "هاديان سياسي" تلقي مي کنند.

گفتني است چندي پيش در همايشي با نام "انتقام ابابيل" كه در سالروز واقعه طبس در تهران برگزار شد، دبير كل جمعيت موسوم به"استشهاديون" مدعي شد در جديدترين ثبت نام اينترنتي براي عمليات انتحاري كه در ايران انجام شده و طي آن از داوطلبان سراسر جهان دعوت شده است، 55 هزار نفر ثبت نام كرده اند.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1385ساعت 11:19 قبل از ظهر  توسط سیران و سیروان 

23ارديبهشت:جلسه محاكمه دو روزنامه‌‏نگار کرد ۲۶ تير ماه در سنندج برگزار مي‌‏شود

جلسه رسيدگى به اتهامات اجلال قوامى و سعيد ساعدى از روزنامه‌‏نگاران سنندجى صبح روز دوشنبه، بيست و ششم تير ماه سال جارى در شعبه اول دادگاه انقلاب سنندج برگزار مي‌‏شود.

نعمت احمدي، وكيل مدافع اين دو روزنامه‌‏نگار در گفت‌‏وگو با خبرنگار "ايلنا" با اعلام اين مطلب، اتهامات موكلان خود را خروج غيرقانونى از مرز و شركت در تحصن غيرقانونى مرداد ماه سال 84 سنندج جلوى استاندارى اين شهرستان عنوان كرد و گفت: پيش از اين جلسه محاكمه موكلانم به علت اختلاف در قرار بازپرس و كيفرخواست صادره از سوى دادستان سنندج تا رفع اين اختلاف تجديد شده بود.
وى افزود: طبق قرار صادره از سوى بازپرس دادسراى سنندج موكلانم به خروج غيرقانونى از مرز و شركت در تحصن غيرقانونى متهم شده بودند اما در جلسه دادگاه اتهام ارتداد كه در كيفرخواست دادستان ذكر شده بود، قرائت شد، به همين علت به اين اختلاف‌‏نظر ايراد كرديم كه با ايراد ما، پرونده جهت رفع اختلاف بين بازپرس و دادستان به دادسرا ارجاع شد كه در نهايت دادسرا رأى به نفع ما صادر كرد و اتهام ارتداد از كيفرخواست حذف شد.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1385ساعت 11:16 قبل از ظهر  توسط سیران و سیروان 

22ارديبهشت.تحليل مفسر راديو آلمان از مهلت دو هفته ای

راديو آلمان
از گروه سه گانه اتحاديه اروپا خواسته شده كه طرح پيشنهادى را براى ايران تهيه كنند تا اين كشور را به صرف‌نظر كردن از غنى‌سازى اورانيوم تشويق كند. به نظر مي‌آيد آمريكا وزنه سنگين را بر ديپلماسى گذاشته و به متحدان اروپايى خود نزديك‌تر شده است. "دانيل ششكويتس" مفسر صداى ‌آلمان معتقد است كه اين نزديكى به دلايل تاكتيكى و هم چنين بدليل نبود آلترناتيوهاى متعدد است.

در ميان اعضاى دولت بوش هنوز هستند كسانى كه به تاكتيك در پيش گرفته شده اعتمادى ندارند. آنها معتقدند اين تاكتيك يعنى دادن پيشنهاداتى تازه به ايران براى ادامه مذاكرات تنها پوششى است كه در پس آن آمريكا خود را براى حمله نظامى محدود عليه ايران آماده مي‌كند. حمله نظامى در شرايطى كه اهرم‌هاى ديپلماتيك كارساز نگردند. به نظر كسانى كه با بدبينى به سياست آمريكا مي‌نگرند، تجربه عراق كافى است تا به ظرفيت آمريكا براى رسيدن به توافق شك كرد.

مفسر صداى آلمان ادامه مي‌دهد:

اگرچه ايالات متحده احتمال گزينه نظامى را هرگز بطور كامل نفى نكرده، اما پاره‌اى حقايق در اين ميان ناديده گرفته مي‌شوند. اول اينكه ايران، عراق نيست و ديگر اينكه محدوده عمل براى سياست خارجى آمريكا پس از جنگ عراق بشدت تنگ شده. به اين همه بايد اين پارامتر را اضافه كرد كه تكيه آمريكا به يك اجماع جهانى براى رودرويى با اوضاع پيچيده كنونى تنها شانس اين كشور براى ارائه راه حلى عملى در منطقه خاورميانه است. به همه اينها بايد فضاى داخل آمريكا را هم اضافه كنيم.

در حال حاضر افكار عمومى ‌آمريكا و نيز اكثريت كنگره آن از جرج بوش براى اقدام نظامى عليه ايران حمايت نمي‌كنند. اين در حالى است كه خطر دستيابى ايران به سلاح اتمى، از بهانه‌ى آمريكا براى حمله به عراق، يعنى احتمال وجود سلاح هاى كشتار جمعى در آن كشور، بسيار جدى تر است. تنها بر اين بستر است كه احمدى نژاد رئيس جمهور ايران به خود اجازه مي‌دهد با صداى بلند به آمريكا خطاهايش را يادآور شود و به اميد اين باشد كه سخنانش در منطقه و درميان مردم كشورش او را به محبوبيت برساند.

واقعيت اين است كه آمريكا هم به حقانيت خود شك دارد و به اين دليل است كه به اين راه تن داده كه يك بار ديگر به ايران شانس مذاكره داده شود. اين سياست به دلايل پراگماتيستى در پيش گرفته شده ، زيرا آمريكا مي‌داند كه ايران را تنها با دادن امتيازات كلان مي‌توان به توافق كشاند.

شلاق بدون شيرينى و قطعنامه بدون مذاكره عملى نمي‌شود. آمريكا موقتا در مقابل سياست فشار اروپا و چين و روسيه خم شده زيرا قادر به درگير شدن با جامعه جهانى نيست. خطرات ناشی حمله نظامى به ايران بسيار عظيم‌اند و از خيل موتلفين اين بار خبرى نيست.

اما زمانى آمريكا با ايران به راه حلى خواهد رسيد كه راسا اقدام به مذاكره با آن كند. حال به هر شكل و روشى.

سياست خارجى آمريكا پنج سال پس از يازده سپتامبر و سه سال پس از جنگ عراق پراگماتيك‌تر شده و كمتر رنگ بوى ايدئولوژيك دارد و اين ميتواند كمكى به نفع رسيدن به راه حلى صلح آميز در بحران هاى جهانى است.

* * *

احتمال تحريم‌هاى مالى ايران

ايالات متحده آمريكا قصد دارد در صورت عدم دستيابى اعضاى شوراى امنيت به قطعنامه‌اى در قبال ايران دست به تحريم‌هاى مالى عليه ايران بزند.

شب گذشته كاندوليزا رايس وزير امور خارجه آمريكا در گفتگويى تلويزيونى با شبكه
NBC گفت كه كشورش در نظر دارد با متحدين خود در خارج از شوراى امنيت اقداماتى را اتخاذ كند كه ايران را به لحاظ مالى تحت فشار قرار دهند، زيرا ايران مركز حمايت مالى از تروريسم است. اين موضعگيرى تنها يكروز پس از واكنش جرج بوش رئيس جمهور آمريكا به نامه محمود احمدى نژاد رئيس جمهور ايران اعلام ميشود كه گفته بود نامه احمدى نژاد از كنار مسايل مبرم مناقشه اتمى گذشته و به آنها نپرداخته است.

وزير خارجه آمريكا در مورد تحريم هاى مالى درقبال ايران گفت پيش از آنكه گزينه نظامى عليه ايران در دستور قرار گيرد امكانات بسيارى براى اعمال فشار برايران وجود دارد. كاندوليزا رايس در مصاحبه با گروهى از شبكه هاى تلويزيونى آمريكا نسبت به تصميمات شوراى امنيت اظهار خوشبينى كرد.

در حال حاضر كشورهاى فرانسه، بريتانيا و آلمان مشغول آماده سازى پيشنهادى هستند كه ايران را در برابر انتخاب دو راه قرار دهد. رايس در اين زمينه گفت ايران ميتواند راه انزوا از جامعه بين المللى و اقدام شوراى امنيت عليه خود را برگزيند و يا يك برنامه اتمى صلح آميز انتخاب كند كه مورد قبول جامعه جهانى باشد.


+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1385ساعت 11:39 قبل از ظهر  توسط سیران و سیروان 

22ارديبهشت:تبرئه بازداشت شدگان روز جهانى كارگر در سقز/احتمال تشکيل پرونده جديد

ايلنا: وكيل هادى تنومند , اسماعيل خودكام , محمود صالحى ، جلال حسينى ، محسن حكيمى , عبدى پور و برهان ديوارگر كه ازبازداشت شدگان روز جهانى كارگر در شهرستان سقز بودند ، از تبرئه موكلان خود خبر داد .
"محمد شريف" ، در گفت و گو با خبرنگار ايلنا ، گفت : پيش از اين ، هادى تنومند و اسماعيل خودكام در دادگاه بدوى تبرئه و محمود صالحى به پنج سال حبس ، جلال حسينى به سه سال حبس و محسن حكيمى عبدى پور و برهان ديوارگر هركدام به دو سال حبس محكوم شده بودند كه دادگاه تجديد نظر ، موكلانم را از اتهام راجع به تلاش براى برگزارى تجمع غير قانونى و اغتشاش تبرئه كرد.
وى افزود : با اين حال دادگاه تجديد نظر با توجه به احكام بدوى كه موكلين ، متهم به اجتماع و تبانى جهت ارتكاب جرم شده بودند و اين اتهام در هيچ يك از مراحل دادرسى به موكلين و بنده به عنوان وكيل اين افراد تفهيم نشده بود ، ضمن توجه به اين ايراد كاملا روشن ، توجه دادگاه بدوى را به اين نارسايى جلب كرده است ، تا پس از اين در ساير محاكمات اين ايراد منتفى شود .
"شريف" تصريح كرد : طبق مذاكرات تلفنى كه با موكلين خود داشتم ، متوجه شدم كه گويا دادگاه بدوى در نظر دارد براى رسيدگى به اين اتهام ، پرونده جديدى را تشكيل دهد و با توجه به اين كه موكلين بنده قبل از ارتكاب جرم ، بازداشت شده بودند ، به نظر مى رسد اجتماع و تبانى براى ارتكاب جرمى كه خبر آن به فرماندارى و ساير مبادى ذيربط اعلام شده بود منتفى است.
وكيل اين بازداشت شدگان سقزى ، گفت : با توجه به اين كه موكلينم قبل از هر گونه اقدام به طور غير قانونى بازداشت شده و ايراد اتهام اجتماع و تبانى براى ارتكاب جريم آنها اساسا منتفى است و دادگاه تجديد نظر ضمن توجه به اين ايراد ، توجه دادگاه بدوى را به اين نارسايى معطوف كرده است ، اميدوارم خبر تشكيل پرونده جديدى در اين رابطه از سوى دادگاه بدوى نيز صحيح نباشد

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1385ساعت 11:35 قبل از ظهر  توسط سیران و سیروان 



22ارديبهشت:بوش در پاسخ به نامه احمدی نژاد:اين نامه به مساله‌ى مهم مربوط به برنامه‌ى هسته‌يى ايران پاسخى نداده است.

ايسنام: جورج بوش گفت: نامه محمود احمدى نژاد به مساله‌ى مهم مربوط به برنامه‌ى هسته‌يى ايران پاسخى نداده است.

به گزارش رويتر، جورج بوش، رييس جمهور آمريكا در اولين اظهارنظر علني‌اش درباره‌ى نامه‌ى محمود احمدى نژاد، رييس جمهور ايران چهارشنبه شب گفت: به نظر مي‌رسد اين (نامه) به پرسش اصلى كه جهان مي‌پرسد و آن اين است كه "چه زمانى برنامه هسته‌يي‌تان را كنار مي‌گذاريد؟" پاسخ نداده است.

بوش كه با اصحاب مطبوعات فلوريدا گفت‌وگو مي‌كرد، افزود: انگليس، فرانسه، آلمان - به همراه آمريكا، روسيه و چين - همگى به توافق كردند كه ايراني‌ها نبايد سلاح‌ يا قابليت ساخت يك سلاح را داشته باشند.

وى ادامه داد: توافقى جهانى نسبت به اين هدف وجود دارد و اين نامه به آن پرسش پاسخى نداد.

كاندوليزا رايس، وزير امور خارجه آمريكا نيز كه به همراه خاوير سولانا، رييس سياست خارجى اتحاديه اروپا با خبرنگاران صحبت مي‌كرد، مدعى شد: مساله اين است كه ايران مي‌داند دو گزينه همواره وجود داشته است، اينكه آنها مي‌توانند يك برنامه هسته‌يى غيرنظامى داشته باشند كه مناسب باشد و جامعه بين‌المللى بتواند از آن حمايت كند و يا اينكه منزوى شود.

پس از شكست سازمان ملل در متقاعد ساختن قدرت‌هاى بزرگ به توافق در خصوص قطعنامه عليه ايران رايس بدون تعيين محدوده‌اى زمانى مدعى شد كه ظرف چند هفته آينده توافقى حاصل خواهد شد.

وى افزود: ما اقدام شوراى امنيت را خواهيم داشت.

قدرت‌هاى اروپايى قرار است به منظور كار كردن بر روى جزييات يك پيشنهاد به ايران به عنوان بخشى از مذاكرات درباره برنامه هسته‌يى ايران روز دوشنبه با يكديگر ديدار كنند، اما سولانا سعى كرد كه سطح انتظارات را پيش از برگزارى اين نشست پايين آورد.

وى گفت: ما در اين باره صحبت خواهيم كرد، اما اين مساله روز شنبه نهايى نخواهد شد.

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1385ساعت 11:32 قبل از ظهر  توسط سیران و سیروان 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1385ساعت 11:50 بعد از ظهر  توسط سیران و سیروان  | 

نامه احمدی نژاد به بوش

نامه احمدی نژاد به بوش


*نامه احمدی نژاد هيچ کمکی به خارج شدن از بحرانی که می رود تا کشور ما را به کام تحريم های مرگبار, يا جنگ و يا تجزيه و از هم گسيختگی بکشد نمی کند و تنها تاکيد دوباره ای است بر مواضع تاکنونی رژيم و حتی نوعی جمع بندی فشرده يا بازنويسی سخنرانی هايی که احمدی نژاد در شهرستان های مختلف در ماههای اخير کرده است.


روشنگری:نامه احمدی نژاد خطاب به بوش در شرايطی منتشر شده است که بحث اعضای شورای امنيت باضافه آلمان در مورد مجازات های ايران جريان دارد. خطر تحريم های مرگبار شدت گرفته است, پرونده بر سر ميز شورای امنيت قرار دارد و هدف اعلام شده آمريکا, انگليس و فرانسه تنظيم قطعنامه الزام آوری است که راه را برای حمله نظامی و تحريم های همه جانبه اقتصادی ايران باز می کند. در چنين شرايطی که عقب نشينی فوری از سياست های ماجراجويانه در زمينه هسته ای به امری حياتی برای دور کردن خطر تحريم های مرگبار و جنگ و نابودی و تجزيه کشور تبديل شده است احمدی نژاد نامه ای خطاب به بوش نوشته است که محورهای آن تا جايی که در رسانه ها منتشر شده است به هيچ وجه به کاستن از تنش و انداختن مسير پرونده به مجرای حقوقی و بازگشت آن به آژانس کمکی نمی کند. اين نامه برخلاف پيش بينی های برخی از تحليل گران رژيم "پيام صلح" به همراه ندارد و وسيله "گشايش ديپلماتيک" نشده است. وقتی برای اولين بار روز گذشته خبر انتشار چنين نامه ای در رسانه ها بازتاب يافت, علی لاريجانی در يک موضع گيری گفت که اين نامه به "گشايش ديپلماتيک" کمک خواهد کرد, اما درست برخلاف وی کاندوليزا رايس اعلام کرد که اين نامه هيچ چيز را در سياست آمريکا نسبت به رژيم اسلامی تغيير نداده است. نامه احمدی نژاد هيچ کمکی به خارج شدن از بحرانی که می رود تا کشور ما را به کام تحريم های مرگبار, يا جنگ و يا تجزيه و از هم گسيختگی بکشد نمی کند و تنها تاکيد دوباره ای است بر مواضع تاکنونی رژيم و حتی نوعی جمع بندی فشرده يا بازنويسی سخنرانی هايی که احمدی نژاد در شهرستان های مختلف در ماههای اخير کرده است. پاسخ تند و تهديد آميز کاخ سفيد به اين نامه از زبان رايس که گفت: "ما بايد فشارى را بر ايراني‌ها وارد آوريم تا بفهمند تمرد مستمرشان از سيستم بين‌المللى بهايى به دنبال خواهد داشت"اين احتمال را تقويت می کند که اين نامه حتی تاثير منفی و مخرب تری در روند بحران جاری برجای بگذارد. اصلی ترين پيام اين نامه که دعوت تلويحی آمريکا به ديالوگ انتقادی با رژيم اسلامی به صورت مستقيم و علنی بود صريحا از سوی آمريکا رد شده است و آمريکا دوباره ار زبان رايس عملا تاکيد کرده است که به هيچ چيزی جز تسليم بی قيد و شرط رژيم اسلامی راضی نخواهد شد.
لاريجانی در سفر به ترکيه و سپس يونان که همزمان با انتشار بخش هايی از مفاد نامه احمدی نژاد خطاب به بوش و جلسات اعضای شورای امنيت باضافه آلمان صورت گرفت, با اعلام آمادگی مجدد رژيم برای بررسی طرح روسيه در صورت بيرون کشيده شدن پرونده هسته ای رژيم از شورای امنيت و بازگشت به آژانس سعی کرد القا کند که رژيم ظرفيت و آمادگی عقب نشينی در صورت کاهش فشارهای خارجی و تهديد تحريم ها و جنگ را دارد, اما هيچ نشانه ای حاکی از آن که آمريکا آماده تجديد نظر در شکل تعقيب هدف هايش در قبال ايران است ديده نشده است.

احمدی نژاد در نامه اش به جرج بوش پرسش هايی را از او پرسيده است که می توان همين پرسش ها را در برابر خود او هم قرار داد.

احمدی نژاد نوشته است:"زندانيانى در خليج گوانتانامو وجود دارند كه محاكمه نشده‌اند، حقوق قانوني‌شان سلب شده، خانواده‌هايشان نمي‌توانند آنها را ببيند و آشكارا در سرزمينى غريب خارج از كشور خودشان نگهدارى مي‌شوند. هيچ نظارت بين‌المللى بر وضعيت و سرنوشت آنها وجود ندارد. كسى نمي‌داند كه آيا آنها زنداني، زندانى جنگي، متهم يا جانى هستند."
او می نويسد: "دانشجويان من از من مي‌پرسند كه اين دست اقدامات چگونه با ارزش‌هاى اعلام شده در ابتداى اين نامه و اداى وظيفه در قبال سنن عيسى مسيح (ع) پيامبر صلح و بخشش، تطبيق دارد."

معلوم نيست دانشجويان مورد اشاره احمدی نژاد چگونه دانشجويانی هستند که وضع زندانيان گوانتامو را می بينند اما نعره های امام جمعه ها در بغل گوششان در تهران را که بر اعدام مخالفان رژيم تاکيد می کنند نمی شنوند؟ احمدی نژاد که از فقدان نظارت بين المللی بر وضعيت زندانيان گوانتامو شاکی است, آيا رژيم خودش کوچکترين نظارت بين المللی را بر زندان ها و زندانيان سياسی بی گناه کشورمان اجازه می دهد؟ احمدی نژاد که به "وجود زندان‌هاى مخفى آمريکا در اروپا" تاکيد می کند, در باره زندان های مخفی وزارت اطلاعات و سپاه و اداره اماکن و شکنجه های وحشيانه جوانان مردم چه می گويد؟ احمدی نژاد که حمايت آمريکا از جنايات اسراييل را به شيوه ای پررنگ در نامه اش مورد تاکيد قرار داده, در باره جنايت حزب الله و بسيجی ها عليه مردم ايران چه می گويد؟ چرا نمی گويد که نيمی از جمعيت اين کشور را از حقوق مسلم انسانی شان محروم کرده اند؟ چرا از اعدام های وسيع جوانان و قربانيان آسيب های اجتماعی نمی گويد؟ احمدی نژاد در نامه اش به ضايعات وحشتناکی که جنگ در بر دارد اشاره می کند, اما نمی گويد که عامل به درزا کشيدن جنگ با عراق که صدها هزار جوان ايرانی را قربانی کرد چه کسانی بودند؟ نمی گويد که همين رژيم با شعار "فتح قدس از راه کربلا می گذرد" چند صد هزار جوان را در ميدان های مين به قتل رسانده و عليل کرده است؟ احمدی نژاد که از بيداد و مظالم همتای آمريکايی اش انتقاد می کند, چرا نمی گويد که به فرمان امام جنايتکارش هزاران زندانی سياسی را در تابستان 67 قتل عام کردند و جنازه هايشان را شبانه با کانتينرهای حمل گوشت در بيابان های خاوران دفن کرده اند؟ احمدی نژاد در بخشی از نامه اش برای نهی بوش از دست زدن به ماجراجويی ديگر عليه ايران از او می پرسد: "صدها ميليارد دلار پولى كه سالانه براى جنگ عراق هزينه شد چه حاصلى براى شهروندان داشت؟"

و اضافه می کند: "همان‌طور كه جنابعالى آگاهيد، در برخى از ايالت ‌هاى كشور شما مردم در فقر به سر مي‌برند. چندين هزار بي‌خانمان و بيكار مشكلى عمده در كشورتان به شمار مي‌رود.... با در نظر گرفتن اين شرايط آيا هزينه‌هاى سرسام‌آور جنگ كه از جيب ملت پرداخت مي‌شود مي‌تواند توجيه‌كننده و در راستاى اصول پيشتر مطرح شده باشد؟"

و سوال مشابه خود او را بايد از خودش پرسيد:صرف ميلياردها دلار سرمايه ملت برای ساخت مخفيانه تاسيسات هسته ای تاکنون چه حاصلی برای شهروندان ايرانی داشته است؟ ملتی با 12 ميليون زير خط فقر, 4 ميليون معتاد, 10 ميليون بيکار آماده اشتغال, صدها هزار کودک اسير سوءتعذيه و کودکانی که در کپر درس می خوانند, کيک هسته ای می خواهد چه کند؟ به چه حقی نان و آموزش و بهداشت و اشتغال را از حلقوم اين ملت بيرون کشيده ايد و به جايش تاسيسات هسته ای ساخته ايد و سلاح های خارجی خريده ايد و بهانه فراهم کرده ايد که سخنگويان انحصارات عظيم نظامی- تسليحاتی برای بلعيدن ايران تحريک شوند؟ به چه حقی "حق مسلم" مردم ايران برای برخورداری از يک زندگی شايسته را به زور از آنها گرفته ايد و به جايش عفريته جنگ و تحريم و پاره پاره شدن کشور را بر فراز خانه و کاشانه اين مردم آويخته ايد؟ اگر آمريکا بی خانمان دارد احمدی نژاد بگويد که هر زمستان چند بی خانمان در همين تهران از سرما می ميرند و مسوول مرگ آنها چه کسانی هستند به جز او و دولت و نظام اسلامی.
او خطاب به بوش پرسيده است: "اگر ميلياردها دلارى كه خرج امنيت، نبر‌د‌هاى نظامى و انتقالات نيرو‌ها شده است خرج سرمايه‌گذارى و يارى كشور‌هاى فقير، ارتقاى سلامت، مبارزه با امراض گوناگون، تحصيل و بهبود وضعيت ذهنى و جسمي، يارى رسانى به قربانيان بلاياى طبيعي، ايجاد فرصت‌هاى شغلى و توليدي، پروژه‌هاى توسعه‌اى و فقرزدايي، استقرار صلح، ميانجيگرى در بين كشور‌هاى در حال مناقشه و خاموش كردن شعله‌هاى مناقشات نژادي، قومى و ساير مناقشات مي‌شد جهان مي‌توانست همان گونه كه امروز هست، باشد؟"
و همين سوال را از او بايد پرسيد:اگر ميلياردها دلاری که صرف ساخت تاسيسات هسته ای و سلاح های خارجی و تجيزات نظامی در ايران شده, صرف مقابله با بلايای طبيعی در کشور زلزله خيز ايران می شد زلزله لرستان آن همه کشته می داد؟ ميليون ها تهرانی بر گسل های مرگ در انتظار آينده ترسناک لرزش زمين روزگار می گذراندند؟ و اين همه فقير و کارتن خواب و معتاد و بی سرپناه و تن فروش در کشور داشتيم؟ و بچه های ما از بيماری های ساده می مردند؟ و دارو و درمان به اين وضع بود که بيمار جلوی در بيمارستان برای تامين هزينه گدايی کند؟
احمدی نژاد در بخشی از نامه اش به بوش می نويسد: "دوباره بايد به نقش رسانه اشاره كنم. در منشور رسانه‌يي، انتشار اطلاعات صحيح و گزارش‌دهى صادقانه‌ى ماجرا از اصول اعتقادى است."
واقعا که چندش آور است: رژيمی که بيش از صد روزنامه و نشريه را بسته است و هر صدای مخالفی را بشدت سرکوب می کند, رژيمی که وزير ارشادش سانسور را به حدی گسترش داده که از کتاب و کتابخوانی جز مشتی پوست و استخوان چيزی باقی نگذاشته است, رژيمی که همه راههای گردش آزاد اطلاعات را به صرف هزينه های کلان بسته است و هر تلاشی برای دسترسی به اطلاعات را به بدترين شکل کيفر می دهد و دستگاههای سرکوبگرش شب و روز به محاکمه روزنامه نگاران و سردبيران مطبوعات مشغول هستند, مدعی "انتشار اطلاعات صحيح و گزارش‌دهى صادقانه‌ى" می شود.
احمدی نژاد با اشاره به کشف سلاح های کشتار جمعی در عراق به عنوان بهانه شروع جنگ و شرح رياکاری نهفته در آن, از رياکاری حاکمان کاخ سفيد انتقاد می کند, و اين در حالی است که يکايک موعظه های او سرشار از دروغ و رياکاری است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1385ساعت 11:48 بعد از ظهر  توسط سیران و سیروان  | 

شهیدان کردستان

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم اردیبهشت 1385ساعت 8:56 قبل از ظهر  توسط سیران و سیروان  | 

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم اردیبهشت 1385ساعت 8:50 قبل از ظهر  توسط سیران و سیروان 

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم اردیبهشت 1385ساعت 8:48 قبل از ظهر  توسط سیران و سیروان 

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم اردیبهشت 1385ساعت 8:25 قبل از ظهر  توسط سیران و سیروان  | 

گفت وگویی با دبیر کل حزب دمکرات کردستان ایران ، مصطفی هجری 

انتخابات عراق ، ندای آزادی خاورمیانه بود و

 رهایی از نزاع ها و قیام ها

 گفت و گو از عرفان قانعی فرد

: ‌  

--------------------------------------------------------------------

1.  انتخابات عراق ، از دیدگاه شما چه تاثیری را در منطقه خاورمیانه خواهد داشت ؟

بنا بر نشانه ها ی موجود ، نتایج مثبت بسیاری داشت و اگر بسیاری فکر می کردند که این عملیات انتحاری و کشتارهایی که  در عراق به وجود می آید نشانه آن است که مردم در این پروسه به وجود امده در عراق مخالف هستند و در انتخابات شرکت نخواهند کرد و به این ترتیب نارضایتی  خود را از وضع موجود ابراز می کنند ، اما  شرکت مردم در انتخابات و استقبال آنها ، نشان داد که این سخنان و حرفها ، جز توهماتی بیش نیست و معلوم شد که مردم موافق پروسه دمکراسی هستند و خواهان آزادی و دمکراسی هستند و در واقع استقبال مردم در انتخابات یک " نه " بزرگ بود به تروریست ها و پس مانده بعثی ها و عوامل مامورو تحریک شده که از بعضی کشورها حمایت می شوند و به داخل منطقه نفوذ کرده اند تا در برابر جریان آزادی به وجود امده ایستادگی کنند .

به همین جهت من تصور می کنم که مردم خاورمیانه ، همه مانند مردم جامعه عراق ، از جریان دمکراسی و آزادی استقبال می کنند  و اگر امکانی به وجود آید که حکومت های ارتجاعی و توتالیر نابود و یا تضعیف شوند ، مردم این آمادگی را دارند ، برای بنیان گزاری یک سیستم دمکراتیک که همگی در آن شرکت داشته باشند و حتی در این راه نیز از فدا کردن جان و مال خود ابایی ندارند  ،همچنان که مردم عراق برای شرکت در انتخابات ، این بها را پرداخت کردند.

2.      در انتخابات عراق کردها در جایگاه دوم قرار گرفتند ، حال بنا به عقیده شما در مساله تعیین حاکمیت عراق ، کردها چه نقشی را خواهند داشت ؟

مساله عراق پیشتر از آنکه مربوط به مساله قوم ها باشد و اینکه کدام ملیت رای بیشتر و یا کمتر آورده اند ، بیشتر به این مساله ارتباط دارد که حکومت آینده عراق و نیروهای ائتلاف در این تفکرند که منطقه روی آسایش و آرامش را ببینند و بعد از یک تاریخ خونین در عراق ، به وضعیت آن دوران باز نگردند و بنا به عقیده من باید بیشتر بر روی توافق ها باشد  و همه ملیت ها که در عراق زندگی می کنند از حقوق ملی خود برخوردار باشند و راضی به ادامه مشارکت در آبادسازی عراق و شرکت در اداره امور مملکت باشند و به این ترتیب آرامش به منطقه بازگردد و مردم بتوانند در بازسازی و عمران کشور شرکت کنند .

به این ترتیب فکر می کنم که کردها بتوانند از حکومت فدرالی که خواهان آن هستند ، در منطقه خود برخوردار باشند و البته ممکن است که همه آنچه که را که می خواهند به دست نیاورند اما مطمئنا اگر وضعیتی به وجود آید اگر نتوانند در منطقه خود نوعی خود گردانی داشته باشند و خود اداره کنند ، همچنان که از سال 1991 در منطقه خود چنین می کنند ، دیگر آرامش امروز باقی نخواهد بود . و این مساله ای است که نیروهای ائتلاف و حکومت عراق به آن متوجه و آگاه هستند و به این ترتییب شکل و صورت فدرالیسم برای اداره حکومت تصویب خواهد شد که البته در قانون موقت حکومت عراق هم این مساله تصویب شده و به این ترتیب کردها به شکل رضایت آمیزی به ماندن در عراق و همزیستی مسالمت آمیز با سایر ملت ها و قومیت ها هستن تا ترکیبی درست از همگان را به وجود آورند و به زندگی خود ادامه دهند .

3.      یعنی معتقد هستید که کردها در موزاییک قدرت آینده  منطقه خاورمیانه ، تاثیری مثبت خواهند داشت ؟

بله ! من چنین تصور می کنم.

4.      حال که شیعیان و پیروان مذهبیون  در انتخابات عراق جایگاه نخست را به دست آوردند ، آیا تاثیری را از حکومت های مذهبی منطقه خواهند پذیرفت ؟ و یا مانند کردها ، دیدگاهی آزادیخواهانه نسبت به آینده عراق دارند ؟

البته نیروهایی که  معتقد به اسلام و یا سایر مذاهب هستند مطمئنا خواستار این خواهند بود که آنچه که بتوانند و بخواهند امور مذهبی را در شکل اداره حکومت تاثیر بدهند ، اما شیعیان عراق که با کردها روابط خوبی هم دارند و مشکلات مملکت را هم خوب متوجه هستند ، می توانند با کردها و نیروهای دیگر به توافق برسند واز طرفی دیگر ،تابحال چندین بار نیروهای شیعه در عراق ابراز کرده اند که نمی خواهند آنها یک حکومت مذهبی مشابه ایران داشته باشند بلکه اشاره کرده ا ند که فقط یکی ار پایه های قانون گذاری عراق اسلامی باشد .

به همین جهت تصور می کنم که در آینده نفوذ اسلام در قانون اساسی و آینده حکومت عراق به آن شکلی نخواهد بود که امروزه نمونه اش را در ایران شاهد هستیم و یا به اشکال مختلف دیگری در حکومت های اسلامی و دینی برقرار هستند ، بلکه در عراق شکا مطمئن ترو معتدل تری از دمکراسیخواهد بود تا بتواند رضایت همه گروه ها را تا مین کند.

 5.      شما به عنوان یک حزب کردی که امروزه در عراق مستقر هستید ، با توجه به تحولات منطقه خاورمیانه ، چه تفکر و راهی را در پیش خواهید گرفت ؟  

برنامه ما در کنگره سیزدهم که در تیرماه سالجاری برگزار شد ما شعارمان فدرالیسم بود و برای آینده ایران هم آن شعار و راه کار را انتخاب کردیم و تصور می کنیم که این بهترین شکل مطلوب حکومتی است در زمان کنونی ، برای اینکه بتوان جمعیت ایران و ملیت ها ی مختلف ایرانی را به شکلی رضایت بخش در اداره کشور شرکت داد و هم آنها را مطمئن ساخت که حکومت دیگری به آنها ستم روا نخواهد داشت و حقوق دمکراتیک آنها را با نام ها ی تجزیه طلبی و مذهب و یا سایر تعبیرها یی که تابحال حکومت های پهلوی و یا جمهوری اسلامی نسیت به کردها داشته اند و تبعیض روا داشتند ، جایگاهی نخواهد داشت و ما دنبال آن هستیم که این شکل از حکومت در ایران برقرار باشد و تصور می کنم که در میان نیروهای اپوزیسیون ایرانی و ملیت های تحت ستم مانند کردها ، ضمن ادامه مبارزه برای دفاع از آزادی ، در شکل گذاری حکومت آینده ایران هم نقش خوبی را داشته باشیم.

 6.     می خواستم نظر شما را بدانم در این مورد که با توجه به مطرح بودن مبحث حمله آمریکا به ایران ، کردها  چه رفتار و عکس العملی را باید داشته باشند ؟ در حالی که شما پس از انتخاب مجدد جرج بوش به او پیام تبریک ارسال کردید .

مشکلات ما کردها در داخل ایران و یا اصولا ملیتهای تحت ستم در منطقه خاورمیانه این است که متاسفانه  حکومت های دیکتاتوری ، نسبت به جنبش مردمی قدرتمندترند  و برای تاسیس حکومت های مردم سالار ما احتیاج به نیرو داریم :  اول آنکه با نیروهای خود در داخل اتحاد ما و انتخاب شعار مناسب سیاسی بنا به دوران و زمان فعلی باشد تا که مردم را از دیکتاتوری و استبداد رها بکند. دوم آنکه ملیتهای تحت ستم در هر کشوری هر اندازه هم که قوی باشند ، متاسفانه حکومت ها با قدرت تمامتر به سرکوب می پردازند و خواستهای آزادیخواهانه مردم و حرکتهای آنان را مدتها به تاخیر می اندازد . به همین جهت ما برای تاسیس حکومتهای مردم سالار و دمکرات و دلخواه مردمی احتیاج به پارامترهایی داریم که کمک کننده این جنبش باشد .

الان ما در دنیا شاهد این مساله هستیم که معمولا تغییر و تحولاتی که در سیستم سیاسی حکومت ها به وجود می آید ؛ به وِیژه در خاورمیانه ، بدون کمک خارجی تقریبا امکان پذیر نیست و من بسیار منطقی می دانم که مردم هر کدام از کشورهای منطقه که می خواهند از دیکتاتوری رهایی پیدا کنند از نیروهای دمکرات و آزادیخواه خارجی برای تقویت جنبش آزادیخواهی در داخل کشور کمک بگیرند .

ما در نامه خود به جرج بوش مطرح کردیم که از ایشان و دیگر کشورهای منطقه می خواهیم که که به جنبش آزادیخواهانه مردم ایران کمک کنند تا مردم از زیر تیغ ستم رها شوند و با تغییر رویکرد حکومتی ، حکومت مردم سالار و دمراتیک به وجود بیاید که مردم در سایه آن به خواستهای دمکراتیک خود برسند و دنیا هم از دست خرابکارن و خشونت و دخالتهای حکومتهایی ار این قبیل رها شوند و مردم را در این رهایی کمک کنند و این خواست ما بوده و فقط دنبال آن هستیم و از همه حکومتهای دنیا هم می خواهیم که به نیروهای دمکرات و آزاد اندیش ایران و مردم دمکراسی خواه آن کمک کنند و از این دعوت استقبال کنند .

حکومت ایران هرچند که در عین حال ضعیف شده اما بازهم توانایی تضعیف جنبش مردمی را دارد و همانطور که شاهد هستیم در ایران نو اندیشان ، روزنامه نگاران و دانشجویان زیر تیغ خشونت حکومت قرار دارند و اگر کمک نیروهای آزادیخواه خارجی به نیروهای آزاد اندیش و مستقل داخل مردم کمک کنند ، طبعا زمان موعود زودتر فرا خواهد رسید.

7.      اما آیا کمک گرفتن از حکومت خارجی ، به نوعی مساله گشودن پای آنها به مسایل داخل مملکت نیست ؟

ببینید به طور کلی ما مخالف آن هستیم که کشورمان به روزگار مردم عراق و یا افغانستان دچار بشود و لزومی هم ندارد و اگر دقت کنید در کشورهایی مانند عراق صدام حسین و افغانستان  طالبانی که هیچ مبارزه مردمی و آزادیخواهانه ای وجود نداشت و همه را سرکوب می کردند ، در ایران ما چنین نیست و همواره نیروهای آزادیخواه و مخالف مبارزه خود را ادامه داده اند و علی رغم آنکه حکومت همه آن بی رحمی ها را  روا داشته اند ، باز هم پرچم آزادی برافراشته است و موقعیت اریان با افغانستان و عراق تفاوت داردو اگر نیروهای دمکرات و آزاد اندیش ایران تقویت بشوند، خود مردم و جریانهای مردمی قادر به تامین و تثبیت حکومت دلخواه خود خواهند بود.

 8.      از سخنان شما اینگونه برداشت می کنم که که در واقع کردها خواهان جدایی نیستند و این برچسبی است که به کردها زده شده است

برداشت شما کاملا درست است و این در واقع بعضی از حکومت های  دیکتاتوری منطقه است که همیشه جنبشها و حرکت ها آزادیخواهانهرا با  تهمت و برچسبهای گوناگون مثل تجزیه طلبی و وابستگی به بیگانه و... سرکوب می کنند و حکومت های حاکم بر کردها هم همیشه علیه جنبشها و حرکتها ی قومها مانند کردها و دیگر بخش های ایران ، از این برچسبها استفاده کرده ا ند و تصور می کنم اگر کردها و دیگر ملیتهای ایرانی نقش خود را در اداره امورمنطقه و حقوق فردی خود و کشور با حقوقی مساوی ایفا کنند ، هیچ تمایلی برای جدایی طلبی وجود نخواهد داشت .

این استبداد است که با ظلم و ستم بر ملت ها و قومها مردم را گریز از مرکز میکند و کردها از ابتدا تا امروز همیشه شعارشان ماندن در داخل ایران ، تحت یک حکومت دمکرات و مردم سالار و آزاد بوده و هست   ، تا که هم کردها و هم دیگر اقام و ملیتهای ایرانی حقوق دمکراتیک خود را داشته باشند .

ما براین مساله ،  در کنگره خود نیز تاکید کردیم و این نه شعار بلکه باور و آرمان ماست. در این راه مبارزه کردیم و شهید دادیم و خون ؛ پس باز هم بر آن تعهد مانده ایم.

 

 

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم اردیبهشت 1385ساعت 8:21 قبل از ظهر  توسط سیران و سیروان  | 

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم اردیبهشت 1385ساعت 0:23 قبل از ظهر  توسط سیران و سیروان  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1385ساعت 11:55 بعد از ظهر  توسط سیران و سیروان 

۱.ایمیل کمیسیون تشکیلات حزب دتماس با کمیسیون تشکیلات حزب دمکرات کردستان ایران

 

برای  تماس  با  کمیسیون  تشکیلات  حزب دمکرات کردستان  ایران

از این  ایمیل  استفاده  کنید :

 

tashkilat83@yahoo.com

مکرات کردستان ایران: tashkilat83@yahoo.com

۲. ایمیل کمیسیون انتشارات حزب دمکرات کردستان ایران :info@kurdistanmedia.com

۳. ایمیل رادیو صدای کردستان ایران : rdk_iran@yahoo.com

۴. ایمیل دفتر حزب دمکرات در فرانسه: pdkiran@club-internet.fr

۵. ایمیل اتحادیه جوانان دمکرات کردستان ایران : lawankurd@yahoo.com

۶. ایمیا اتحادیه زنان دمکرات کردستان ایران : jnan1324@yahoo.com

۷. تلفن مستقیم تماس با رادیو صدای کردستان ایران : 009647701597268 مبایل

۸.  شماره فکس تماس با صدای کردستان ایران :    0012706824654  فکس

                                                              0017173267615  

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1385ساعت 11:53 بعد از ظهر  توسط سیران و سیروان  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1385ساعت 11:48 بعد از ظهر  توسط سیران و سیروان 

دوكتور سه‌عیدشه‌ره‌فكه‌ندی

ناوبانگ: دوكتور سه‌عید
ناو و ناسناو: محه‌ممدسادق شه‌ره‌فكه‌ندی
دانیشتووی: مه‌هاباد
ساڵی شه‌هید بوون: 1992

 

كورته‌یه‌ك له ژیاننامه:

هاورێی تێكۆشه‌ر محه‌ممه‌د سادق شه‌ڕه‌فكه‌ندی ناسراو به‌ دوكتور سه‌عید ڕۆژی11/1/1938 له‌ بنه‌ماڵه‌یه‌كی نیشتمانپه‌روه‌ردا له‌ گوندی ته‌ره‌غه‌ی بۆكان له‌ دایك بوو. هه‌ر له‌ ته‌مه‌نی منداڵی دا باوكی له‌ ده‌ست داو سه‌رپه‌رستی یه‌كه‌ی كه‌وته‌ سه‌ر شانی براگه‌وره‌كه‌ی، شاعیری گه‌وره‌ی كوردستان مامۆستا هه‌ژار. پۆلی یه‌ك ودووی سه‌ره‌تایی له‌ شاری بۆكان خوێندوو پاشان كه‌ بنه‌ماڵه‌كه‌ی له‌ مه‌هاباد گیرساوه‌ و خوێندنی سه‌رتایی و ناوه‌ندی له‌ مه‌هاباد و ساڵی ئاخری ده‌بیرستانی له‌ شاری ته‌ورێز ته‌واو كرد.
ساڵی1959له‌ دانیشسه‌رای عالی تاران لیسانسی شیمی وه‌رگرت، هه‌ر له‌و ساڵه‌دا بوو به‌ مامۆستای ده‌رسی شیمی و هه‌تا ساڵی1965له‌ شاره‌كانی ورمێ و مه‌هاباد دا به‌ ئه‌ركی مامۆستایه‌تی‌یه‌وه‌ خه‌ریك بوو. سه‌رنجام به‌كرێگیراوانی رێژیمی حه‌مه‌ڕه‌زاشا ئه‌و خزمه‌ته‌یان له‌ كوردستان پێ ڕه‌وا نه‌دی و له‌ گه‌ڵ ژوماره‌یه‌ك‌مامۆستای دیكه‌ دووریان خستنه‌وه‌ بۆ ئه‌راك و كه‌ره‌ج و چه‌ند شاری دیكه‌.
 
تێكۆشه‌ر كاك دوكتور سه‌عید ساڵی1970 نه‌قل كرا بۆ زانستگای ته‌ربێتی موعه‌لیم له‌ تاران و ساڵی1972 به‌ كه‌ڵك وه‌رگرتن له‌ بورسی وه‌زاره‌تی عوڵه‌م چووه‌ فه‌رانسه‌‌ و له‌ ماوه‌ی چوار ساڵ‌دا دوكتورای شیمی ئانالتیك له‌ زانستگای ژوماره‌ 6ی پاریس وه‌رگرت.
سالی1976گه‌راوه‌ تاران وه‌ك مامۆستای زانستگای ته‌ربیه‌تی موعه‌لیم درێژه‌ی به‌ ئه‌ركی پیرۆزی مامۆستایه‌تی دا.ساڵی1973كاتێك له‌ پاریس ده‌ی خوێند له‌ رێگای مامۆستای مه‌زن دوكتور قاسملوی رێبه‌رمانه‌وه‌ له‌ گه‌ڵ به‌رنامه‌وپێره‌وی نێو خۆی حیزبی دێمۆكرات ئاشنا بوو و داوای ئه‌ندامه‌تی حیزبی كرد. پاش گه‌ڕانه‌وه‌ بۆ تاران بوو به‌ ڕابیتی نێوان كاك دوكتور قاسملو و ئه‌ندامانی كۆنی رێبه‌رایه‌تی حیزب. پاش ڕووخانی ڕێژیمی پاشایه‌تی و ده‌ست پێكرنه‌وه‌ی تێكۆشانی ئاشكرای حیزب ساڵی1979بوو به‌ موشاویری كۆمیته‌ی ناوه‌ندی و ساڵـــــی1980 له‌ كۆنگره‌ی چواره‌می حیزبدا به‌ ئه‌ندامی كۆمیته‌ی ناوه‌ندی هه‌ڵبژێراو به‌رپرسایه‌تی كۆمیته‌ی حیزبی له‌ تارانی پێ ئه‌سپێردرا.
 
هاورێ دوكتور سه‌عید هاوینی 1980له‌ لایه‌ن ده‌فته‌ری سیاسی حیزبه‌وه‌ بوو كاری ته‌واو وه‌خت بانگ كراوه‌ كوردستان. له‌ پلینۆمی كۆمیته‌ی ناوه‌ندی له‌ هاوینی1980دا به‌ ئه‌ندامی ده‌فته‌ری سیاسی هه‌ڵبژێرا. له‌ كۆنگره‌كانی5و6و7و8و9دا هه‌موو جاره‌ به‌ ئه‌ندامی ده‌فته‌ری سیاسی هه‌ڵبژێردراوه‌.
له‌ ساڵی 1986ڕا هه‌تا كاتی شه‌هید بوونی مامۆستای گه‌وره‌مان دوكتور قاسملوی نه‌مر ئه‌ركی جێگری سكرتێری گشتی حیزبی به‌ ئه‌ستۆوه‌ بوو. له‌ یه‌كه‌م پلینێۆمی دوای شه‌هید بوونی كاك دوكتور قاسملودا بوو به‌ سكرتێری گشتی حیزب.
 
رێكه‌وتی17/9/1992 كاك دوكتور سادق شه‌ڕه‌فكه‌ندی له‌ گه‌ڵ هاورێیه‌كانی كاك فه‌تاح عه‌بدولی ئه‌ندامی كۆمیته‌ی ناوه‌ندی و نوێنه‌ری حیزب له‌ ئورووپاو كاك هومایون ئه‌رده‌ڵان به‌رپرسی كۆمیته‌ی حیزب له‌ ئه‌ڵمان به‌ ده‌ستی تیروریسته‌كانی كۆماری ئیسلامی ئێران له‌ شاری بڕلینی ئه‌ڵمان شه‌هید كران. یادو ناوی كاك دوكتور سه‌عید هه‌میشه‌ به‌ نه‌مری ده‌مێنێته‌وه‌ .

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1385ساعت 11:46 بعد از ظهر  توسط سیران و سیروان 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1385ساعت 11:39 بعد از ظهر  توسط سیران و سیروان 

ناوبانگ: دوكتور قاسملوو
ناو و ناسناو: ‌‌عه‌بدولره‌‌حمان قاسملوو
دانیشتووی: ورمئ
ساڵی شه‌هید بوون: 1989

 

 

كورته‌یه‌ك له ژیاننامه:

عه‌بدولره‌حمان قاسملوو له‌ شه‌وزستانی سالی1930دا له‌ بنه‌ماڵه‌یه‌كی خاوه‌ن مڵكی ده‌ست ڕۆیشتوودا له‌ شاری ورمێ له‌ دایك بووه‌.خوێندنی سه‌ره‌تایی و ناوه‌ندیی له‌ ورمێ و تاران ته‌واوكرد. هاورێ قاسملوو ساڵی1945 تێكۆشانی سیاسی خۆی به‌ دامه‌زراندنی یه‌كیه‌تیی لاوانی دێموكراتی كوردستان له‌ شاری ورمێ ده‌ست پێ كرد.
ساڵی1946 به‌ دوای ڕووخانی كۆماری كوردستان له‌ مه‌هاباد دا بۆ خوێندن چووه‌ تاران و ساڵی1948بـــۆ درێژه‌پێدانی خوێندن چوو بۆ پاریس. گه‌یشتنی به‌ پاریس هاوكات بوو له‌ گه‌ڵ ته‌قه‌ كردن له‌ شا له‌ زانستگای تاران. به‌و بۆنه‌وه‌ كۆبونه‌وه‌یه‌كی به‌رینی خوێندكاره‌ ئێرانێ یه‌كان له‌ پاریس پێكهات كه‌ له‌وێ دا كاك ره‌حمان قاسملوو به‌ درێژه‌یی به‌ دژی شای‌ئێران قسه‌ی كرد و له‌ ئاكام دا خوێندكاران په‌یامێكی ئیعترازییان بۆ شا نارد. ئه‌م كاره‌ بوو به‌هۆی فشاری حكومه‌تی ئێران  و ته‌نانه‌ت حكومه‌تی فه‌رانسه‌ش بۆ سه‌ر كاك ره‌حمانی ناچاركرد پاریس به‌ جێ هێڵێ و وه‌ك خوێندكاری بوورس پێدراوی "یه‌كێه‌تی نێونه‌ته‌وه‌یی خوێندكاران" چوو بۆ پڕاگ پێته‌ختی چیكوسلوواكی هه‌رله‌وماوه‌دا كه‌ له‌ فه‌ڕانسه‌ بوو به‌ هاوكاری چه‌ند خوێندكاری كورد "كۆمه‌ڵه‌ی خوێندكارانی كورد"یان له‌ ئوروپا دامه‌زراند.
 
ساڵی 1951 به‌ نوێنه‌رایه‌تیی خوێندكارانی ئێران له‌ زۆركۆبوونه‌وه‌ و كۆنفه‌ڕانسی فیدراسیونی جیهانیی لاوان دا له‌ مه‌جارستان به‌شدار بوو. ساڵی1952له‌ سه‌رده‌می حكومه‌تی میللیی دوكتور موسه‌دیق‌دا هاورێ قاسملوو پاش ئه‌وه‌ی له‌ زانستگای پڕاگ‌دا لیسانسی زانسته‌ كۆمه‌ڵایه‌تی و سیاسی‌یه‌كانی وه‌رگرت گه‌ڕاوه‌ ئێران. ئه‌وكاته‌ له‌ نێوان حیزبی دێموكراتی كوردستان و حیزبی تووده‌ی ئێران دا یه‌كیه‌تیی ته‌شكیلاتی هه‌بوو. هاورێ قاسملوو پاش شه‌ش مانگ تێكۆشان له‌ تاران هاته‌وه‌ مه‌هابادو له‌ وێ سه‌رپه‌رستیی كاری حیزبیی وه‌ئه‌ستۆ گرت.
پاش كۆده‌تای شوومی19/8/1953ناچار بوو به‌ ته‌واوی خۆی بشارێته‌وه‌ و به‌ نهێنی له‌ تاران و له‌ كوردستان خه‌ریكی تێكۆشانی حیزبی بێ. له‌و ماوه‌یه‌دا سه‌رپه‌رستی ڕۆژنامه‌ی كوردستانی به‌ ئه‌ستۆوه‌ بوو.هه‌ر له‌ ماوه‌یه‌ش دا بوو كه‌ كۆمیته‌یه‌كی سه‌راسه‌ری بۆ كاروباری حیزبی دێموكرات به‌ به‌رپرسایه‌تی ئه‌و پێكهات و ساڵی1957جارێكی دیكه‌ چۆوه‌ چیكوسڵوواكی.
هاورێ قاسملوو ساڵی1958گه‌ڕاوه‌ بۆ عێراق و له‌گه‌ڵ چه‌ند ئه‌ندامی مه‌سئوولی دیكه‌ی حیزبیی هه‌وڵیان دا له‌ رێگای عێراقه‌وه‌ رێكخراوه‌كانی حیزب زیندوو بكه‌نه‌وه‌. به‌ڵام به‌ هۆی كارشكێنیی به‌رێوه‌به‌رانی پارتی‌دێموكراتی كوردستانی عێراق له‌وكاره‌دا سه‌رنه‌كه‌وتن‌‌، ساڵی1960به‌ ده‌ستوری ده‌وڵه‌تی عێراق له‌و‌ وڵاته‌‌ ده‌ركراوگه‌ڕاوه‌  بۆ پڕاگ.ساڵی1962له‌ زانستگای پراگ دوكتورای زانستی‌ئابووری وه‌رگرت‌و هه‌تا ساڵی1970له‌زانستگای پراگ ده‌رسی "ئابووری سه‌رمایه‌داری و ئابووری سۆسیالیستی و تیئوری هه‌ڵدانی ئابووری" گوته‌وه‌ وله‌وماوه‌دا چه‌ند كتێب و نامیلكه‌ی له‌ سه‌رگیروگرفته‌ ئابووریی وكۆمه‌ڵایه‌تی و سیاسی‌یه‌كان نووسیوه‌، و زمانه‌كانی كوردی، فارسی ، توركی، عه‌ره‌بی، فه‌ڕانسه‌وه‌ی،ئینگلیسی،چێكی و رووسی به‌ باشی ده‌زانی .
پاش ده‌ر چوونی به‌یاننامه‌ی11ی مارسی1970له‌ عێراق كاك دوكتور قاسملوو له‌ ئورووپاوه‌ گه‌ڕاوه‌ بۆ عێراق و به‌ هاوكاری چه‌ند كه‌س له‌ یارانی نیزیكی حیزبی ئه‌ركی زیندوو كردنه‌وی رێكخراوه‌كانی حیزبی دێموكراتی كوردستانی وه‌ ئه‌ستۆ گرت. ساڵی1971 له‌ كۆنفه‌رانسی سێهه‌می حیزب دا كاك دوكتورقاسملوو به‌ سكرتێری گشتیی حیزبی دێموكراتی كوردستان هه‌ڵبژێردراو له‌و كاته‌وه‌ له‌ هه‌موو كۆنگره‌كانی حیزب دا  وه‌ك سكرتێری گشتیی حیزب هه‌ڵبژێردرایه‌وه‌و به‌م جوره‌ بۆ ماوه‌ی هه‌ژده‌ساڵ وه‌ك رێبه‌رێكی كارزان‌و شاره‌زا له‌ پله‌ی یه‌كه‌می به‌رپڕسایه‌تی دا كاروباری حیزبی له‌ یه‌كێك له‌ سه‌خت‌ترین قۆناغه‌كانی خه‌باتی ئه‌م حیزبه‌دا به‌رێوه‌ برد.
هاورێی تێكۆشه‌رو مامۆستای رێبه‌ر دوكتور قاسملوو له‌ گه‌ڵ كاك عه‌وڵا قادری ئازه‌ر ئه‌ندامی كۆمیته‌ی ناوه‌ندی و به‌رپرسی ده‌فته‌ری حیزبی دێموكرات له‌ ده‌ره‌وه‌ی وڵات، رێكه‌وتی13/7/1989 له‌ وییه‌نی پێته‌ختی ئوتریش به‌ ده‌ست تێروریسته‌كانی كۆماری ئیسلامی ئێران شه‌هید كران.

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1385ساعت 11:37 بعد از ظهر  توسط سیران و سیروان  | 

برنامه‌ و اساسنامه‌ءحزب دمكرات كردستان ایران

برنامه‌ و اساسنامه‌ء

حزب دمكرات كردستان ایران

مصوّب كنگره‌ی‌ سیزدهم

13 الی 17 تیرماه 1383

3 الی 7 ژوئیه 1383

 

بخش اوّل:

برنامه‌ی‌ حزب دمكرات كردستان ایران

پیش گفتار:

1ـ تاریخ مبارزات ملّت كرد یكی‌ از خونبارترین و دیرپاترین بخشهای‌ تاریخ خلقهای‌ تحت ستم جهان به‌ حساب می آ‌ید. بعد از جنگ چالدران كه‌ در میان دو امپراتوری‌ عثمانی‌ و صفوی‌ در سال 1514 روی‌ داد، كردستان عملاً در میان آ‌ن دو دولت تقسیم گردید و در سال 1639، با انعقاد پیمانی‌ میان شاه‌عباس و سلطان مراد عثمانی‌ رسمیّت یافت.

قیام آ‌زادیخواهانه‌ی‌ شیخ عبیدالله‌ نهری‌ (1880) سرآ‌غاز جنبش رهایی‌بخش ملّی‌ علیه‌ اشغالگران و در راستای‌ استقلال كردستان بود. سالهای‌ آ‌غازین قرن بیستم شاهد خیزش سازمانهای‌ سیاسی‌ و شكوفایی‌ جنبش آ‌زادیخواهانه‌ی‌ ملّی‌ در سراسر كردستان بود، لیكن هربار در اثر توطئه گری‌ دولتهای‌ منطقه و بده‌بستانهای‌ آ‌نان با قدرتهای‌ بزرگ جهان، این جنبشها رو به‌ به‌ خاموشی‌ نهادند. با آ‌غاز جنگ دوّم جهانی‌، مبارزات خلقهای‌ آ‌زدیخواه‌ جهان علیه‌ ارتجاع و فاشیزم گسترش یافت و در آ‌ن مقطع زمانی‌، ضرورتی‌ تاریخی‌ در جهت ایجاد یك سازمان سیاسی‌ در كردستان ایران كه‌ بتواند مبارزه‌ی‌ رهایی‌بخش خلق كرد در آ‌ن بخش از كردستان را رهبری‌ نماید، كاملاً احساس می‌شد. به‌ دنبال اشغال ایران از سوی‌ متفقین و برچیده‌شدن بساط دیكتاتوری‌ بیست ساله‌ی‌ رضاخان از كردستان ایران، زمینه‌ی‌ مناسبی‌ برای‌ گسترش جنبش آ‌زادیخواهانه‌ به‌ وجود آ‌مد و پیكارجویان پیشتاز خلق كرد از آ‌ن فرصت مطلوب حسن استفاده‌ نموده‌ و در بیست و پنجم مردادماه‌ سال 1324 خورشیدی‌ حزب دمكرات كردستان را تأسیس كردند.

بنابراین تشكیل حزب دمكرات كردستان حاصل و نیتجه‌ی‌ یك ضرورت تاریخی‌ و نشانگر آ‌گاهی‌ و فرهیختگی‌ فرزندان پیشرو خلق كرد بود. از آ‌ن زمان تا به‌ امروز، حزب دمكرات كردستان، كه‌ فرزندان انقلابی‌ خلق كرد را در صفوف خود جای‌ داده‌است، سازمان دهنده‌ و راهبر مبارزه‌ی‌ رهایی‌بخش توده‌های‌ مردم كردستان بوده‌ و هست.

تشكیل حزب دمكرات كردستان در تاریخ خلق كرد نقطه عطف مهمّی‌ به‌ حساب میآ‌ید و سرآ‌غاز مرحله‌ی‌ نوینی‌ از مبارزه‌ی‌ این ملّت می‌باشد. تحت رهبری‌ حزب بود كه‌ خلق كرد برای‌ نخستین بار در تاریخ نوین خود موفّق شد حاكمیّتی‌ ملّی‌ را در بخشی‌ از كردستان به‌ وجود آ‌ورد. این حكومت توانست یازده‌ ماه‌ به‌ حیات خود ادامه‌ دهد و پس از واپس نشینی‌ جنبش خلقهای‌ ایران، دیكتاتوری‌ نظامی‌ مجدداً سلطه ی‌ خود را بر سراسر كردستان تحمیل نمود. لیكن خلق كرد از ادامه‌ی‌ مبارزه‌ بازنماند و برای‌ تحقق بخشیدن به‌ آ‌رمانهای‌ دیرپای‌ خود همچنان به‌ مبارزه‌ ادامه‌ داد.

حزب دمكرات كردستان ایران دارای‌ سابقه‌ی‌ 59 ساله‌ و سرشار از فراز و نشیب و فداكاری‌ و جانبازی‌ بوده‌ و بی‌گمان طی‌ این مدت بسی‌ كارآ‌مدتر گشته‌ و از مبارزات خلق كرد و سایر خلقها تجربیات ارزشمندی‌ اندوخته‌ است.

2ـ در نیمه‌ی‌ دوّم قرن بیستم، پیشرفت و شكوفایی‌ دانش و فن آ‌وری‌، ونیز تسریع و گسترش شبكه‌ی‌ ارتباطات سیمای‌ جهان را كاملاً دگرگون ساختند. بسیاری‌ از رژیمهای‌ واپسگرا و خودكامه‌ فروپاشیده‌ و به‌ جای‌ آ‌نها سیستمهای‌ نوین و مدافع آ‌زادی‌ ایجاد گشته‌اند. دهها ملّت بزرگ و كوچك به‌ كسب حق تعیین سرنوشت خویش نائل آ‌مده‌ و دولتهای‌ مستقلی‌ تشكیل داده‌اند، ونیز عمر رژیمهایی‌ كه‌ به‌ خشونت و سركوب امید بسته‌اند رو به‌ زوال است. به‌طوركلّی‌، خلقهای‌ تحت ستم و نیروهای‌ اجتماعی‌ای‌ كه‌ توانایی‌ آ‌ن را دارند زمام سرنوشت خود را دردست گرفته‌ و در راستای‌ ترقی‌ و تعالی‌ گام بسپرند، آ‌ینده‌ای‌ بس روشنتر درپیش دارند تا با بهره‌وری‌ از آ‌ن به‌ ایجاد جوامعی‌ آ‌زادتر، انسانی‌تر و مترقی‌تر‌ تحقق بخشند.

به‌ دنبال فروپاشی‌ بلوك شوروی‌ در سال 1371، دو مسأله‌ی‌ مهّم در سطح جهان مطرح شده‌ و اهمیّت واقعی‌ خود را متجلی‌ ساختند. نخست مسأله‌ی‌ ملّی‌ و ضرورت تأمین حقوق ملّی‌ خلقهای‌ تحت ستم جهان بود. اگرچه‌ مدّت هفتاد سال چنین ادعا می‌شد كه‌ در كشورهای‌ سوسیالیستی‌ معضلی‌ به‌ عنوان مسأله‌ی‌ ملّی‌ وجود ندارد، با این حال زمانی‌ كه‌ سیستم سوسیالیستی‌ فروپاشید و خلقهای‌ آ‌ن كشورها فرصت لازم را كسب نمودند، همگان به‌ عیان دیدند چگونه‌ این خلقها به‌ پا خاستند و دولتهای‌ ملّی‌ خود را تشكیل دادند.

دومین مسأله‌ دمكراسی‌ بود. این مسأله‌ كه‌ دهها سال تحت عنوان دفاع از حقوق و منافع كارگران و زحمتكشان در بخش عمده‌ای‌ از كشورهای‌ جهان با آ‌ن مخالفت و ضدیت به‌ عمل می آ‌مد، به‌ گونه‌ای‌ ضرورت خود را نشان داد كه‌ موجب سرنگونی‌ بسیاری‌ از دیكتاتوری‌ها گردید و شماری‌ نیز از ترس دچارشدن به‌ سرنوشتهای‌ نامعلومی‌، دروازه‌های‌ كشور خود را به‌ روی‌ دمكراسی‌ گشودند و خود را با شرایط جدید تطبیق دادند.

3ـ خاورمیانه‌ در تجزبه‌ و تحلیل بین المللی‌، مخصوصاً در استراتژی‌ دولتهای‌ بزرگ، حایز اهمیّت ویژه‌ایست. این منطقه، از نظر جغرافیایی‌ بر سر راه‌ ارتباطی‌ سه‌ قاره‌ی‌ آ‌سیا، آ‌فریقا و اروپا قرار گرفته‌ و از لحاظ اقتصادی‌ و منابع زیرزمینی‌ بسیار غنی‌ است و بیش از نصف ذخایر نفت جهان در این منطقه می‌باشد.

بعلاوه‌، وجود شماری‌ از جنبشهای‌ رهایی‌بخش ملّی‌ در این منطقه، به‌ ویژه‌ جنبش ملّی‌ كرد و جنبش فلسطین، كه‌ عكس العملهایی‌ طبیعی‌ در برابر تقسیمات استعماری‌ هستند، ارزش و اهمیّت خاورمیانه‌ را در محاسبات و نظرات قدرتهای‌ بین المللی‌ ارتقا‌ء داده‌اند.

كلیّه‌ی‌ این واقعیات باعث شده‌اند قدرتهای‌ بزرگ هر نوع تغییر و تحولی‌ در این منطقه را دقیقاً مدنظر قرار داده‌ و در برابر هرگونه‌ رویدادی‌ در آ‌ن گوش به‌ زنگ بوده‌ و عكس العملی‌ بایسته‌ از خود نشان دهند. رویدادهای‌ 25ـ20 سال اخیر و حضور چشمگیر، مستقیم و پایای‌ نیروهای‌ نظامی‌ كشورهای‌ غربی‌، به‌ ویژه‌ آ‌مریكا، در این منطقه به‌ وضوح نشانگر چنین واقعیّتی‌ می‌باشد.

بعد از رویداد یازدهم سپتامبر (2001)، لشكركشی‌ كشورهای‌ همپیمان، تحت رهبری‌ آ‌مریكا، به‌ افغانستان و سرنگون كردن رژیم افراطگرای‌ اسلامی‌ طالبان و تارومارنمودن سازمان القاعده‌ در آ‌ن كشور، سرآ‌غاز یك رشته‌ تغییر و تحوّل در منطقه ی‌ خاورمیانه‌ بوده‌است. به‌ دنبال آ‌ن، دولت عراق نیز در اثر فشار یورش ارتش آ‌مریكا و همپیمانش، دستخوش فروپاشی‌ گردید. این واقعه‌ نیز، بسان زمین لرزه‌ای‌ پرتوان، منطقه ی‌ خاورمیانه‌ و جهان خارج را به‌ لرزه‌ درآ‌ورد. در واقع می‌توان گفت پس از جنگ دوّم جهانی‌، هیچ رویدادی‌ به‌ اندازه‌ی‌ جنگ اخیرالذكر باعث دگرگونی‌ روابط منطقه ای‌ و بین المللی‌ نشده‌ است. بالاخص، كشورهای‌ خاورمیانه‌، كه‌ مشكلات سیاسی‌ ـ اقتصادی‌ و معضلات ملّی‌ ـ مذهبی‌ در آ‌نها شدّت بیشتری‌ دارد، دولتهایشان نگران و دلواپس آ‌نند كه‌ ممكن است تعادل سیاسی‌ منطقه از میان برود و دیگر نتوانند به‌ حاكمیّت واپسگرایانه‌ی‌ خود ادامه‌ دهند.

پیروزی‌ مردم عراق در امر بنیانگذاری‌ كشوری‌ آ‌زاد و دمكرات در آ‌ینده‌، بر جوامع كشورهای‌ همسایه‌ تاثیرگـذار خواهد بود. خلقهای‌ بیزار از نظامهای‌ ارتجاعی‌ و دیكتاتوری‌ چشم انتظار فرصتی‌ هستند تا برای‌ كسب آ‌زادی‌ و دمكراسی‌ و بدست آ‌وردن حقوق ملّی‌ خود علیه‌ رژیمهای‌ ضدخلقی‌ قاطعانه‌ به‌پا خیزند. هم اینك مبارزه‌ی‌ رهایی‌بخش ملّت كرد پا به‌ مرحله‌ی‌ سرنوشت سازی‌ گـذاشته‌ است. در این میان حقوق سیاسی‌ خلق كرد در عراق بر مبنای‌ فدرالیزم جغرافیایی‌ ـ ملّی‌ در قانون اداره‌ی‌ دولت برای‌ مرحله‌ی‌ انتقالی‌ به‌ رسمیّت شناخته‌ شده‌است. استقرار این شیوه‌ از فدرالیزم برای‌ حلّ مسأله‌ی‌ كردها در بخش دیگری‌ از كردستان نیز الگوی‌ مناسبی‌ خواهد بود.

4ـ در سالهای‌ بعد از جنگ دوّم جهانی‌، تحوّلات و دگرگونی‌های‌ بسیاری‌ در زمینه‌ی‌ اقتصادی‌، اجتماعی‌ و سیاسی‌ در ایران صورت گرفته‌ است. در واقع نیز ایران نمی‌توانست در برابر تحوّلات ژرفی‌ كه‌ در ابعاد جهانی‌ به‌ وقوع پیوسته‌ پایداری‌ نموده‌ و خود را از آ‌نها بركنار نگه‌ دارد. با این حال، تغییراتی‌ كه‌ در ایران روی‌ داده‌است به‌ هیچ وجه‌ با حجم امكانات بالقوه‌ی‌ اقتصادی‌ و طبیعی‌ كشورمان همخوانی‌ نداشته‌ است. ایران هنوزهم در زمره‌ی‌ كشورهای‌ عقب مانده‌ به‌ حساب می آ‌ید و بخش بزرگی‌ از توده‌های‌ مردم در فقر و تنگدستی‌ زندگی‌ می‌كنند. هنوزهم اكثریت مردم ایران، به‌ ویژه‌ در مناطق روستایی‌، بیسواد بوده‌ و در زمینه‌ی‌ كمكهای‌ پزشكی‌ و امكانات درمانی‌ در مضیقه هستند.

با برسركارآ‌مدن رژیم جمهوری‌ اسلامی‌ در سال 1358، ایران از لحاظی‌ چند گرفتار سیرقهقرایی‌ گردید. در حالی‌ كه‌ این كشور با امكانات سرشار طبیعی‌ای‌ كه‌ داشت ـ اگرچه‌ ازدست دیكتاتوری‌ می‌نالید ـ می‌رفت مقام شایسته‌ی‌ خود در جامعه‌ی‌ بینالمللی‌ را احراز نماید، لیكن آ‌خوندهای‌ به‌ قدرت رسیده‌ با درپیش گرفتن سیاستی‌ خصمانه‌ علیه‌ جامعه‌ی‌ مدنی‌، آ‌ن را از جهان مترّقی‌ جدا نموده‌ و برای‌ برگرداندن آ‌ن به‌ دوران قرون وسطی‌ به‌ تقلاّ برخاستند. اقتصاد ایران به‌ جای‌ آ‌نكه‌ بتواند خودكفا گشته‌ و در زمره‌ی‌ اقتصادهای‌ نیرومند منطقه و جهان قرار گیرد، به‌گونه‌ای‌ دچار سردرگمی‌ و آ‌شفتگی‌ گردید كه‌ اینك یكی‌ از متزلزل ترین اقتصادها بوده‌ و ارزش برابری‌ پول آ‌ن در برابر پولهای‌ معتبر جهان به‌ طور متوسط 12000درصد كاهش یافته‌ است.

سركوبی‌ آ‌زادی‌ها سیاست روزمرّه‌ی‌ سردمداران جمهوری‌ اسلامی‌ است. هیچ حزب و سازمان و سندیكای‌ مستقلی‌ امكان فعّالیّت آ‌زادانه‌ ندارد، آ‌زادیهای‌ فردی‌ و اجتماعی‌ به‌ بدترین شیوه‌ پایمال گشته‌ و هر فریاد اعتراضی‌ به‌ صورت بازداشت و زندانی‌كردن و شكنجه‌، حتی‌ ترور و اعدام، پاسخ داده‌ می‌شود. به‌ این ترتیب ایران برای‌ كلیّه‌ی‌ انسانهای‌ آ‌زاداندیش و آ‌زادیخواه‌ به‌ صورت زندان بزرگی‌ درآ‌مده‌ است.

5ـ كردستان ایران در زمینه‌ی‌ اقتصادی‌ و اجتماعی‌ منطقه ای‌ عقبمانده در داخل كشوری‌ عقبمانده‌ است. كردستان هرچند از لحاظ منابع طبیعی‌ و ثروتهای‌ زیرزمینی‌ غنی‌ است، با این حال از بسیاری‌ جهت یكی‌ از عقب افتاده‌ترین مناطق ایران است. پیشرفت اقتصادی‌ و تحوّلات اجتماعی‌، به‌ ویژه‌ صنعتی‌، در كردستان به‌ پای‌ مناطق دیگر ایران نیز نمی‌رسد. وضعیّت اقتصادی‌، بهداشتی‌ و فرهنگی‌ مردم كردستان مردم كردستان تغییر چندانی‌ نكرده‌ است. سطح زندگی‌ پایین بوده‌ و زحمتكشان كردستان در فقر و محرومیّت به‌ سر می‌برند. آ‌ثار ستم ملّی‌ در كلیّه‌ی‌ زمینه‌های‌ زندگی‌ سیاسی‌، اقتصای‌، اجتماعی‌ و فرهنگی‌ در كردستان مشاهده‌ می‌گردد. كلیّه‌ی‌ مسؤلان رده‌ی‌ بالای‌ دولت در كردستان از مركز منصوب می‌شوند و مردم كردستان در اداره‌ی‌ امور مربوط به‌ زادگاه‌ خود نقش چندانی‌ ندارند. علیرغم وجود امكانات طبیعی‌، هیچ پروژه‌ و برنامه‌ی‌ مهّم اقتصادی‌ و صنعتی‌ در كردستان به‌ اجرا درنمی آ‌ید و به‌ هیچ حزب و سازمان و سندیكای‌ مستقل سیاسی‌ و صنفی‌ امكان فعّالیّت آ‌زادانه‌ داده‌ نمی‌شود. كودكان كرد از همان نخستین روزهای‌ رفتنشان به‌ مدرسه‌ باید به‌ زبان فارسی‌ تحصیل نمایند و از امكان درس خواندن به‌ زبان مادری‌ محروم مانده‌اند. به‌ این ترتیب، كردستان را به‌ صورت زندان بزرگی‌ برای‌ خلق كرد درآ‌ورده‌اند.

6ـ بخش بزرگی‌ از این كمبودها و مشكلات در دوران حاكمیّت رژیم سابق وجود داشتند. رژیم سلطنتی‌ پهلوی‌ هیچگاه‌ اجازه‌ نمی‌داد كشور تحت سلطه ی‌ آ‌ن، راه‌ پیشرفت و شكوفایی‌ را آ‌زادانه‌ درپیش گیرد، آ‌زادیهای‌ انسانی‌ توده‌های‌ مردم را پایمال كرده‌ و نتیجتاً در میان خود و شهروندان ایران تضاد عمیقی‌ به‌ وجود آ‌ورده‌ بود كه‌ تنها راه‌ چاره‌ی‌ آ‌ن یك انقلاب فراگیر بود. در چنین اوضاع و احوالی‌ بود كه‌ در سال 1356، توده‌های‌ مردم ایران به‌طور بی‌سابقه‌ای‌ به‌ میدان آ‌مدند و بعد از یك سال مبارزه‌ و فداكاری‌، طومار عمر رژیم سلطنتی‌ را درهم پیچیدند.

بی‌تردید، انقلاب مردم ایران یكی‌ از مهمترین رویدادهای‌ تاریخی‌ كشور ما بود و در همانحال نیز آ‌زمونی‌ بس ارزشمند برای‌ مبارزان راه‌ آ‌زادی‌ را دربرداشت. انقلاب سراسری‌ ایران این واقعیّت را به‌ روشنی‌ نشان داد كه‌ هر زمان مردم كشوری‌ با ازخودگـذشتگی‌ و همیاری‌ بخواهند غل و زنجیر اسارت را از دست و پای‌ خود بگسلند، هیچ نیرویی‌ نمی‌تواند سدّ راهشان گردد و سرانجام همه‌ی‌ موانع و مشكلات موجود بر سر راه‌ پیروزی‌ را از میان برمی‌دارند.

هرچند دوران نكبتبار دیكتاتوری‌ خانواده‌ی‌ پهلوی‌ كلیّه‌ی‌ اقشار و طبقات مردم ایران را علیه‌ رژیم محمدرضاشاه‌ برانگیخته‌ بود، لیكن، متأسفانه‌ به‌ دلیل آ‌نكه‌ نیروهای‌ دمكرات و انقلابی‌ برای‌ سیستم حاكمیّت بعد از رژیم سلطنتی‌ فاقد برنامه‌ی‌ مشتركی‌ بودند، و نیز از آ‌نجا كه‌ هیچ یك از نیروهای‌ میهن پرست ایرانی‌ به‌ تنهایی‌ این توانایی‌ را نداشت توده‌های‌ مردم را پیرامون خود گرد آ‌ورد و قدرت سیاسی‌ در سراسر كشور را در اختیار بگیرد، گروهی‌ آ‌خوند كوته‌فكر و مرتجع با سو‌ءاستفاده‌ از اعتقادات مذهبی‌ مردم، به‌ مصادره‌ی‌ دستاوردهای‌ انقلاب و حاصل اشك و خون فرزندان خلقهای‌ ایران دست یازیدند و سلطه ی‌ انحصارطلبانه‌ی‌ خود را بر كشورمان تحمیل نمودند.

در نتیجه‌ی‌ یك چنین وضعیتی‌، انقلاب ایران به‌ ناكامی‌ گراییده‌ و نتوانست به‌ هیچ یك از آ‌رمانها و انتظارات توده‌های‌ مردم تحقق بخشد. خلقهای‌ تشنه‌ی‌ آ‌زادی‌ در ایران، با هدف تأمین و استقرار آ‌زادیهای‌ دمكراتیك در سراسر ایران، با دست خالی‌ به‌ پیكار علیه‌ ارتش تا دندان مسلّح رژیم شاه‌ به‌ پا خاستند و هزاران نفر از فرزندان خود را در این راه‌ قربانی‌ نمودند. زحمتكشان ایران، كه‌ كه‌ بخش بسیار بزرگی‌ از جمعیت ایران را تشكیل می‌دهند، به‌ امید رهایی‌ از تنگدستی‌ و سیه‌ روزی‌، و خلقهای‌ تحت ستم ایران به‌ امید دستیابی‌ به‌ حقوق عادلانه‌ ملی‌ خود در سایه‌ یك رژیم دمكراتیك، تأثیر بی‌ چون و چرایی‌ در پیروزی‌ انقلاب داشتند.

لیكن واپسگرایان انحصارطللب كه‌ حاصل و ثمره مبارزه‌ و فداكاری‌ مردم ایران را غضب نموده‌اند، برخلاف انتظار توده‌های‌ مردم هرگز اجازه‌ نداده‌اند هیچ یك از آ‌رمانهای‌ مقدس این مردم تحقق پـذیر گردد. به‌ موازات استقرار سلطه‌ای‌ واپسگرایان، آ‌زادیهای‌ دمكراتیك بسی‌ بدتر از دوران رژیم سلطنتی‌ پایمال گردید. توده‌های‌ فرودست و زحمتكش كشورمان بیش از هرزمانی‌ با فقر و تنگدستی‌، و گرانی‌ و بیكاری‌ روبرو شده‌ و رژیم كنونی‌ در راستای‌ چاره‌یابی‌ برای‌ هزاران فقره‌ از مشكلات زندگی‌ آ‌نها قدم مؤثری‌ برنداشته‌ است. خلقهای‌ تحت ستم ایران نیز نه‌ فقط به‌ حقوق عادلانه‌ی‌ خویش دست نیافته‌اند.كه‌ كلیه‌ خواستهایشان نیز با آ‌تش و خون پاسخ داده‌ شده‌ است.

دیكتاتوری‌ مذهبی‌ نه‌ فقط تاب تحمل هیچ نوعی‌ تفكر واعتقاد مخالفی‌ را ندارد، كه‌ با هرگونه‌ نظر  وبرداشت متفاوتی‌ ـ و لو مخالف نیز نباشد ـ به‌ شدت خصومت می‌ورزد. در طول‌ 25 سال حاكمیت رژیم جمهوری‌ اسلامی‌، این رژیم از ارتكاب هیچ نوع جنایتی‌ علیه‌ آ‌زادیخواهان، از هر ملیت یا طبقه و قشری‌ ، تردیدی‌ به‌ خود راه‌ نداده‌ است.

در كردستان سیمای‌ كریه‌ دیكتاتوری‌ حاكم بسی‌ آ‌شكاراتر و بی‌ پرده‌تر خود را می‌نمایاند. علیرغم این واقعیت كه‌ خلق كرد ، به‌ عنوان بخشی‌ از مردم ایران، در انقلاب سراسری‌ فعالانه‌ شركت نمود، و گر چه‌ خلق ما از طریق نمایندگان خود، تا آ‌نجا كه‌ در توان داشت تلاش نمود تا از راههای‌ مسالمت جویانه‌ و آ‌شتی‌گرایانه‌ و از طریق مذاكره به‌ حداقل حقوق عادلانه‌ خو دست یابد، با این حال رژیم ارتجاعی‌ جمهوری‌ اسلامی‌ نه‌ فقط به‌ قبول خواستهای‌ برحق مردم كردستان تن در نداد، بلكه‌ برعكس به‌ كردستان لشكركشی‌ نموده‌ و فرمان قتل و عام داد. حتی‌ به‌ ارتكاب چنین اعمالی‌ بسنده‌ نكرد و خمینی‌ برخلاف آ‌یین اسلام، فتوای‌ جهاد علیه‌ خلق مسلمان كرد را صادر نموده‌ و ریختن خون پیر و جوان و زن و مرد توده‌های‌ مردم كردستان را امری‌ حلال اعلام نمود.

بیش از 25 سال است جنگ و ستیز علیه‌ توده‌های‌ مردم كردستان ادادمه‌ دارد. صدها پایگاه‌ نظامی‌ و و مراكز نظارت سری‌ و شبكه‌های‌ جاسوسی‌ در سراسر كردستان ایجاد شده‌ است. در این مدت، مردم كردستان در راه‌ دفاع از آ‌زادی‌ در حدود پنجاه‌ هزار شهید داده‌اند كه‌ بیش از چهار هزار نفرشان از مبارزان حزب دمكرات بوده‌اند. با این حال جنبش انقلابی‌ خلق كرد همچنان در برابر زورگویی‌های‌ رژیم آ‌خوندی‌ پایداری‌ و مقاومت خود را به‌ شیوه‌های‌ مختلفی‌ ادامه‌ می‌دهد.

به‌ این تریتب، رژیم واپسگرا و خونریز جمهوری‌ اسلامی‌ خصومت خود را با كلیه‌ مطالبات و آ‌رمانهای‌ خلق كرد و علیه‌ همه‌ قوانین و موازین بین‌المللی‌ نشان داده‌ و برضد تمام نیروهای‌ ملی‌ ایران قد علم نموده‌ است.

حزب دمكرات كردستان ایران بر این باور است كه‌ برای‌ رهایی‌ ایران از چنگال ظلم و ستمگری‌ و دیكتاتوری‌ باید به‌ جای‌ حاكمیت ارتجاعی‌ و ضد خلقی‌ آ‌خوندها یك سیستم دمكراتیك فدرالی‌ تشكیل گردد، سیستمی‌ كه‌ در آ‌ن خواستهای‌ عادلانه‌ی‌ خلقهای‌ ایران تحقق پـذیرد.

7ـ برای‌ دستیابی‌ به‌ آ‌رمان مربوط به‌ چاره‌یابی‌ مسأله‌ ملی‌ در چارچوب یك نظام دمكراتیك، حزب دمكرات كردستان ایران اتحاد نیروهای‌ دمكراتیك و ملی‌ ایران را به‌ عنوان یك شرط اساسی‌ ارزیابی‌ می‌نماید. به‌ اعتقاد حزب ما، به‌ منظور آ‌نكه جنبش دمكراتیك مردم ایران بار دیگر دچار بی‌برنامگی‌ نشود و دستاوردهای‌ آ‌ن به‌ یغما نرود، باید همه‌ اكنون آ‌ن بخش از نیروهایی‌ كه‌ حقیقتاً دمكرات وترقیخواه‌ هستند پیرامون بربنامه‌های‌ مشتركی‌ برای‌ آ‌یندی‌ ایران متحد گردند.

در رابطه با ایجاد چنین اتحادی‌، حزب ما هم ضد شوئنیسم ایرانی‌ است كه‌ وجود خلق كرد را انكار می‌نماید و هم پادگر ناسیونالیسم تنگ نظرانه‌ی‌ خلقهای‌ ایران است كه‌ میان استبداد مركزی‌ و مردم ایران تفاوتی‌ قایل نمی‌گردد. هم شوینیزم ایرانی‌ و هم ناسیونالیسم تنگ نظرانه‌ی‌ خلقها، موانعی‌ بی‌چون وچرا بر سر راه‌ اتحاد خلقهای‌ ایران هستند. در همانحال حزب ما براین بارو است كه‌ در شرایط كنونی‌ خطر بزرگتر همانا شوینیزم عظمت طلبانه‌ی‌ ایرانی‌ است.

حزب دمكرات كردستان ایران مدت بیش از 25 سال است مبارزه‌ مردم كردستان را علیه‌ سركوبگریهای‌ ددمنشانه‌ی‌ جمهوری‌ اسلامی‌ با كارایی‌ و شایستگی‌ رهبری‌ می‌نماید. فعالیت و مبارزه‌ وفداكاری‌ و جانبازی‌ و اعضا و هواداران و پیشمرگان قهرمان حزب محبوبیت و نفوذ حزب را در میان توده‌های‌ مردم بسی‌ بیش از گـذشته‌ ارتقا داده‌ است. حزب دمكرات كردستان اینك نه‌ فقط حزب محبوب مردم كردستان ایران است، كه‌ مورد احترام سایر خلقهای‌ ایران و سازمانهای‌ ترقیخواه‌ در داخل و خارج می‌باشد.

حزب دمكرات كردستان این برنامه‌ را به‌ مردم كردستان عرضه می‌نماید و از كلیه‌ ساكنان كردستان، كارگران، دهقانان، زحمتكشان شهرها و روستاها، روشنفكران، دانشآ‌موزان و دانشجویان، كارمندان و صنعتگران و پیشه‌وران، وبه‌ طور كلی‌، افراد میهن پرست كلیه‌ اقشار و طبقات می‌خواهد برای‌ تحقق بخشیدن به‌ آ‌رمانهای‌ این برنامه‌ تلاش نمایند اعضا وهواداران حزب باید این برنامه‌ را میان توده‌های‌ مردم كردستان ببرند و مفاد آ‌ن را برای‌ آ‌نها تجزیه‌ وتحلیل نمایند و اعتقادات و دیدگاههای‌ حزب درب مورد مسائل سیاسی‌، اقتصادی‌، اجتماعی‌ و فرهنگی‌ را برای‌ آ‌نها بیان كنند. بعلاوه‌ باید مردم سایر بخشهای‌ ایران را نیز از مطالبات اساسی‌ مردم كردستان و حزب دمكرات آ‌گاه‌ سازند.

حزب دمكرات كردستان ایران بزگترین نیروی‌ سیاسی‌ كردستان ایران است كه‌ اكثریت مردم كردستان از آ‌ن پشتیبانی‌ می‌نمایند. از این رو باید از صمیم قلب بكوشیم نیروی‌ پایان ناپـذیر خلق را در پی‌ دستیابی‌ به‌ آ‌رمانها و اهدافی‌ كه‌ در برنامه‌ حزب آ‌مده است به‌ حركت درآ‌وریم. در چنان حالتی‌ است كه‌ برنامه‌ حزب به‌ صورت یك نیروی‌ ماده‌ پرتوان درخواهد آ‌مد.

وحزب خواهد توانست حقوق عادلانه‌ی‌ خلق كرد را در چارچوب ایرانی‌ دمكراتیك تحقق بخشد.

حزب دمكرات كردستان ایران اهداف و آ‌رمانهای‌ خود را در این برنامه‌ گنجانده‌ است. تحقق بخشیدن به‌ این اهداف و آ‌رمانها وظیفه حكومت منطقه‌ای‌ كردستان خواهد بود كه‌ در چارچوب كشور ایران تشكیل خواهد شد.

 

* * *

 

فصل اول

اهداف كلی‌

1ـ حزب دمكرات كردستان ایران حزب پیشرو مردم كردستان ایران است و دوش به‌ دوش نیروهای‌ ترقیخواه‌ سراسر ایران در جهت ایجاد یك سیستم دمكراتیك در ایران و به‌ دست آ‌وردن حق تعیین سرنوشت برای‌ خلق كرد در كردستان ایران مبارزه‌ می‌كند.

2ـ آ‌رمانهای‌ نهایی‌ حزب دمكرات كردستان ایران ایجاد یك جامعه‌ی‌ دمكراتیك سوسیالیستی‌ است.

3ـ شعار استراتژیك حزب دمكرات كردستان ایران ایجاد یك سیستم دمكراتیك فدرال درایران و تأمین حقوق ملی‌ خلق كرد در كردستان ایران است.

4ـ حزب دمكرات كردستان ایران خلقهای‌ تحت ستم ایران را هم پیمانان استراتژیك خود می‌داند و از جنبشهای‌ رهایی‌ بخش آ‌نها در جهت دستیابی‌ به‌ حقوق ملی‌ پشتیبانی‌ می‌كند.

5ـ پشتیبانی‌ از مبارزه‌ی‌ ملی‌ ـ دمكراتیك خلق كرد در بخشهای‌ دیگر كردستان خط مشی‌ همیشگی‌ حزب دمكرات كردستان ایران است.

6ـ حزب دمكرات كردستان ایران از مبارزه‌ رهایی‌ بخش خلقهای‌ جهان پشتیبانی‌ می‌نماید و طرفدار صلح و روابط مودتآ‌میز در میان خلقهای‌ كلیه‌ كشور است.

* * *

 

فصل دوم:

مبانی‌ اداره‌ی‌ حكومت منطقه‌ای‌ كردستان

7ـ كردستان یكی‌ از مناطق جمهوری‌ فدرال ایران است.

8ـ  منطقه‌ی‌ كردستان سراسر خاك كردستان ایران را شامل می‌گردد. چارچوب جغرافیایی‌، یا در نظر گرفتن عوامل جغرافیایی‌ و اقتصادی‌ خواست اكثریت ساكنان هریك از مناطق كردنشین تعیین می‌گردد.

9ـ در منطقه‌ی‌ كردستان حاكمیت كلا در حیطه‌ی‌ اختیار مردم می‌باشد كه‌ از طریق نمایندگان خود در پارلمان كردستان و نیز به‌ وسیله‌ ارگانهای‌ حكومت منطقه‌ای‌ آ‌ن را اعمال می‌نمایند.

10ـ مور مربوط به‌ روابط خارجی‌ (سیاسی‌ و اقتصادی‌)، دفاع ملی‌، برنامه‌ریزی‌ دراز مدت اقتصادی‌ و سیستم پولی‌ در اختیار دولت فدرال است. جز در موارد مذكور، صلاحیت ادراه‌ سازمان دولتی‌ دركردستان در اختیار حكومت مركزی‌ كردستان است. مردم منطقه‌ی‌ كردستان همانند سایر هموطنان خود در سراسر ایران از طرف قانونی‌ و بدون هرگونه‌ تبعیضی‌ در اداره‌ كشور مشاركت دارند.

11ـ منطقه‌ی‌ كردستان پرچم، سرود و جشن ملی‌ خود را دارد. در منطقه‌ی‌ كردستان پرچم جمهوری‌ فدرال ایران در كنار پرچم كردستان برافراشته‌ می‌شود.

12ـ دیوانعالی‌ فدرال كه‌ از متخصصان كلیه‌ ملتهای‌ ایران با حقوق یكسان تشكیل می‌گردد به‌ اختلافات قانونی‌ میان دولت فدرال و حكومت منطقه‌ای‌ رسیدگی‌ می‌نماید و تعادل قدرت در میان آ‌نها را نگه‌ می‌دارد.

13ـ پارلمان كردستان عالیترین ارگان قانونگـذاری‌ ویژه‌ی‌ منطقه‌ی‌ كردستان است. نمایندگان مجلس از طریق انتخابات عمومی‌، مساوی‌، مستقیم و مخفیانه‌ برگزیده‌ می‌شوند.

14ـ پارلمان كردستان حكومت منطقه‌ای‌ كردستان را تعیین می‌نماید. حكومت منطقه‌ای‌  كردستان در برابر پارلمان مسئول می‌باشد.

15ـ حفظ نظم و امنیت در منطقه‌ی‌ كردستان به‌ عهده‌ی‌ نیروی‌ پیشمرگان كردستان و سایر ارگانهای‌ انتظامی‌ حكومت منطقه‌ای‌ می‌باشد. وظیفه نیروی‌ نظامی‌ دفاع از مرزهای‌ كشور در برابر تجاوزات بیگانگان بوده‌ و حق ندارد در امور مربوط به‌ حفظ نظم و امنیت داخل كشور مداخله‌ نماید.

16ـ زبان كردی‌ زبان رسمی‌ تدریس ومكاتبه‌ بین ادارات منطقه‌ای‌ كردستان است. زبان فارسی‌ در منطقه‌ی‌ كردستان نیز مانند سایر نقاط ایران زبان رسمی‌ است و در مدارس تدریس می‌شود.

17ـ مكاتبات رسمی‌ ادارات منطقه‌ی‌ كردستان با مركز و ادارات وابسته‌ به‌ دولت فدرال در كردستان و با سایر مناطق ایران به‌ زبان فارسی‌ خواهد بود.

18ـ به‌ همه‌ی‌ ساكنان غیر كرد در منطقه‌ی‌ كردستان در اشاعه‌ فرهنگ خود كمك و مساعدت می‌شود و امكانات تحصیل به‌ زبان مربوط برایشان فراهم می‌گردد.

* * *

 

فصل سوم:

حقوق و مزایای‌ ساكنان منطقه‌ی‌ كردستان

19ـ  كلیه‌ حقوق و آ‌زادیهای‌ مصرح در اعلامیه‌ی‌ جهانی‌ حقوق بشر و میثاقهای‌ بین‌المللی‌ مربوط به‌ آ‌ن از جمله‌ آ‌زادی‌ عقیده‌ و بیان، آ‌زادی‌ مطبوعات، آ‌زادی‌ تشكیل و فعالیت احزاب و سازمانهای‌ سیاسی‌ و اتحادیه‌هاو شوراهای‌ كارگری‌، دهقانی‌ ، صنفی‌ و انجمنهای‌ دمكراتیك ، آ‌زادی‌ انتخاب شغل و محل اقامت وآ‌زادی‌ دین و مذهب در منطقه‌ی‌ تحت حاكمیت حكومت منطقه‌ای‌ كردستان، همانند سایر مناطق ایران، تأمین می‌شود.

همه‌ ساكنان كردستان، بدون هرگونه‌ تبیعضی‌ از لحاظ جنسی‌، قومی‌، نژادی‌ و مذهبی‌. از حقوق اجتماعی‌، اقتصادی‌، سیاسی‌ و فرهنگی‌ مساوی‌ بهره‌مند خواهند بود.

20ـ دین از دولت جداست.

21ـ زن و مرد در خانواده‌ و جامعه‌ حق مساوی‌ دارند و در مقابل كار مساوی‌ حقوق مساوی‌ دریافت می‌كنند.

حكومت منطقه‌ای‌ كردستان باید حق استفاده‌ از مرخصی‌ همراه‌ با حقوق ماهانه‌ در دوره‌ی‌ بارداری‌ و بعد از زایمان را برای‌ زنان كارمند و كارگر تأمین نماید.

22ـ حكومت منطقه‌ای‌ كردستان برای‌ آ‌موزش و پرورش كودكان اهمیت ویژه‌ای‌ قایل است.

* * *

 

فصل چهارم

سیاست اقتصادی‌ و اجتماعی‌

23ـ پیشبرد وضع اقتصادی‌ از طریق یك برنامه‌ریزی‌ علمی‌ در منطقه‌ی‌ كردستان به‌ عهده‌ حكومت منطقه‌ی‌ كردستان است.

برای‌ جبران عقب ماندگی‌ اقتصادی‌ كه‌ ناشی‌ از ستم ملی‌ است، توزیع درآ‌مدهای‌ عمومی‌ كشور از سوی‌ دولت فدرال  به‌ ترتیبی‌ خواهد بود كه‌ سهم ساكنان كردستان به‌ تناسب درجه‌ی‌ عقب ماندگی‌ ، بیش از درآ‌مد متوسط سرانه‌ی‌ كشور باشد.

24ـ راه‌ اصلی‌ پیشرفت اقتصاد كردستان و سراسر ایران صنعتی‌ كردن كشور با بهره‌گیری‌ از دستاوردهای‌ علم و تكنیك  از یك سو، و نیازمندیها و امكانات طبیعی‌ كشور، از سوی‌ دیگر است. ایجاد یك دگرگونی‌ بنیادین اقتصادی‌ و اجتماعی‌ كه‌ برای‌ صنعتی‌ كردن ضرورت دارد، یكی‌ از اساسی‌ترین وظایف دولت فدرال و حكومت منطقه‌ی‌ كردستان است.

25ـ حكومت منطقه‌ای‌ كردستان از طریق بخشی‌ عمومی‌ اقتصاد، كه‌ بخش اساسی‌ برای‌ پیشرفت اقتصادی‌ محسوب می‌گردد،

صنایع پیشرفته‌ را در كردستان  دایر می‌نماید. و برای‌ مشاركت سرمایه‌های‌ خصوصی‌ در امر پیشرفت  اقتصادی‌ كشور، به‌ ویژه‌ صنعتی‌ كردن آ‌ن، كلیه‌ تسیهیلات لازم را فراهم می‌سازد و در همان حال از صنایع داخلی‌ و ملی‌ نیز حمایت می‌نماید.

26ـ منابع زیرزمینی‌ و نیز آ‌بها، جنگلها و مراتع كردستان، همچون سایر مناطق ایران، ثروت عمومی‌ به‌ شمار میآ‌یند و حكومت منطقه‌ای‌ كردستان، با همكاری‌ دولت فدرال، از آ‌نها به‌ نفع همه‌ی‌ مردم ایران بهره‌برداری‌ می‌نامید.

27ـ ارتقای‌ سطح تولیدات كشاورزی‌ از طریق مكانیزه‌ كردن و استفاده‌ از شیوه‌های‌ علمی‌ در امر كشاورزی‌، و نیز طرح ریزی‌ و اجرای‌ برنامه‌های‌ آ‌بیاری‌ و ساختمان سدها، بخش مهمی‌ از سیاست اقتصادی‌ حكومت منطقه ای‌ كردستان را تشكیل می‌دهد.

28ـ حكومت منطقه ای‌ كردستان برای‌ توسعه‌ی‌ بازرگانی‌ داخلی‌ و رونق كسب و كار و پیشه‌وری‌ در كردستان كوشش لازم را به‌ عمل خواهد آ‌ورد.

29ـ ارتقای‌ سطح زندگی‌ مردم، مخصوصاً زحمتكشان كردستان، محتوای‌ اصلی‌ سیاست اقتصادی‌ حكومت منطقه ای‌ كردستان است. این حكومت به‌ منظور تأمین یك زندگی‌ شایسته‌ی‌ عصر حاضر برای‌ ساكنان كردستان از كلیه‌ی‌ توان و امكانات خود استفاده‌ خواهد كرد.

30ـ ساعات رسمی‌ كار در هفته‌ نباید بیش از 40 ساعت باشد. كارگرانی‌ كه‌ به‌ كارهای‌ سخت اشتغال دارند باید ساعات كمتری‌ كار كنند. حداقل دستمزد كارگران متناسب با هزینه‌ زندگی‌ تعیین می‌شود و به‌ تناسب بالارفتن هزینه‌ی‌ زندگی‌ افزایش می‌یابد. كارگران در مقابل حوادث ناشی‌ از كار، بیماری‌، از كار افتادگی‌، بیكاری‌ و كهولت بیمه‌ می‌شوند. به‌ كار گماردن كودكانی‌ كه‌ سنشان از پانزده‌ سال كمتر باشد ممنوع است. برای‌ كاستن از سطح بیكاری‌ و سپس از میان برداشتن آ‌ن باید شرایط اقتصادی‌ و اجتماعی‌ لازم ایجاد گردد.

31ـ در مالكیت زمین هنوز هم بیعدالتی‌هایی‌ وجود دارد. از این رو باید در شیوه‌ی‌ موجود مالكیت زمین دگرگونی‌ لازم به‌ نفع روستائیان زحمتكش و فاقد زمین صورت پـذیرد.

32ـ حكومت منطقه ای‌ كردستان باید به‌ كشاورزان كمك نماید تا بتوانند وسایل پیشرفته‌ی‌ كشاورزی‌ برای‌ خود تهیه‌ نمایند. همچنین باید محصولات كشاورزی‌ را به‌ بهای‌ تضمین شده‌ای‌ از آ‌نها بخرد و به‌ منظور توسعه‌ی‌ كار كشاورزی‌ وامهای‌ درازمدت با بهره‌ی‌ كم در اختیارشان قرار دهد. دهقانان نخست در برابر حوادث ناشی‌ از كار و بیماری‌ و سپس در مقابل پیری‌ و ازكار افتادگی‌ بیمه‌ می‌شوند.

33ـ حكومت منطقه ای‌ كردستان به‌ آ‌موزش و پرورش جوانان توجه‌ ویژه‌ای‌ مبذول داشته‌ و كلیه‌ی‌ امكانات آ‌موزشی‌ و تفریحی‌ را برای‌ آ‌نان فراهم می‌نماید.

34ـ حكومت منطقه ای‌ كردستان توجه‌ ویژه‌ای‌ به‌ دامداری‌ مبذول خواهد داشت. چراگاهها با شرایط مساعد به‌ دامپروران واگـذار شده‌ و روشهای‌ صحیح و علمی‌ دامپروری‌ به‌ آ‌نها آ‌موخته‌ خواهد شد.

35ـ حفاظت از محیط زیست، منابع طبیعی‌ جنگلها، دریاچه‌ها و محافظت از حیوانات، به‌ویژه‌ حیوانات شكاری‌، پرندگان و غیر پرنده‌ها و نیز موجودات آ‌بزی‌، یكی‌ از وظایف مهم حكومت منطقه ای‌ كردستان است. از این رو، باید از شكار بی‌رویه‌ی‌ حیوانات جلوگیری‌ به‌عمل آ‌ید، و در گزینش نوع و محل صنایع جدید، و احداث راهها و خط آ‌هن باید محیط زیست مدنظر قرار گیرد تا سیمای‌ طبیعت مخدوش نگردد.

36ـ حكومت منطقه ای‌ كردستان به‌ رشد و توسعه‌ی‌ سازمانهای‌ گردشگری‌ و آ‌ثار تاریخی‌ اهمیت ویژه‌ای‌ قایل می‌باشد.

 

* * *

 

فصل پنجم:

سیاست فرهنگی‌ و بهداشت

37ـ همه‌ی‌ كودكان كردستان باید تا سن پانزده‌ سالگی‌ تحصیل نمایند. حكومت منطقه ای‌ كردستان برای‌ از بین بردن بیسوادی‌ اقدامات عاجلانه‌ای‌ به‌عمل خواهد آ‌ورد. در منطقه ی‌ كردستان، تأمین هزینه‌ی‌ تحصیلات ابتدایی‌ به‌ عهده‌ دولت است و در بقیه‌ی‌ مراحل مجانی‌ است. كمكهای‌ حكومت منطقه ای‌ در این خصوص شامل مدارس دینی‌ نیز خواهد شد. حكومت منطقه ای‌ كردستان هزینه‌ی‌ تحصیل فرزندان اقشار و طبقات كم درآ‌مد در كلیه‌ آ‌موزشگاههای‌ حرفه‌یی‌ و هنرستانها را تأمین خواهد كرد و هزینه‌ی‌ تحصیل كودكان استثنایی‌ و با استعداد و كم درآ‌دمد را در دانشگاهها و مؤسسات عالی‌ نیز عهده‌دار خواهد بود.

38ـ حكومت منطقه ای‌ كردستان برای‌ ارتقای‌ سطح فرهنگی‌ ملت و تأسیس مراكز فرهنگی‌، علمی‌ و تربیت بدنی‌، از قبیل فرهنگستان، سینما، تئاتر ملی‌، مراكز ورزشی‌، آ‌موزشگاههای‌ عالی‌ و دانشگاهها اقدام خواهد كرد و برای‌ گردآ‌وری‌ و نگهداری‌ میراثهای‌ فرهنگی‌ ملت كرد خواهد كوشید.

39ـ اهمیت دادن به‌ پیشرفت زبان و ادبیات كردی‌ و حمایت از نویسندگان و هنرمندان و دانشمندان كرد خط مشی‌ دائمی‌ سیاست فرهنگی‌ حكومت منطقه ای‌ كردستان خواهد بود.

40ـ حكومت منطقه ای‌ كردستان در رابطه با روشنفكران و متخصصان چنان سیاستی‌ اتخاذ خواهد كرد كه‌ موجب دلگرمی‌ آ‌نان گردد و نتیجتاً با از خودگـذشتگی‌ به‌ میهن خود خدمت نمایند.

41ـ حكومت منطقه ای‌ كردستان به‌ منظور ارتقای‌ سطح بهداشت برای‌ عامه‌ی‌ مردم خواهد كوشید و چنان شرایطی‌ به‌ وجود خواهد آ‌ورد كه‌ همه‌ی‌ مردم كردستان بتوانند از كمكهای‌ پزشكی‌ و درمانی‌ برخوردار گردند. حكومت منطقه ای‌ كردستان به‌ ایجاد آ‌سایشگاهها، شیرخوارگاهها و زایشگاهها اقدام خواهد نمود و نیز به‌ منظور نگهداری‌ از معلولین و سالخوردگان تنها و بی‌كس مؤسسات ویژه‌ای‌ تأسیس خواهد كرد.

* * *

 

فصل ششم:

ویژگیهای‌ جمهوری‌ فدرال ایران

42ـ كلیه‌ خلقهای‌ ایران بدون هرگونه‌ تفاوت و تبعیضی‌ از لحاظ نژادی‌، دینی‌، مذهبی‌، قومیت و جنسی‌ در تشكل جمهوری‌ فدرال ایران سهیماند و این اصل در قانون اساسی‌ جمهوری‌ فدرال گنجانده‌ می‌شود.

43ـ قانون اساسی‌ جمهوری‌ فدرال بر مبنای‌ معیارهای‌ جهانشمول حقوق بشر و میثاقهای‌ بین المللی‌ به‌گونه‌ای‌ تنظیم خواهد شد كه‌ حقوق ملی‌ خلقهای‌ ایران را در داخل مرزهای‌ جغرافیایی‌ ملی‌ مناطق مربوطه به‌ رسمیت بشناسد.

44ـ قانون اساسی‌ جمهوری‌ فدرال حق  تصویب قوانینی‌ را كه‌ به‌ مناطق مربوط می‌شوند به‌ پارلمانهای‌ مربوطه واگـذاری‌ می‌نماید.

45ـ دولت فدرال ایران به عضویت هیچ نوع پیمان نظامی‌ای‌ درنمیآ‌ید كه‌ اهداف تجاوزكارانه‌ علیه‌ كشورهای‌ دیگر را داشته‌ باشد.

* * *

 

فصل هفتم:

سیاست خارجی‌

در مورد سیاست خارجی‌ كه‌ در صلاحیت دولت مركزی‌ جمهوری‌ فدرال است، حزب دمكرات كردستان بر این امر تأكید می‌گـذارد كه‌:

46ـ دولت فدرال ایران باید با كلیه‌ی‌ كشورها بر اساس احترام متقابل و شناسایی‌ حق حاكمیت ملی‌ رابطه برقرار سازد و با كشورهای‌ ترقیخواه‌ و دمكرات و كشورهایی‌ كه‌ به‌ حقوق بشر احترام می‌گـذارند روابط دوستانه‌ برقرار نماید.

47ـ دولت فدرال ایران در سازمان ملل متحد و در خارج از این سازمان از صلح جهانی‌ و همزیستی‌ مسالمت آ‌میز در میان خلقها پشتیبانی‌ می‌نماید و طرفدار حل و فصل مسائل بین المللی‌ از طریق مذاكره‌ و عدم توسل به‌ زور باشد مگر در مواردی‌ كه‌ جامعه‌ی‌ بین المللی‌ خلاف آ‌ن را لازم بداند.

48ـ دولت فدرال از مبارزات رهایی‌بخش و ضد ستمگری‌ خلقها و از حق تعیین سرنوشت ملتها پشتیبانی‌ نماید و به‌ همه‌ی‌ افراد میهن پرست و آ‌زادیخواه‌ پناهندگی‌ سیاسی‌ بدهد.

49ـ در چهارچوب این سیاست، با اطلاع و موافقت دولت فدرال، حكومت منطقه ای‌ كردستان از امكانات خود برای‌ كمك به‌ مبازره‌ی‌ رهایی‌بخش مبارزان كرد در كشورهای‌ همسایه‌، استفاده‌ نماید و به‌ كردهای‌ میهن پرستی‌ كه‌ درخواست پناهندگی‌ می‌كنند پناهندگی‌ سیاسی‌ بدهد.

 

 


 

بخش دوم:

اساسنامه‌ حزب دمكرات كردستان ایران

 

ماده‌ی‌ اول: نام و ماهیت حزب

1ـ نام حزب "حزب دمكرات كردستان ایران" است.

2ـ حزب دمكرات كردستان ایران حزب پیشرو و انقلابی‌ مردم كردستان ایران است و اقشار و طبقات میهن پرست و آ‌زادیخواه‌ خلق كرد را در صفوف خود متشكل می‌سازد.

* * *

ماده‌ی‌ دوم: اعضای‌ حزب:

كلیه‌ هم میهنان ساكن كردستان ایران و هر كرد ایرانی‌ می‌تواند به‌ عضویت حزب دمكرات كردستان ایران درآ‌ید، مشروط بر آ‌نكه‌:

ـ سن او از 18 سال كمتر نباشد

ـ برنامه‌ و اساسنامه‌ی‌ حزب را قبول كند

ـ به‌ عنوان فردی‌ خوشنام و میهن پرست شناخته‌ شود.

تبصره‌:

كردهای‌ بخشهای‌ دیگر كردستان می‌توانند به‌ عضویت سازمانها و انجمنهای‌ هوادار حزب دمكرات كردستان ایران درآ‌یند.

* * *

ماده‌ی‌ سوم: شیوه‌ی‌ پـذیرش اعضا

برای‌ آ‌نكه‌ فردی‌ به‌ عضویت حزب پـذیرفته‌ شود، باید:

ـ از طرف دو نفر از اعضای‌ حزب معرفی‌ گردد.

ـ حداقل شش ماه‌ دوره‌ی‌ آ‌موزشی‌ را بگـذراند.

ـ عضو حزب یا سازمان سیاسی‌ دیگری‌ نباشد.

ـ از طرف اكثریت اعضای‌ یك حوزه‌ی‌ حزبی‌ یا ارگانی‌ بالاتر به‌ عضویت پـذیرفته‌ شود.

* * *

ماده‌ی‌ چهارم: وظایف عضو حزب:

عضو حزب مؤظف است:

ـ برای‌ تحقق بخشیدن به‌ آ‌رمانهای‌ حزب كه‌ در برنامه‌ ذكر شده‌ تلاش نماید

ـ تا آ‌نجا كه‌ در توان دارد، در حفظ وحدت سیاسی‌ و تشكیلاتی‌ حزب بكوشد

ـ طبق اساسنامه‌ی‌ حزب از دیسیپلین حزب پیروی‌ كند

ـ در یكی‌ از ارگانهای‌ حزب فعالیت نماید

ـ حافظ اسرار حزب باشد

ـ سطح معلومات سیاسی‌ و اجتماعی‌ خود را ارتقا‌و دهد

ـ سیاست حزب را به‌ میان توده‌های‌ مردم ببرد و رابطه‌ی‌ حزب با آ‌نها را تقویت نماید و از نظرات و تجارب آ‌نها استفاده‌ كند

ـ حق عضویت بپردازد

تبصره‌:

كسانی‌ كه‌ از سیاست حزب پشتیبانی‌ می‌كنند و با حزب ارتباط تشكیلاتی‌ دارند، ولی‌ وظایف یك نفر عضو را به‌ انجام نمی‌رسانند، به‌ عنوان "هوادار تشكیلاتی‌" شناخته‌ می‌شوند

* * *

ماده‌ی‌ پنجم: حقوق عضو حزب

عضو حزب حق دارد:

ـ به‌ عضویت هر یك از ارگانهای‌ حزب انتخاب شود

ـ از هر عضو یا ارگانی‌ در جلسات حزبی‌ انتقاد نماید

ـ از طریق تشكیلاتی‌ به‌ هر یك از ارگانهای‌ حزب پیشنهاد ارائه‌ دهد، نظرات خود را به‌ آ‌ن ابراز كند، یا از آ‌ن سئوال نماید

ـ از هر ارگانی‌ به‌ ارگان بالاتر شكایت كند

ـ در هر جلسه‌ی‌ ارگان متبوع خود، كه‌ فعالیت حزبی‌ و سیاسی‌ او را ارزیابی‌ می‌كند و درباره‌ی‌ وی‌ تصمیم می‌گیرد، حضور داشته‌ باشد

* * *

ماده‌ی‌ ششم: مجازات عضو

1ـ اعضایی‌ كه‌ وظایف خود را انجام نمی‌دهند یا برخلاف اساسنامه‌ی‌ حزب رفتار كنند یا مرتكب عملی‌ می‌شوند كه‌ به‌ اعتبار حزب لطمه بزند، به‌ تناسب میزان تخلٌف ارتكابی‌ مجازات می‌شوند. مجازات حزبی‌ عبارت است از:

ـ توبیخ شفاهی‌

ـ توبیخ كتبی‌

ـ سلب مسئولیت

ـ تعلیق عضویت

ـ اخراج ازحزب

تبصره‌:

1ـ طولانی‌ترین مدت تعلیق یك سال است. عضو حزب طی‌ مدت تعلیق نمی‌تواند به‌ عضویت هیچ یك از ارگانهای‌ حزب انتخاب شود یا مسئولیتی‌ به‌ وی‌ واگـذار گردد.

2ـ مجازات حزب از طرف سازمان حزبی‌ هر عضو با اكثریت آ‌را‌و تعیین می‌شود.

3ـ منظور از مجازات حزبی‌، آ‌موزش اعضا و عضو حزب تنها در صورتی‌ مجازات می‌شود كه‌ شیوه‌های‌ دیگر مانند انتقاد و اندرز در اصلاح رفتار او مؤثر واقع نگردد.

4ـ عضوی‌ كه‌ اخراج می‌گردد این حق را دارد از ارگان بالاتر تقاضای‌ رسیدگی‌ بكند و می‌تواند تقاضای‌ خود را به‌ كنگره‌ نیز بفرستد.

5ـ بعد از پایان دوره‌ تعلیق، سابقه‌ی‌ عضو معلق‌شده‌ برای‌ وی‌ محفوظ می‌ماند و بر پایه‌ی‌ نظر ارگان مربوطه، مسئولیت حزبی‌ به‌ او داده‌ می‌شود.

* * *

ماده‌ی‌ هفتم: ساختار سازمان حزبی‌

1ـ ساختار اساسی‌ حزب بر مبنای‌ آ‌تی‌ الذكر است:

ـ كلیه‌ ارگانهای‌ حزب از پایین به‌ بالا انتخاب می‌شوند

ـ ارگانهای‌ حزبی‌ گزارش خود را هم به‌ اعضایی‌ كه‌ آ‌نها را انتخاب نموده‌اند و هم به‌ ارگان مافوق می‌دهند

ـ عضو تابع سازمان و اقلیت اعضای‌ هر ارگانی‌ تابع اكثریت اعضای‌ آ‌ن می‌باشند

ـ در داخل حزب برای‌ كلیه‌ی‌ اعضا و بدون هرگونه‌ تبعیضی‌ دیسیپلین واحدی‌ وجود دارد

ـ تصمیمات ارگان مافوق از طرف ارگان پایین‌تر اجرا می‌گردد

ـ بحث و تصمیم‌گیری‌ از بالاترین تا پایین‌ترین ارگان دسته‌جمعی‌ است. فردپرستی‌ و تكروی‌ درحزب جایی‌ ندارد.

* * *

ماده‌ی‌ هشتم: كنگره‌ی‌ حزب

1ـ كنگره‌ عالی‌ترین ارگان حزب است.

2ـ كنگره‌ی‌ حزب هر چهار سال یكبار از اعضای‌ اصلی‌ و علی‌البدل و مشاوران كمیته‌ مركزی‌ و برحسب نسبتی‌ كه‌ كمیته‌ مركزی‌ تعیین می‌نماید، از نمایندگان سایر اعضای‌ حزب تشكیل می‌گردد.

3ـ كنگره‌ی‌ فوق‌العاده‌ بنا به‌ درخواست كمیته‌ مركزی‌ یا دو سوم پرسنل دائمی‌ حزب تشكیل می‌شود.

وظایف و اختیارات كنگره‌ عبارتند از:

ـ بحث پیرامون گزارش كمیته‌ مركزی‌ و تصمیم‌گیری‌ در مورد آ‌ن

ـ تعیین خط مشی‌ اساسی‌ سیاسی‌، استراتژیكی‌ و تاكتیكی‌ حزب

ـ تصویب برنامه‌ و اساسنامه‌ی‌ حزب و در صورت لزوم حك و اصلاح آ‌ن

ـ انتخاب اعضای‌ اصلی‌ و علی‌البدل كمیته‌ مركزی‌

تبصره‌ 1:

كمیته‌ی‌ مركزی‌ صلاحیت آ‌ن را دارد كه‌ در مواقع ضروری‌ حداكثر تا یك سوم تعداد اعضای‌ اصلی‌ خود از میان اعضای‌ حزب را مستقیماً و با داشتن حق رأی‌ به‌ كنگره‌ دعوت نماید. این امر باید پیش از برگزاری‌ كنفرانسها انجام پـذیرد و این افراد در كنفرانسها فاقد حق رأی‌ خواهند بود.

تبصره‌ 2:

كسانی‌ می‌توانند عضویت اصلی‌ یا علی‌البدل كمیته‌ مركزی‌ را احراز نمایند كه‌ حداقل سه‌ سال سابقه‌ی‌ عضویت در حزب را داشته‌ باشند.

* * *

ماده‌ی‌ نهم: كنفرانس حزب

1ـ كنفرانس حزب در صورتی‌ تشكیل می‌شود كه‌:

ـ امكان تشكیل كنگره‌ وجود نداشته‌ باشد.

ـ بیش از 15 درصد از اعضای‌ كنگره‌ی‌ سابق از صفوف اعضای‌ فعال حزب خارج شده‌ باشند.

ـ مسائل و مشكلاتی‌ به‌ میان آ‌مده باشد كه‌ كمیته‌ مركزی‌ نتواند آ‌نها را چاره‌یابی‌ نماید.

ـ در چنین شرایطی‌، كنفرانس صلاحیت كنگره‌ را خواهد داشت.

2ـ كنفرانس از اعضای‌ اصلی‌ و علی‌البدل و مشاوران كمیته‌ مركزی‌ و نمایندگان كمیته‌های‌ شهرستان و منطقه و كمیته‌ها و كمسیونهای‌ وابسته‌ به‌ دفتر سیاسی‌ تشكیل می‌گردد.

3ـ نسبت شمار نمایندگان این كمیته‌ها و كمسیونها از طرف كمیته‌ی‌ مركزی‌ تعیین می‌شود. اما عده‌ی‌ نمایندگان منتخب در هر حال باید از مجموع اعضای‌ اصلی‌، علی‌البدل و مشاوران كمیته‌ مركزی‌ بیشتر باشد.

* * *

ماده‌ی‌ دهم: كمیته‌ مركزی‌

1ـ كمیته‌ی‌ مركزی‌ در فاصله‌ی‌ میان دو كنگره‌ عالی‌ترین ارگان حزب است و امور حزب را اداره‌ می‌كند.

2ـ وظایف و اختیارات كمیته‌ مركزی‌ از این قرار است:

ـ تصمیمات كنگره‌ را اجرا می‌نماید.

ـ مسئول روابط حزب با احزاب و سازمانهای‌ دیگر است.

ـ دفتر سیاسی‌ و دبیركل حزب و جانشین دبیركل را انتخاب می‌كند كه‌ در برابر كمیته‌ی‌ مركزی‌ مسئولیت دارند.

ـ نسبت حق عضویت اعضای‌ حزب را تعیین می‌كند و مسئول درآ‌مدها و مخارج حزب است.

ـ آ‌یین‌نامه‌ی‌ داخلی‌ مربوط به‌ خود و برای‌ هماهنگی‌ میان كمسیونهای‌ وابسته‌ به‌ خود را تنظیم و تصویب می‌نماید.

ـ حداقل سالانه‌ سه‌ بار تشكیل جلسه‌ می‌دهد. اعضای‌ علی‌البدل و مشاوران كمیته‌ مركزی‌ در جلسات كمیته‌ مركزی‌ با رأی‌ مشورتی‌ شركت می‌كنند.

تبصره‌:

1ـ كمیته‌ مركزی‌ می‌تواند تا نصف شمار اعضای‌ اصلی‌ برای‌ خود مشاور انتخاب نماید.

2ـ جلسات كمیته‌ مركزی‌ با شركت حداقل دو سوم اعضای‌ اصلی‌ رسمیت می‌یابد و تصمیمات اتخاذشده در صورتی‌ قطعیت می‌یابند كه‌ بیش از دو سوم اعضای‌ اصلی‌ حاضر در جلسه‌، به‌ آ‌نها رأی‌ موافق داده‌ باشند.

3ـ هیچ فردی‌ بیش از دو دوره‌ متوالی‌ به‌ سمت دبیركلی‌ انتخاب نمی‌گردد.

* * *

ماده‌ی‌ یانزدهم: دفتر سیاسی‌

1ـ در فاصله‌ی‌ میان دو جلسه‌ كمیته‌ مركزی‌، دفتر سیاسی‌ وظایف كمیته‌ی‌ مركزی‌ را به‌عهده‌ می‌گیرد و مسئول اجرای‌ تصمیمات كمیته‌ی‌ مركزی‌ است.

2ـ دفتر سیاسی‌ جلسات خود را براساس ضرورت تشكیل و گزارش فعالیت خود را به‌ كمیته‌ی‌ مركزی‌ می‌هد.

* * *

ماده‌ی‌ دوازدهم: سازمانهای‌ حزب

1ـ پایه‌ی‌ سازمان حزبی‌ حوزه‌ است. تعداد اعضای‌ حوزه‌ نباید از سه‌ نفر كمتر باشد.

2ـ سازمانهای‌ حزب را در ده‌ كمیته‌ی‌ ده‌، در بخش كمیته‌ی‌ بخش، در محله‌ كمیته‌ی‌ محله‌، در شهر كمیته‌ی‌ شهر، در شهرستان كمیته‌ی‌ شهرستان و در منطقه كمیته‌ منطقه رهبری‌ می‌كند.

3ـ وظیفه‌ی‌ حوزه‌ و كمیته‌های‌ ده‌، محله‌، بخش، شهر، شهرستان و منطقه، تبلیغ در میان توده‌های‌ مردم و اجرای‌ تصمیمات كمیته‌ی‌ مركزی‌ و اداره‌ی‌ امور حزبی‌ است.

4ـ كمیته‌ی‌ هر سازمان حزبی‌ از طرف اعضای‌ آ‌ن یا نمایندگان آ‌نان انتخاب می‌گردد.

5ـ عالی‌ترین ارگان هر سازمان حزبی‌، كنفرانسی‌ آ‌ن سازمان است كه‌ هر دو سال یك بار از نمایندگان همه‌ی‌ اعضای‌ حزبی‌ آ‌ن سازمان تشكیل می‌گردد.

تبصره‌:

در شرایط ویژه‌، كمیته‌ی‌ مركزی‌ می‌تواند شیوه‌های‌ مناسب دیگری‌ برای‌ ساختار حزب تصویب نماید.

* * *

ماده‌ی‌ سیزدهم: درآ‌مد حزب

درآ‌مد حزب عبارت است از:

ـ حق عضویت اعضا

ـ درآ‌مد بنیادها و مؤسسات حزبی‌

ـ كمك مالی‌ اعضا‌ و هواداران و دوستداران

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1385ساعت 11:28 بعد از ظهر  توسط سیران و سیروان 

برنامه‌ و اساسنامه‌ءحزب دمكرات كردستان ایران

برنامه‌ و اساسنامه‌ء

حزب دمكرات كردستان ایران

مصوّب كنگره‌ی‌ سیزدهم

13 الی 17 تیرماه 1383

3 الی 7 ژوئیه 1383

 

بخش اوّل:

برنامه‌ی‌ حزب دمكرات كردستان ایران

پیش گفتار:

1ـ تاریخ مبارزات ملّت كرد یكی‌ از خونبارترین و دیرپاترین بخشهای‌ تاریخ خلقهای‌ تحت ستم جهان به‌ حساب می آ‌ید. بعد از جنگ چالدران كه‌ در میان دو امپراتوری‌ عثمانی‌ و صفوی‌ در سال 1514 روی‌ داد، كردستان عملاً در میان آ‌ن دو دولت تقسیم گردید و در سال 1639، با انعقاد پیمانی‌ میان شاه‌عباس و سلطان مراد عثمانی‌ رسمیّت یافت.

قیام آ‌زادیخواهانه‌ی‌ شیخ عبیدالله‌ نهری‌ (1880) سرآ‌غاز جنبش رهایی‌بخش ملّی‌ علیه‌ اشغالگران و در راستای‌ استقلال كردستان بود. سالهای‌ آ‌غازین قرن بیستم شاهد خیزش سازمانهای‌ سیاسی‌ و شكوفایی‌ جنبش آ‌زادیخواهانه‌ی‌ ملّی‌ در سراسر كردستان بود، لیكن هربار در اثر توطئه گری‌ دولتهای‌ منطقه و بده‌بستانهای‌ آ‌نان با قدرتهای‌ بزرگ جهان، این جنبشها رو به‌ به‌ خاموشی‌ نهادند. با آ‌غاز جنگ دوّم جهانی‌، مبارزات خلقهای‌ آ‌زدیخواه‌ جهان علیه‌ ارتجاع و فاشیزم گسترش یافت و در آ‌ن مقطع زمانی‌، ضرورتی‌ تاریخی‌ در جهت ایجاد یك سازمان سیاسی‌ در كردستان ایران كه‌ بتواند مبارزه‌ی‌ رهایی‌بخش خلق كرد در آ‌ن بخش از كردستان را رهبری‌ نماید، كاملاً احساس می‌شد. به‌ دنبال اشغال ایران از سوی‌ متفقین و برچیده‌شدن بساط دیكتاتوری‌ بیست ساله‌ی‌ رضاخان از كردستان ایران، زمینه‌ی‌ مناسبی‌ برای‌ گسترش جنبش آ‌زادیخواهانه‌ به‌ وجود آ‌مد و پیكارجویان پیشتاز خلق كرد از آ‌ن فرصت مطلوب حسن استفاده‌ نموده‌ و در بیست و پنجم مردادماه‌ سال 1324 خورشیدی‌ حزب دمكرات كردستان را تأسیس كردند.

بنابراین تشكیل حزب دمكرات كردستان حاصل و نیتجه‌ی‌ یك ضرورت تاریخی‌ و نشانگر آ‌گاهی‌ و فرهیختگی‌ فرزندان پیشرو خلق كرد بود. از آ‌ن زمان تا به‌ امروز، حزب دمكرات كردستان، كه‌ فرزندان انقلابی‌ خلق كرد را در صفوف خود جای‌ داده‌است، سازمان دهنده‌ و راهبر مبارزه‌ی‌ رهایی‌بخش توده‌های‌ مردم كردستان بوده‌ و هست.

تشكیل حزب دمكرات كردستان در تاریخ خلق كرد نقطه عطف مهمّی‌ به‌ حساب میآ‌ید و سرآ‌غاز مرحله‌ی‌ نوینی‌ از مبارزه‌ی‌ این ملّت می‌باشد. تحت رهبری‌ حزب بود كه‌ خلق كرد برای‌ نخستین بار در تاریخ نوین خود موفّق شد حاكمیّتی‌ ملّی‌ را در بخشی‌ از كردستان به‌ وجود آ‌ورد. این حكومت توانست یازده‌ ماه‌ به‌ حیات خود ادامه‌ دهد و پس از واپس نشینی‌ جنبش خلقهای‌ ایران، دیكتاتوری‌ نظامی‌ مجدداً سلطه ی‌ خود را بر سراسر كردستان تحمیل نمود. لیكن خلق كرد از ادامه‌ی‌ مبارزه‌ بازنماند و برای‌ تحقق بخشیدن به‌ آ‌رمانهای‌ دیرپای‌ خود همچنان به‌ مبارزه‌ ادامه‌ داد.

حزب دمكرات كردستان ایران دارای‌ سابقه‌ی‌ 59 ساله‌ و سرشار از فراز و نشیب و فداكاری‌ و جانبازی‌ بوده‌ و بی‌گمان طی‌ این مدت بسی‌ كارآ‌مدتر گشته‌ و از مبارزات خلق كرد و سایر خلقها تجربیات ارزشمندی‌ اندوخته‌ است.

2ـ در نیمه‌ی‌ دوّم قرن بیستم، پیشرفت و شكوفایی‌ دانش و فن آ‌وری‌، ونیز تسریع و گسترش شبكه‌ی‌ ارتباطات سیمای‌ جهان را كاملاً دگرگون ساختند. بسیاری‌ از رژیمهای‌ واپسگرا و خودكامه‌ فروپاشیده‌ و به‌ جای‌ آ‌نها سیستمهای‌ نوین و مدافع آ‌زادی‌ ایجاد گشته‌اند. دهها ملّت بزرگ و كوچك به‌ كسب حق تعیین سرنوشت خویش نائل آ‌مده‌ و دولتهای‌ مستقلی‌ تشكیل داده‌اند، ونیز عمر رژیمهایی‌ كه‌ به‌ خشونت و سركوب امید بسته‌اند رو به‌ زوال است. به‌طوركلّی‌، خلقهای‌ تحت ستم و نیروهای‌ اجتماعی‌ای‌ كه‌ توانایی‌ آ‌ن را دارند زمام سرنوشت خود را دردست گرفته‌ و در راستای‌ ترقی‌ و تعالی‌ گام بسپرند، آ‌ینده‌ای‌ بس روشنتر درپیش دارند تا با بهره‌وری‌ از آ‌ن به‌ ایجاد جوامعی‌ آ‌زادتر، انسانی‌تر و مترقی‌تر‌ تحقق بخشند.

به‌ دنبال فروپاشی‌ بلوك شوروی‌ در سال 1371، دو مسأله‌ی‌ مهّم در سطح جهان مطرح شده‌ و اهمیّت واقعی‌ خود را متجلی‌ ساختند. نخست مسأله‌ی‌ ملّی‌ و ضرورت تأمین حقوق ملّی‌ خلقهای‌ تحت ستم جهان بود. اگرچه‌ مدّت هفتاد سال چنین ادعا می‌شد كه‌ در كشورهای‌ سوسیالیستی‌ معضلی‌ به‌ عنوان مسأله‌ی‌ ملّی‌ وجود ندارد، با این حال زمانی‌ كه‌ سیستم سوسیالیستی‌ فروپاشید و خلقهای‌ آ‌ن كشورها فرصت لازم را كسب نمودند، همگان به‌ عیان دیدند چگونه‌ این خلقها به‌ پا خاستند و دولتهای‌ ملّی‌ خود را تشكیل دادند.

دومین مسأله‌ دمكراسی‌ بود. این مسأله‌ كه‌ دهها سال تحت عنوان دفاع از حقوق و منافع كارگران و زحمتكشان در بخش عمده‌ای‌ از كشورهای‌ جهان با آ‌ن مخالفت و ضدیت به‌ عمل می آ‌مد، به‌ گونه‌ای‌ ضرورت خود را نشان داد كه‌ موجب سرنگونی‌ بسیاری‌ از دیكتاتوری‌ها گردید و شماری‌ نیز از ترس دچارشدن به‌ سرنوشتهای‌ نامعلومی‌، دروازه‌های‌ كشور خود را به‌ روی‌ دمكراسی‌ گشودند و خود را با شرایط جدید تطبیق دادند.

3ـ خاورمیانه‌ در تجزبه‌ و تحلیل بین المللی‌، مخصوصاً در استراتژی‌ دولتهای‌ بزرگ، حایز اهمیّت ویژه‌ایست. این منطقه، از نظر جغرافیایی‌ بر سر راه‌ ارتباطی‌ سه‌ قاره‌ی‌ آ‌سیا، آ‌فریقا و اروپا قرار گرفته‌ و از لحاظ اقتصادی‌ و منابع زیرزمینی‌ بسیار غنی‌ است و بیش از نصف ذخایر نفت جهان در این منطقه می‌باشد.

بعلاوه‌، وجود شماری‌ از جنبشهای‌ رهایی‌بخش ملّی‌ در این منطقه، به‌ ویژه‌ جنبش ملّی‌ كرد و جنبش فلسطین، كه‌ عكس العملهایی‌ طبیعی‌ در برابر تقسیمات استعماری‌ هستند، ارزش و اهمیّت خاورمیانه‌ را در محاسبات و نظرات قدرتهای‌ بین المللی‌ ارتقا‌ء داده‌اند.

كلیّه‌ی‌ این واقعیات باعث شده‌اند قدرتهای‌ بزرگ هر نوع تغییر و تحولی‌ در این منطقه را دقیقاً مدنظر قرار داده‌ و در برابر هرگونه‌ رویدادی‌ در آ‌ن گوش به‌ زنگ بوده‌ و عكس العملی‌ بایسته‌ از خود نشان دهند. رویدادهای‌ 25ـ20 سال اخیر و حضور چشمگیر، مستقیم و پایای‌ نیروهای‌ نظامی‌ كشورهای‌ غربی‌، به‌ ویژه‌ آ‌مریكا، در این منطقه به‌ وضوح نشانگر چنین واقعیّتی‌ می‌باشد.

بعد از رویداد یازدهم سپتامبر (2001)، لشكركشی‌ كشورهای‌ همپیمان، تحت رهبری‌ آ‌مریكا، به‌ افغانستان و سرنگون كردن رژیم افراطگرای‌ اسلامی‌ طالبان و تارومارنمودن سازمان القاعده‌ در آ‌ن كشور، سرآ‌غاز یك رشته‌ تغییر و تحوّل در منطقه ی‌ خاورمیانه‌ بوده‌است. به‌ دنبال آ‌ن، دولت عراق نیز در اثر فشار یورش ارتش آ‌مریكا و همپیمانش، دستخوش فروپاشی‌ گردید. این واقعه‌ نیز، بسان زمین لرزه‌ای‌ پرتوان، منطقه ی‌ خاورمیانه‌ و جهان خارج را به‌ لرزه‌ درآ‌ورد. در واقع می‌توان گفت پس از جنگ دوّم جهانی‌، هیچ رویدادی‌ به‌ اندازه‌ی‌ جنگ اخیرالذكر باعث دگرگونی‌ روابط منطقه ای‌ و بین المللی‌ نشده‌ است. بالاخص، كشورهای‌ خاورمیانه‌، كه‌ مشكلات سیاسی‌ ـ اقتصادی‌ و معضلات ملّی‌ ـ مذهبی‌ در آ‌نها شدّت بیشتری‌ دارد، دولتهایشان نگران و دلواپس آ‌نند كه‌ ممكن است تعادل سیاسی‌ منطقه از میان برود و دیگر نتوانند به‌ حاكمیّت واپسگرایانه‌ی‌ خود ادامه‌ دهند.

پیروزی‌ مردم عراق در امر بنیانگذاری‌ كشوری‌ آ‌زاد و دمكرات در آ‌ینده‌، بر جوامع كشورهای‌ همسایه‌ تاثیرگـذار خواهد بود. خلقهای‌ بیزار از نظامهای‌ ارتجاعی‌ و دیكتاتوری‌ چشم انتظار فرصتی‌ هستند تا برای‌ كسب آ‌زادی‌ و دمكراسی‌ و بدست آ‌وردن حقوق ملّی‌ خود علیه‌ رژیمهای‌ ضدخلقی‌ قاطعانه‌ به‌پا خیزند. هم اینك مبارزه‌ی‌ رهایی‌بخش ملّت كرد پا به‌ مرحله‌ی‌ سرنوشت سازی‌ گـذاشته‌ است. در این میان حقوق سیاسی‌ خلق كرد در عراق بر مبنای‌ فدرالیزم جغرافیایی‌ ـ ملّی‌ در قانون اداره‌ی‌ دولت برای‌ مرحله‌ی‌ انتقالی‌ به‌ رسمیّت شناخته‌ شده‌است. استقرار این شیوه‌ از فدرالیزم برای‌ حلّ مسأله‌ی‌ كردها در بخش دیگری‌ از كردستان نیز الگوی‌ مناسبی‌ خواهد بود.

4ـ در سالهای‌ بعد از جنگ دوّم جهانی‌، تحوّلات و دگرگونی‌های‌ بسیاری‌ در زمینه‌ی‌ اقتصادی‌، اجتماعی‌ و سیاسی‌ در ایران صورت گرفته‌ است. در واقع نیز ایران نمی‌توانست در برابر تحوّلات ژرفی‌ كه‌ در ابعاد جهانی‌ به‌ وقوع پیوسته‌ پایداری‌ نموده‌ و خود را از آ‌نها بركنار نگه‌ دارد. با این حال، تغییراتی‌ كه‌ در ایران روی‌ داده‌است به‌ هیچ وجه‌ با حجم امكانات بالقوه‌ی‌ اقتصادی‌ و طبیعی‌ كشورمان همخوانی‌ نداشته‌ است. ایران هنوزهم در زمره‌ی‌ كشورهای‌ عقب مانده‌ به‌ حساب می آ‌ید و بخش بزرگی‌ از توده‌های‌ مردم در فقر و تنگدستی‌ زندگی‌ می‌كنند. هنوزهم اكثریت مردم ایران، به‌ ویژه‌ در مناطق روستایی‌، بیسواد بوده‌ و در زمینه‌ی‌ كمكهای‌ پزشكی‌ و امكانات درمانی‌ در مضیقه هستند.

با برسركارآ‌مدن رژیم جمهوری‌ اسلامی‌ در سال 1358، ایران از لحاظی‌ چند گرفتار سیرقهقرایی‌ گردید. در حالی‌ كه‌ این كشور با امكانات سرشار طبیعی‌ای‌ كه‌ داشت ـ اگرچه‌ ازدست دیكتاتوری‌ می‌نالید ـ می‌رفت مقام شایسته‌ی‌ خود در جامعه‌ی‌ بینالمللی‌ را احراز نماید، لیكن آ‌خوندهای‌ به‌ قدرت رسیده‌ با درپیش گرفتن سیاستی‌ خصمانه‌ علیه‌ جامعه‌ی‌ مدنی‌، آ‌ن را از جهان مترّقی‌ جدا نموده‌ و برای‌ برگرداندن آ‌ن به‌ دوران قرون وسطی‌ به‌ تقلاّ برخاستند. اقتصاد ایران به‌ جای‌ آ‌نكه‌ بتواند خودكفا گشته‌ و در زمره‌ی‌ اقتصادهای‌ نیرومند منطقه و جهان قرار گیرد، به‌گونه‌ای‌ دچار سردرگمی‌ و آ‌شفتگی‌ گردید كه‌ اینك یكی‌ از متزلزل ترین اقتصادها بوده‌ و ارزش برابری‌ پول آ‌ن در برابر پولهای‌ معتبر جهان به‌ طور متوسط 12000درصد كاهش یافته‌ است.

سركوبی‌ آ‌زادی‌ها سیاست روزمرّه‌ی‌ سردمداران جمهوری‌ اسلامی‌ است. هیچ حزب و سازمان و سندیكای‌ مستقلی‌ امكان فعّالیّت آ‌زادانه‌ ندارد، آ‌زادیهای‌ فردی‌ و اجتماعی‌ به‌ بدترین شیوه‌ پایمال گشته‌ و هر فریاد اعتراضی‌ به‌ صورت بازداشت و زندانی‌كردن و شكنجه‌، حتی‌ ترور و اعدام، پاسخ داده‌ می‌شود. به‌ این ترتیب ایران برای‌ كلیّه‌ی‌ انسانهای‌ آ‌زاداندیش و آ‌زادیخواه‌ به‌ صورت زندان بزرگی‌ درآ‌مده‌ است.

5ـ كردستان ایران در زمینه‌ی‌ اقتصادی‌ و اجتماعی‌ منطقه ای‌ عقبمانده در داخل كشوری‌ عقبمانده‌ است. كردستان هرچند از لحاظ منابع طبیعی‌ و ثروتهای‌ زیرزمینی‌ غنی‌ است، با این حال از بسیاری‌ جهت یكی‌ از عقب افتاده‌ترین مناطق ایران است. پیشرفت اقتصادی‌ و تحوّلات اجتماعی‌، به‌ ویژه‌ صنعتی‌، در كردستان به‌ پای‌ مناطق دیگر ایران نیز نمی‌رسد. وضعیّت اقتصادی‌، بهداشتی‌ و فرهنگی‌ مردم كردستان مردم كردستان تغییر چندانی‌ نكرده‌ است. سطح زندگی‌ پایین بوده‌ و زحمتكشان كردستان در فقر و محرومیّت به‌ سر می‌برند. آ‌ثار ستم ملّی‌ در كلیّه‌ی‌ زمینه‌های‌ زندگی‌ سیاسی‌، اقتصای‌، اجتماعی‌ و فرهنگی‌ در كردستان مشاهده‌ می‌گردد. كلیّه‌ی‌ مسؤلان رده‌ی‌ بالای‌ دولت در كردستان از مركز منصوب می‌شوند و مردم كردستان در اداره‌ی‌ امور مربوط به‌ زادگاه‌ خود نقش چندانی‌ ندارند. علیرغم وجود امكانات طبیعی‌، هیچ پروژه‌ و برنامه‌ی‌ مهّم اقتصادی‌ و صنعتی‌ در كردستان به‌ اجرا درنمی آ‌ید و به‌ هیچ حزب و سازمان و سندیكای‌ مستقل سیاسی‌ و صنفی‌ امكان فعّالیّت آ‌زادانه‌ داده‌ نمی‌شود. كودكان كرد از همان نخستین روزهای‌ رفتنشان به‌ مدرسه‌ باید به‌ زبان فارسی‌ تحصیل نمایند و از امكان درس خواندن به‌ زبان مادری‌ محروم مانده‌اند. به‌ این ترتیب، كردستان را به‌ صورت زندان بزرگی‌ برای‌ خلق كرد درآ‌ورده‌اند.

6ـ بخش بزرگی‌ از این كمبودها و مشكلات در دوران حاكمیّت رژیم سابق وجود داشتند. رژیم سلطنتی‌ پهلوی‌ هیچگاه‌ اجازه‌ نمی‌داد كشور تحت سلطه ی‌ آ‌ن، راه‌ پیشرفت و شكوفایی‌ را آ‌زادانه‌ درپیش گیرد، آ‌زادیهای‌ انسانی‌ توده‌های‌ مردم را پایمال كرده‌ و نتیجتاً در میان خود و شهروندان ایران تضاد عمیقی‌ به‌ وجود آ‌ورده‌ بود كه‌ تنها راه‌ چاره‌ی‌ آ‌ن یك انقلاب فراگیر بود. در چنین اوضاع و احوالی‌ بود كه‌ در سال 1356، توده‌های‌ مردم ایران به‌طور بی‌سابقه‌ای‌ به‌ میدان آ‌مدند و بعد از یك سال مبارزه‌ و فداكاری‌، طومار عمر رژیم سلطنتی‌ را درهم پیچیدند.

بی‌تردید، انقلاب مردم ایران یكی‌ از مهمترین رویدادهای‌ تاریخی‌ كشور ما بود و در همانحال نیز آ‌زمونی‌ بس ارزشمند برای‌ مبارزان راه‌ آ‌زادی‌ را دربرداشت. انقلاب سراسری‌ ایران این واقعیّت را به‌ روشنی‌ نشان داد كه‌ هر زمان مردم كشوری‌ با ازخودگـذشتگی‌ و همیاری‌ بخواهند غل و زنجیر اسارت را از دست و پای‌ خود بگسلند، هیچ نیرویی‌ نمی‌تواند سدّ راهشان گردد و سرانجام همه‌ی‌ موانع و مشكلات موجود بر سر راه‌ پیروزی‌ را از میان برمی‌دارند.

هرچند دوران نكبتبار دیكتاتوری‌ خانواده‌ی‌ پهلوی‌ كلیّه‌ی‌ اقشار و طبقات مردم ایران را علیه‌ رژیم محمدرضاشاه‌ برانگیخته‌ بود، لیكن، متأسفانه‌ به‌ دلیل آ‌نكه‌ نیروهای‌ دمكرات و انقلابی‌ برای‌ سیستم حاكمیّت بعد از رژیم سلطنتی‌ فاقد برنامه‌ی‌ مشتركی‌ بودند، و نیز از آ‌نجا كه‌ هیچ یك از نیروهای‌ میهن پرست ایرانی‌ به‌ تنهایی‌ این توانایی‌ را نداشت توده‌های‌ مردم را پیرامون خود گرد آ‌ورد و قدرت سیاسی‌ در سراسر كشور را در اختیار بگیرد، گروهی‌ آ‌خوند كوته‌فكر و مرتجع با سو‌ءاستفاده‌ از اعتقادات مذهبی‌ مردم، به‌ مصادره‌ی‌ دستاوردهای‌ انقلاب و حاصل اشك و خون فرزندان خلقهای‌ ایران دست یازیدند و سلطه ی‌ انحصارطلبانه‌ی‌ خود را بر كشورمان تحمیل نمودند.

در نتیجه‌ی‌ یك چنین وضعیتی‌، انقلاب ایران به‌ ناكامی‌ گراییده‌ و نتوانست به‌ هیچ یك از آ‌رمانها و انتظارات توده‌های‌ مردم تحقق بخشد. خلقهای‌ تشنه‌ی‌ آ‌زادی‌ در ایران، با هدف تأمین و استقرار آ‌زادیهای‌ دمكراتیك در سراسر ایران، با دست خالی‌ به‌ پیكار علیه‌ ارتش تا دندان مسلّح رژیم شاه‌ به‌ پا خاستند و هزاران نفر از فرزندان خود را در این راه‌ قربانی‌ نمودند. زحمتكشان ایران، كه‌ كه‌ بخش بسیار بزرگی‌ از جمعیت ایران را تشكیل می‌دهند، به‌ امید رهایی‌ از تنگدستی‌ و سیه‌ روزی‌، و خلقهای‌ تحت ستم ایران به‌ امید دستیابی‌ به‌ حقوق عادلانه‌ ملی‌ خود در سایه‌ یك رژیم دمكراتیك، تأثیر بی‌ چون و چرایی‌ در پیروزی‌ انقلاب داشتند.

لیكن واپسگرایان انحصارطللب كه‌ حاصل و ثمره مبارزه‌ و فداكاری‌ مردم ایران را غضب نموده‌اند، برخلاف انتظار توده‌های‌ مردم هرگز اجازه‌ نداده‌اند هیچ یك از آ‌رمانهای‌ مقدس این مردم تحقق پـذیر گردد. به‌ موازات استقرار سلطه‌ای‌ واپسگرایان، آ‌زادیهای‌ دمكراتیك بسی‌ بدتر از دوران رژیم سلطنتی‌ پایمال گردید. توده‌های‌ فرودست و زحمتكش كشورمان بیش از هرزمانی‌ با فقر و تنگدستی‌، و گرانی‌ و بیكاری‌ روبرو شده‌ و رژیم كنونی‌ در راستای‌ چاره‌یابی‌ برای‌ هزاران فقره‌ از مشكلات زندگی‌ آ‌نها قدم مؤثری‌ برنداشته‌ است. خلقهای‌ تحت ستم ایران نیز نه‌ فقط به‌ حقوق عادلانه‌ی‌ خویش دست نیافته‌اند.كه‌ كلیه‌ خواستهایشان نیز با آ‌تش و خون پاسخ داده‌ شده‌ است.

دیكتاتوری‌ مذهبی‌ نه‌ فقط تاب تحمل هیچ نوعی‌ تفكر واعتقاد مخالفی‌ را ندارد، كه‌ با هرگونه‌ نظر  وبرداشت متفاوتی‌ ـ و لو مخالف نیز نباشد ـ به‌ شدت خصومت می‌ورزد. در طول‌ 25 سال حاكمیت رژیم جمهوری‌ اسلامی‌، این رژیم از ارتكاب هیچ نوع جنایتی‌ علیه‌ آ‌زادیخواهان، از هر ملیت یا طبقه و قشری‌ ، تردیدی‌ به‌ خود راه‌ نداده‌ است.

در كردستان سیمای‌ كریه‌ دیكتاتوری‌ حاكم بسی‌ آ‌شكاراتر و بی‌ پرده‌تر خود را می‌نمایاند. علیرغم این واقعیت كه‌ خلق كرد ، به‌ عنوان بخشی‌ از مردم ایران، در انقلاب سراسری‌ فعالانه‌ شركت نمود، و گر چه‌ خلق ما از طریق نمایندگان خود، تا آ‌نجا كه‌ در توان داشت تلاش نمود تا از راههای‌ مسالمت جویانه‌ و آ‌شتی‌گرایانه‌ و از طریق مذاكره به‌ حداقل حقوق عادلانه‌ خو دست یابد، با این حال رژیم ارتجاعی‌ جمهوری‌ اسلامی‌ نه‌ فقط به‌ قبول خواستهای‌ برحق مردم كردستان تن در نداد، بلكه‌ برعكس به‌ كردستان لشكركشی‌ نموده‌ و فرمان قتل و عام داد. حتی‌ به‌ ارتكاب چنین اعمالی‌ بسنده‌ نكرد و خمینی‌ برخلاف آ‌یین اسلام، فتوای‌ جهاد علیه‌ خلق مسلمان كرد را صادر نموده‌ و ریختن خون پیر و جوان و زن و مرد توده‌های‌ مردم كردستان را امری‌ حلال اعلام نمود.

بیش از 25 سال است جنگ و ستیز علیه‌ توده‌های‌ مردم كردستان ادادمه‌ دارد. صدها پایگاه‌ نظامی‌ و و مراكز نظارت سری‌ و شبكه‌های‌ جاسوسی‌ در سراسر كردستان ایجاد شده‌ است. در این مدت، مردم كردستان در راه‌ دفاع از آ‌زادی‌ در حدود پنجاه‌ هزار شهید داده‌اند كه‌ بیش از چهار هزار نفرشان از مبارزان حزب دمكرات بوده‌اند. با این حال جنبش انقلابی‌ خلق كرد همچنان در برابر زورگویی‌های‌ رژیم آ‌خوندی‌ پایداری‌ و مقاومت خود را به‌ شیوه‌های‌ مختلفی‌ ادامه‌ می‌دهد.

به‌ این تریتب، رژیم واپسگرا و خونریز جمهوری‌ اسلامی‌ خصومت خود را با كلیه‌ مطالبات و آ‌رمانهای‌ خلق كرد و علیه‌ همه‌ قوانین و موازین بین‌المللی‌ نشان داده‌ و برضد تمام نیروهای‌ ملی‌ ایران قد علم نموده‌ است.

حزب دمكرات كردستان ایران بر این باور است كه‌ برای‌ رهایی‌ ایران از چنگال ظلم و ستمگری‌ و دیكتاتوری‌ باید به‌ جای‌ حاكمیت ارتجاعی‌ و ضد خلقی‌ آ‌خوندها یك سیستم دمكراتیك فدرالی‌ تشكیل گردد، سیستمی‌ كه‌ در آ‌ن خواستهای‌ عادلانه‌ی‌ خلقهای‌ ایران تحقق پـذیرد.

7ـ برای‌ دستیابی‌ به‌ آ‌رمان مربوط به‌ چاره‌یابی‌ مسأله‌ ملی‌ در چارچوب یك نظام دمكراتیك، حزب دمكرات كردستان ایران اتحاد نیروهای‌ دمكراتیك و ملی‌ ایران را به‌ عنوان یك شرط اساسی‌ ارزیابی‌ می‌نماید. به‌ اعتقاد حزب ما، به‌ منظور آ‌نكه جنبش دمكراتیك مردم ایران بار دیگر دچار بی‌برنامگی‌ نشود و دستاوردهای‌ آ‌ن به‌ یغما نرود، باید همه‌ اكنون آ‌ن بخش از نیروهایی‌ كه‌ حقیقتاً دمكرات وترقیخواه‌ هستند پیرامون بربنامه‌های‌ مشتركی‌ برای‌ آ‌یندی‌ ایران متحد گردند.

در رابطه با ایجاد چنین اتحادی‌، حزب ما هم ضد شوئنیسم ایرانی‌ است كه‌ وجود خلق كرد را انكار می‌نماید و هم پادگر ناسیونالیسم تنگ نظرانه‌ی‌ خلقهای‌ ایران است كه‌ میان استبداد مركزی‌ و مردم ایران تفاوتی‌ قایل نمی‌گردد. هم شوینیزم ایرانی‌ و هم ناسیونالیسم تنگ نظرانه‌ی‌ خلقها، موانعی‌ بی‌چون وچرا بر سر راه‌ اتحاد خلقهای‌ ایران هستند. در همانحال حزب ما براین بارو است كه‌ در شرایط كنونی‌ خطر بزرگتر همانا شوینیزم عظمت طلبانه‌ی‌ ایرانی‌ است.

حزب دمكرات كردستان ایران مدت بیش از 25 سال است مبارزه‌ مردم كردستان را علیه‌ سركوبگریهای‌ ددمنشانه‌ی‌ جمهوری‌ اسلامی‌ با كارایی‌ و شایستگی‌ رهبری‌ می‌نماید. فعالیت و مبارزه‌ وفداكاری‌ و جانبازی‌ و اعضا و هواداران و پیشمرگان قهرمان حزب محبوبیت و نفوذ حزب را در میان توده‌های‌ مردم بسی‌ بیش از گـذشته‌ ارتقا داده‌ است. حزب دمكرات كردستان اینك نه‌ فقط حزب محبوب مردم كردستان ایران است، كه‌ مورد احترام سایر خلقهای‌ ایران و سازمانهای‌ ترقیخواه‌ در داخل و خارج می‌باشد.

حزب دمكرات كردستان این برنامه‌ را به‌ مردم كردستان عرضه می‌نماید و از كلیه‌ ساكنان كردستان، كارگران، دهقانان، زحمتكشان شهرها و روستاها، روشنفكران، دانشآ‌موزان و دانشجویان، كارمندان و صنعتگران و پیشه‌وران، وبه‌ طور كلی‌، افراد میهن پرست كلیه‌ اقشار و طبقات می‌خواهد برای‌ تحقق بخشیدن به‌ آ‌رمانهای‌ این برنامه‌ تلاش نمایند اعضا وهواداران حزب باید این برنامه‌ را میان توده‌های‌ مردم كردستان ببرند و مفاد آ‌ن را برای‌ آ‌نها تجزیه‌ وتحلیل نمایند و اعتقادات و دیدگاههای‌ حزب درب مورد مسائل سیاسی‌، اقتصادی‌، اجتماعی‌ و فرهنگی‌ را برای‌ آ‌نها بیان كنند. بعلاوه‌ باید مردم سایر بخشهای‌ ایران را نیز از مطالبات اساسی‌ مردم كردستان و حزب دمكرات آ‌گاه‌ سازند.

حزب دمكرات كردستان ایران بزگترین نیروی‌ سیاسی‌ كردستان ایران است كه‌ اكثریت مردم كردستان از آ‌ن پشتیبانی‌ می‌نمایند. از این رو باید از صمیم قلب بكوشیم نیروی‌ پایان ناپـذیر خلق را در پی‌ دستیابی‌ به‌ آ‌رمانها و اهدافی‌ كه‌ در برنامه‌ حزب آ‌مده است به‌ حركت درآ‌وریم. در چنان حالتی‌ است كه‌ برنامه‌ حزب به‌ صورت یك نیروی‌ ماده‌ پرتوان درخواهد آ‌مد.

وحزب خواهد توانست حقوق عادلانه‌ی‌ خلق كرد را در چارچوب ایرانی‌ دمكراتیك تحقق بخشد.

حزب دمكرات كردستان ایران اهداف و آ‌رمانهای‌ خود را در این برنامه‌ گنجانده‌ است. تحقق بخشیدن به‌ این اهداف و آ‌رمانها وظیفه حكومت منطقه‌ای‌ كردستان خواهد بود كه‌ در چارچوب كشور ایران تشكیل خواهد شد.

 

* * *

 

فصل اول

اهداف كلی‌

1ـ حزب دمكرات كردستان ایران حزب پیشرو مردم كردستان ایران است و دوش به‌ دوش نیروهای‌ ترقیخواه‌ سراسر ایران در جهت ایجاد یك سیستم دمكراتیك در ایران و به‌ دست آ‌وردن حق تعیین سرنوشت برای‌ خلق كرد در كردستان ایران مبارزه‌ می‌كند.

2ـ آ‌رمانهای‌ نهایی‌ حزب دمكرات كردستان ایران ایجاد یك جامعه‌ی‌ دمكراتیك سوسیالیستی‌ است.

3ـ شعار استراتژیك حزب دمكرات كردستان ایران ایجاد یك سیستم دمكراتیك فدرال درایران و تأمین حقوق ملی‌ خلق كرد در كردستان ایران است.

4ـ حزب دمكرات كردستان ایران خلقهای‌ تحت ستم ایران را هم پیمانان استراتژیك خود می‌داند و از جنبشهای‌ رهایی‌ بخش آ‌نها در جهت دستیابی‌ به‌ حقوق ملی‌ پشتیبانی‌ می‌كند.

5ـ پشتیبانی‌ از مبارزه‌ی‌ ملی‌ ـ دمكراتیك خلق كرد در بخشهای‌ دیگر كردستان خط مشی‌ همیشگی‌ حزب دمكرات كردستان ایران است.

6ـ حزب دمكرات كردستان ایران از مبارزه‌ رهایی‌ بخش خلقهای‌ جهان پشتیبانی‌ می‌نماید و طرفدار صلح و روابط مودتآ‌میز در میان خلقهای‌ كلیه‌ كشور است.

* * *

 

فصل دوم:

مبانی‌ اداره‌ی‌ حكومت منطقه‌ای‌ كردستان

7ـ كردستان یكی‌ از مناطق جمهوری‌ فدرال ایران است.

8ـ  منطقه‌ی‌ كردستان سراسر خاك كردستان ایران را شامل می‌گردد. چارچوب جغرافیایی‌، یا در نظر گرفتن عوامل جغرافیایی‌ و اقتصادی‌ خواست اكثریت ساكنان هریك از مناطق كردنشین تعیین می‌گردد.

9ـ در منطقه‌ی‌ كردستان حاكمیت كلا در حیطه‌ی‌ اختیار مردم می‌باشد كه‌ از طریق نمایندگان خود در پارلمان كردستان و نیز به‌ وسیله‌ ارگانهای‌ حكومت منطقه‌ای‌ آ‌ن را اعمال می‌نمایند.

10ـ مور مربوط به‌ روابط خارجی‌ (سیاسی‌ و اقتصادی‌)، دفاع ملی‌، برنامه‌ریزی‌ دراز مدت اقتصادی‌ و سیستم پولی‌ در اختیار دولت فدرال است. جز در موارد مذكور، صلاحیت ادراه‌ سازمان دولتی‌ دركردستان در اختیار حكومت مركزی‌ كردستان است. مردم منطقه‌ی‌ كردستان همانند سایر هموطنان خود در سراسر ایران از طرف قانونی‌ و بدون هرگونه‌ تبعیضی‌ در اداره‌ كشور مشاركت دارند.

11ـ منطقه‌ی‌ كردستان پرچم، سرود و جشن ملی‌ خود را دارد. در منطقه‌ی‌ كردستان پرچم جمهوری‌ فدرال ایران در كنار پرچم كردستان برافراشته‌ می‌شود.

12ـ دیوانعالی‌ فدرال كه‌ از متخصصان كلیه‌ ملتهای‌ ایران با حقوق یكسان تشكیل می‌گردد به‌ اختلافات قانونی‌ میان دولت فدرال و حكومت منطقه‌ای‌ رسیدگی‌ می‌نماید و تعادل قدرت در میان آ‌نها را نگه‌ می‌دارد.

13ـ پارلمان كردستان عالیترین ارگان قانونگـذاری‌ ویژه‌ی‌ منطقه‌ی‌ كردستان است. نمایندگان مجلس از طریق انتخابات عمومی‌، مساوی‌، مستقیم و مخفیانه‌ برگزیده‌ می‌شوند.

14ـ پارلمان كردستان حكومت منطقه‌ای‌ كردستان را تعیین می‌نماید. حكومت منطقه‌ای‌  كردستان در برابر پارلمان مسئول می‌باشد.

15ـ حفظ نظم و امنیت در منطقه‌ی‌ كردستان به‌ عهده‌ی‌ نیروی‌ پیشمرگان كردستان و سایر ارگانهای‌ انتظامی‌ حكومت منطقه‌ای‌ می‌باشد. وظیفه نیروی‌ نظامی‌ دفاع از مرزهای‌ كشور در برابر تجاوزات بیگانگان بوده‌ و حق ندارد در امور مربوط به‌ حفظ نظم و امنیت داخل كشور مداخله‌ نماید.

16ـ زبان كردی‌ زبان رسمی‌ تدریس ومكاتبه‌ بین ادارات منطقه‌ای‌ كردستان است. زبان فارسی‌ در منطقه‌ی‌ كردستان نیز مانند سایر نقاط ایران زبان رسمی‌ است و در مدارس تدریس می‌شود.

17ـ مكاتبات رسمی‌ ادارات منطقه‌ی‌ كردستان با مركز و ادارات وابسته‌ به‌ دولت فدرال در كردستان و با سایر مناطق ایران به‌ زبان فارسی‌ خواهد بود.

18ـ به‌ همه‌ی‌ ساكنان غیر كرد در منطقه‌ی‌ كردستان در اشاعه‌ فرهنگ خود كمك و مساعدت می‌شود و امكانات تحصیل به‌ زبان مربوط برایشان فراهم می‌گردد.

* * *

 

فصل سوم:

حقوق و مزایای‌ ساكنان منطقه‌ی‌ كردستان

19ـ  كلیه‌ حقوق و آ‌زادیهای‌ مصرح در اعلامیه‌ی‌ جهانی‌ حقوق بشر و میثاقهای‌ بین‌المللی‌ مربوط به‌ آ‌ن از جمله‌ آ‌زادی‌ عقیده‌ و بیان، آ‌زادی‌ مطبوعات، آ‌زادی‌ تشكیل و فعالیت احزاب و سازمانهای‌ سیاسی‌ و اتحادیه‌هاو شوراهای‌ كارگری‌، دهقانی‌ ، صنفی‌ و انجمنهای‌ دمكراتیك ، آ‌زادی‌ انتخاب شغل و محل اقامت وآ‌زادی‌ دین و مذهب در منطقه‌ی‌ تحت حاكمیت حكومت منطقه‌ای‌ كردستان، همانند سایر مناطق ایران، تأمین می‌شود.

همه‌ ساكنان كردستان، بدون هرگونه‌ تبیعضی‌ از لحاظ جنسی‌، قومی‌، نژادی‌ و مذهبی‌. از حقوق اجتماعی‌، اقتصادی‌، سیاسی‌ و فرهنگی‌ مساوی‌ بهره‌مند خواهند بود.

20ـ دین از دولت جداست.

21ـ زن و مرد در خانواده‌ و جامعه‌ حق مساوی‌ دارند و در مقابل كار مساوی‌ حقوق مساوی‌ دریافت می‌كنند.

حكومت منطقه‌ای‌ كردستان باید حق استفاده‌ از مرخصی‌ همراه‌ با حقوق ماهانه‌ در دوره‌ی‌ بارداری‌ و بعد از زایمان را برای‌ زنان كارمند و كارگر تأمین نماید.

22ـ حكومت منطقه‌ای‌ كردستان برای‌ آ‌موزش و پرورش كودكان اهمیت ویژه‌ای‌ قایل است.

* * *

 

فصل چهارم

سیاست اقتصادی‌ و اجتماعی‌

23ـ پیشبرد وضع اقتصادی‌ از طریق یك برنامه‌ریزی‌ علمی‌ در منطقه‌ی‌ كردستان به‌ عهده‌ حكومت منطقه‌ی‌ كردستان است.

برای‌ جبران عقب ماندگی‌ اقتصادی‌ كه‌ ناشی‌ از ستم ملی‌ است، توزیع درآ‌مدهای‌ عمومی‌ كشور از سوی‌ دولت فدرال  به‌ ترتیبی‌ خواهد بود كه‌ سهم ساكنان كردستان به‌ تناسب درجه‌ی‌ عقب ماندگی‌ ، بیش از درآ‌مد متوسط سرانه‌ی‌ كشور باشد.

24ـ راه‌ اصلی‌ پیشرفت اقتصاد كردستان و سراسر ایران صنعتی‌ كردن كشور با بهره‌گیری‌ از دستاوردهای‌ علم و تكنیك  از یك سو، و نیازمندیها و امكانات طبیعی‌ كشور، از سوی‌ دیگر است. ایجاد یك دگرگونی‌ بنیادین اقتصادی‌ و اجتماعی‌ كه‌ برای‌ صنعتی‌ كردن ضرورت دارد، یكی‌ از اساسی‌ترین وظایف دولت فدرال و حكومت منطقه‌ی‌ كردستان است.

25ـ حكومت منطقه‌ای‌ كردستان از طریق بخشی‌ عمومی‌ اقتصاد، كه‌ بخش اساسی‌ برای‌ پیشرفت اقتصادی‌ محسوب می‌گردد،

صنایع پیشرفته‌ را در كردستان  دایر می‌نماید. و برای‌ مشاركت سرمایه‌های‌ خصوصی‌ در امر پیشرفت  اقتصادی‌ كشور، به‌ ویژه‌ صنعتی‌ كردن آ‌ن، كلیه‌ تسیهیلات لازم را فراهم می‌سازد و در همان حال از صنایع داخلی‌ و ملی‌ نیز حمایت می‌نماید.

26ـ منابع زیرزمینی‌ و نیز آ‌بها، جنگلها و مراتع كردستان، همچون سایر مناطق ایران، ثروت عمومی‌ به‌ شمار میآ‌یند و حكومت منطقه‌ای‌ كردستان، با همكاری‌ دولت فدرال، از آ‌نها به‌ نفع همه‌ی‌ مردم ایران بهره‌برداری‌ می‌نامید.

27ـ ارتقای‌ سطح تولیدات كشاورزی‌ از طریق مكانیزه‌ كردن و استفاده‌ از شیوه‌های‌ علمی‌ در امر كشاورزی‌، و نیز طرح ریزی‌ و اجرای‌ برنامه‌های‌ آ‌بیاری‌ و ساختمان سدها، بخش مهمی‌ از سیاست اقتصادی‌ حكومت منطقه ای‌ كردستان را تشكیل می‌دهد.

28ـ حكومت منطقه ای‌ كردستان برای‌ توسعه‌ی‌ بازرگانی‌ داخلی‌ و رونق كسب و كار و پیشه‌وری‌ در كردستان كوشش لازم را به‌ عمل خواهد آ‌ورد.

29ـ ارتقای‌ سطح زندگی‌ مردم، مخصوصاً زحمتكشان كردستان، محتوای‌ اصلی‌ سیاست اقتصادی‌ حكومت منطقه ای‌ كردستان است. این حكومت به‌ منظور تأمین یك زندگی‌ شایسته‌ی‌ عصر حاضر برای‌ ساكنان كردستان از كلیه‌ی‌ توان و امكانات خود استفاده‌ خواهد كرد.

30ـ ساعات رسمی‌ كار در هفته‌ نباید بیش از 40 ساعت باشد. كارگرانی‌ كه‌ به‌ كارهای‌ سخت اشتغال دارند باید ساعات كمتری‌ كار كنند. حداقل دستمزد كارگران متناسب با هزینه‌ زندگی‌ تعیین می‌شود و به‌ تناسب بالارفتن هزینه‌ی‌ زندگی‌ افزایش می‌یابد. كارگران در مقابل حوادث ناشی‌ از كار، بیماری‌، از كار افتادگی‌، بیكاری‌ و كهولت بیمه‌ می‌شوند. به‌ كار گماردن كودكانی‌ كه‌ سنشان از پانزده‌ سال كمتر باشد ممنوع است. برای‌ كاستن از سطح بیكاری‌ و سپس از میان برداشتن آ‌ن باید شرایط اقتصادی‌ و اجتماعی‌ لازم ایجاد گردد.

31ـ در مالكیت زمین هنوز هم بیعدالتی‌هایی‌ وجود دارد. از این رو باید در شیوه‌ی‌ موجود مالكیت زمین دگرگونی‌ لازم به‌ نفع روستائیان زحمتكش و فاقد زمین صورت پـذیرد.

32ـ حكومت منطقه ای‌ كردستان باید به‌ كشاورزان كمك نماید تا بتوانند وسایل پیشرفته‌ی‌ كشاورزی‌ برای‌ خود تهیه‌ نمایند. همچنین باید محصولات كشاورزی‌ را به‌ بهای‌ تضمین شده‌ای‌ از آ‌نها بخرد و به‌ منظور توسعه‌ی‌ كار كشاورزی‌ وامهای‌ درازمدت با بهره‌ی‌ كم در اختیارشان قرار دهد. دهقانان نخست در برابر حوادث ناشی‌ از كار و بیماری‌ و سپس در مقابل پیری‌ و ازكار افتادگی‌ بیمه‌ می‌شوند.

33ـ حكومت منطقه ای‌ كردستان به‌ آ‌موزش و پرورش جوانان توجه‌ ویژه‌ای‌ مبذول داشته‌ و كلیه‌ی‌ امكانات آ‌موزشی‌ و تفریحی‌ را برای‌ آ‌نان فراهم می‌نماید.

34ـ حكومت منطقه ای‌ كردستان توجه‌ ویژه‌ای‌ به‌ دامداری‌ مبذول خواهد داشت. چراگاهها با شرایط مساعد به‌ دامپروران واگـذار شده‌ و روشهای‌ صحیح و علمی‌ دامپروری‌ به‌ آ‌نها آ‌موخته‌ خواهد شد.

35ـ حفاظت از محیط زیست، منابع طبیعی‌ جنگلها، دریاچه‌ها و محافظت از حیوانات، به‌ویژه‌ حیوانات شكاری‌، پرندگان و غیر پرنده‌ها و نیز موجودات آ‌بزی‌، یكی‌ از وظایف مهم حكومت منطقه ای‌ كردستان است. از این رو، باید از شكار بی‌رویه‌ی‌ حیوانات جلوگیری‌ به‌عمل آ‌ید، و در گزینش نوع و محل صنایع جدید، و احداث راهها و خط آ‌هن باید محیط زیست مدنظر قرار گیرد تا سیمای‌ طبیعت مخدوش نگردد.

36ـ حكومت منطقه ای‌ كردستان به‌ رشد و توسعه‌ی‌ سازمانهای‌ گردشگری‌ و آ‌ثار تاریخی‌ اهمیت ویژه‌ای‌ قایل می‌باشد.

 

* * *

 

فصل پنجم:

سیاست فرهنگی‌ و بهداشت

37ـ همه‌ی‌ كودكان كردستان باید تا سن پانزده‌ سالگی‌ تحصیل نمایند. حكومت منطقه ای‌ كردستان برای‌ از بین بردن بیسوادی‌ اقدامات عاجلانه‌ای‌ به‌عمل خواهد آ‌ورد. در منطقه ی‌ كردستان، تأمین هزینه‌ی‌ تحصیلات ابتدایی‌ به‌ عهده‌ دولت است و در بقیه‌ی‌ مراحل مجانی‌ است. كمكهای‌ حكومت منطقه ای‌ در این خصوص شامل مدارس دینی‌ نیز خواهد شد. حكومت منطقه ای‌ كردستان هزینه‌ی‌ تحصیل فرزندان اقشار و طبقات كم درآ‌مد در كلیه‌ آ‌موزشگاههای‌ حرفه‌یی‌ و هنرستانها را تأمین خواهد كرد و هزینه‌ی‌ تحصیل كودكان استثنایی‌ و با استعداد و كم درآ‌دمد را در دانشگاهها و مؤسسات عالی‌ نیز عهده‌دار خواهد بود.

38ـ حكومت منطقه ای‌ كردستان برای‌ ارتقای‌ سطح فرهنگی‌ ملت و تأسیس مراكز فرهنگی‌، علمی‌ و تربیت بدنی‌، از قبیل فرهنگستان، سینما، تئاتر ملی‌، مراكز ورزشی‌، آ‌موزشگاههای‌ عالی‌ و دانشگاهها اقدام خواهد كرد و برای‌ گردآ‌وری‌ و نگهداری‌ میراثهای‌ فرهنگی‌ ملت كرد خواهد كوشید.

39ـ اهمیت دادن به‌ پیشرفت زبان و ادبیات كردی‌ و حمایت از نویسندگان و هنرمندان و دانشمندان كرد خط مشی‌ دائمی‌ سیاست فرهنگی‌ حكومت منطقه ای‌ كردستان خواهد بود.

40ـ حكومت منطقه ای‌ كردستان در رابطه با روشنفكران و متخصصان چنان سیاستی‌ اتخاذ خواهد كرد كه‌ موجب دلگرمی‌ آ‌نان گردد و نتیجتاً با از خودگـذشتگی‌ به‌ میهن خود خدمت نمایند.

41ـ حكومت منطقه ای‌ كردستان به‌ منظور ارتقای‌ سطح بهداشت برای‌ عامه‌ی‌ مردم خواهد كوشید و چنان شرایطی‌ به‌ وجود خواهد آ‌ورد كه‌ همه‌ی‌ مردم كردستان بتوانند از كمكهای‌ پزشكی‌ و درمانی‌ برخوردار گردند. حكومت منطقه ای‌ كردستان به‌ ایجاد آ‌سایشگاهها، شیرخوارگاهها و زایشگاهها اقدام خواهد نمود و نیز به‌ منظور نگهداری‌ از معلولین و سالخوردگان تنها و بی‌كس مؤسسات ویژه‌ای‌ تأسیس خواهد كرد.

* * *

 

فصل ششم:

ویژگیهای‌ جمهوری‌ فدرال ایران

42ـ كلیه‌ خلقهای‌ ایران بدون هرگونه‌ تفاوت و تبعیضی‌ از لحاظ نژادی‌، دینی‌، مذهبی‌، قومیت و جنسی‌ در تشكل جمهوری‌ فدرال ایران سهیماند و این اصل در قانون اساسی‌ جمهوری‌ فدرال گنجانده‌ می‌شود.

43ـ قانون اساسی‌ جمهوری‌ فدرال بر مبنای‌ معیارهای‌ جهانشمول حقوق بشر و میثاقهای‌ بین المللی‌ به‌گونه‌ای‌ تنظیم خواهد شد كه‌ حقوق ملی‌ خلقهای‌ ایران را در داخل مرزهای‌ جغرافیایی‌ ملی‌ مناطق مربوطه به‌ رسمیت بشناسد.

44ـ قانون اساسی‌ جمهوری‌ فدرال حق  تصویب قوانینی‌ را كه‌ به‌ مناطق مربوط می‌شوند به‌ پارلمانهای‌ مربوطه واگـذاری‌ می‌نماید.

45ـ دولت فدرال ایران به عضویت هیچ نوع پیمان نظامی‌ای‌ درنمیآ‌ید كه‌ اهداف تجاوزكارانه‌ علیه‌ كشورهای‌ دیگر را داشته‌ باشد.

* * *

 

فصل هفتم:

سیاست خارجی‌

در مورد سیاست خارجی‌ كه‌ در صلاحیت دولت مركزی‌ جمهوری‌ فدرال است، حزب دمكرات كردستان بر این امر تأكید می‌گـذارد كه‌:

46ـ دولت فدرال ایران باید با كلیه‌ی‌ كشورها بر اساس احترام متقابل و شناسایی‌ حق حاكمیت ملی‌ رابطه برقرار سازد و با كشورهای‌ ترقیخواه‌ و دمكرات و كشورهایی‌ كه‌ به‌ حقوق بشر احترام می‌گـذارند روابط دوستانه‌ برقرار نماید.

47ـ دولت فدرال ایران در سازمان ملل متحد و در خارج از این سازمان از صلح جهانی‌ و همزیستی‌ مسالمت آ‌میز در میان خلقها پشتیبانی‌ می‌نماید و طرفدار حل و فصل مسائل بین المللی‌ از طریق مذاكره‌ و عدم توسل به‌ زور باشد مگر در مواردی‌ كه‌ جامعه‌ی‌ بین المللی‌ خلاف آ‌ن را لازم بداند.

48ـ دولت فدرال از مبارزات رهایی‌بخش و ضد ستمگری‌ خلقها و از حق تعیین سرنوشت ملتها پشتیبانی‌ نماید و به‌ همه‌ی‌ افراد میهن پرست و آ‌زادیخواه‌ پناهندگی‌ سیاسی‌ بدهد.

49ـ در چهارچوب این سیاست، با اطلاع و موافقت دولت فدرال، حكومت منطقه ای‌ كردستان از امكانات خود برای‌ كمك به‌ مبازره‌ی‌ رهایی‌بخش مبارزان كرد در كشورهای‌ همسایه‌، استفاده‌ نماید و به‌ كردهای‌ میهن پرستی‌ كه‌ درخواست پناهندگی‌ می‌كنند پناهندگی‌ سیاسی‌ بدهد.

 

 


 

بخش دوم:

اساسنامه‌ حزب دمكرات كردستان ایران

 

ماده‌ی‌ اول: نام و ماهیت حزب

1ـ نام حزب "حزب دمكرات كردستان ایران" است.

2ـ حزب دمكرات كردستان ایران حزب پیشرو و انقلابی‌ مردم كردستان ایران است و اقشار و طبقات میهن پرست و آ‌زادیخواه‌ خلق كرد را در صفوف خود متشكل می‌سازد.

* * *

ماده‌ی‌ دوم: اعضای‌ حزب:

كلیه‌ هم میهنان ساكن كردستان ایران و هر كرد ایرانی‌ می‌تواند به‌ عضویت حزب دمكرات كردستان ایران درآ‌ید، مشروط بر آ‌نكه‌:

ـ سن او از 18 سال كمتر نباشد

ـ برنامه‌ و اساسنامه‌ی‌ حزب را قبول كند

ـ به‌ عنوان فردی‌ خوشنام و میهن پرست شناخته‌ شود.

تبصره‌:

كردهای‌ بخشهای‌ دیگر كردستان می‌توانند به‌ عضویت سازمانها و انجمنهای‌ هوادار حزب دمكرات كردستان ایران درآ‌یند.

* * *

ماده‌ی‌ سوم: شیوه‌ی‌ پـذیرش اعضا

برای‌ آ‌نكه‌ فردی‌ به‌ عضویت حزب پـذیرفته‌ شود، باید:

ـ از طرف دو نفر از اعضای‌ حزب معرفی‌ گردد.

ـ حداقل شش ماه‌ دوره‌ی‌ آ‌موزشی‌ را بگـذراند.

ـ عضو حزب یا سازمان سیاسی‌ دیگری‌ نباشد.

ـ از طرف اكثریت اعضای‌ یك حوزه‌ی‌ حزبی‌ یا ارگانی‌ بالاتر به‌ عضویت پـذیرفته‌ شود.

* * *

ماده‌ی‌ چهارم: وظایف عضو حزب:

عضو حزب مؤظف است:

ـ برای‌ تحقق بخشیدن به‌ آ‌رمانهای‌ حزب كه‌ در برنامه‌ ذكر شده‌ تلاش نماید

ـ تا آ‌نجا كه‌ در توان دارد، در حفظ وحدت سیاسی‌ و تشكیلاتی‌ حزب بكوشد

ـ طبق اساسنامه‌ی‌ حزب از دیسیپلین حزب پیروی‌ كند

ـ در یكی‌ از ارگانهای‌ حزب فعالیت نماید

ـ حافظ اسرار حزب باشد

ـ سطح معلومات سیاسی‌ و اجتماعی‌ خود را ارتقا‌و دهد

ـ سیاست حزب را به‌ میان توده‌های‌ مردم ببرد و رابطه‌ی‌ حزب با آ‌نها را تقویت نماید و از نظرات و تجارب آ‌نها استفاده‌ كند

ـ حق عضویت بپردازد

تبصره‌:

كسانی‌ كه‌ از سیاست حزب پشتیبانی‌ می‌كنند و با حزب ارتباط تشكیلاتی‌ دارند، ولی‌ وظایف یك نفر عضو را به‌ انجام نمی‌رسانند، به‌ عنوان "هوادار تشكیلاتی‌" شناخته‌ می‌شوند

* * *

ماده‌ی‌ پنجم: حقوق عضو حزب

عضو حزب حق دارد:

ـ به‌ عضویت هر یك از ارگانهای‌ حزب انتخاب شود

ـ از هر عضو یا ارگانی‌ در جلسات حزبی‌ انتقاد نماید

ـ از طریق تشكیلاتی‌ به‌ هر یك از ارگانهای‌ حزب پیشنهاد ارائه‌ دهد، نظرات خود را به‌ آ‌ن ابراز كند، یا از آ‌ن سئوال نماید

ـ از هر ارگانی‌ به‌ ارگان بالاتر شكایت كند

ـ در هر جلسه‌ی‌ ارگان متبوع خود، كه‌ فعالیت حزبی‌ و سیاسی‌ او را ارزیابی‌ می‌كند و درباره‌ی‌ وی‌ تصمیم می‌گیرد، حضور داشته‌ باشد

* * *

ماده‌ی‌ ششم: مجازات عضو

1ـ اعضایی‌ كه‌ وظایف خود را انجام نمی‌دهند یا برخلاف اساسنامه‌ی‌ حزب رفتار كنند یا مرتكب عملی‌ می‌شوند كه‌ به‌ اعتبار حزب لطمه بزند، به‌ تناسب میزان تخلٌف ارتكابی‌ مجازات می‌شوند. مجازات حزبی‌ عبارت است از:

ـ توبیخ شفاهی‌

ـ توبیخ كتبی‌

ـ سلب مسئولیت

ـ تعلیق عضویت

ـ اخراج ازحزب

تبصره‌:

1ـ طولانی‌ترین مدت تعلیق یك سال است. عضو حزب طی‌ مدت تعلیق نمی‌تواند به‌ عضویت هیچ یك از ارگانهای‌ حزب انتخاب شود یا مسئولیتی‌ به‌ وی‌ واگـذار گردد.

2ـ مجازات حزب از طرف سازمان حزبی‌ هر عضو با اكثریت آ‌را‌و تعیین می‌شود.

3ـ منظور از مجازات حزبی‌، آ‌موزش اعضا و عضو حزب تنها در صورتی‌ مجازات می‌شود كه‌ شیوه‌های‌ دیگر مانند انتقاد و اندرز در اصلاح رفتار او مؤثر واقع نگردد.

4ـ عضوی‌ كه‌ اخراج می‌گردد این حق را دارد از ارگان بالاتر تقاضای‌ رسیدگی‌ بكند و می‌تواند تقاضای‌ خود را به‌ كنگره‌ نیز بفرستد.

5ـ بعد از پایان دوره‌ تعلیق، سابقه‌ی‌ عضو معلق‌شده‌ برای‌ وی‌ محفوظ می‌ماند و بر پایه‌ی‌ نظر ارگان مربوطه، مسئولیت حزبی‌ به‌ او داده‌ می‌شود.

* * *

ماده‌ی‌ هفتم: ساختار سازمان حزبی‌

1ـ ساختار اساسی‌ حزب بر مبنای‌ آ‌تی‌ الذكر است:

ـ كلیه‌ ارگانهای‌ حزب از پایین به‌ بالا انتخاب می‌شوند

ـ ارگانهای‌ حزبی‌ گزارش خود را هم به‌ اعضایی‌ كه‌ آ‌نها را انتخاب نموده‌اند و هم به‌ ارگان مافوق می‌دهند

ـ عضو تابع سازمان و اقلیت اعضای‌ هر ارگانی‌ تابع اكثریت اعضای‌ آ‌ن می‌باشند

ـ در داخل حزب برای‌ كلیه‌ی‌ اعضا و بدون هرگونه‌ تبعیضی‌ دیسیپلین واحدی‌ وجود دارد

ـ تصمیمات ارگان مافوق از طرف ارگان پایین‌تر اجرا می‌گردد

ـ بحث و تصمیم‌گیری‌ از بالاترین تا پایین‌ترین ارگان دسته‌جمعی‌ است. فردپرستی‌ و تكروی‌ درحزب جایی‌ ندارد.

* * *

ماده‌ی‌ هشتم: كنگره‌ی‌ حزب

1ـ كنگره‌ عالی‌ترین ارگان حزب است.

2ـ كنگره‌ی‌ حزب هر چهار سال یكبار از اعضای‌ اصلی‌ و علی‌البدل و مشاوران كمیته‌ مركزی‌ و برحسب نسبتی‌ كه‌ كمیته‌ مركزی‌ تعیین می‌نماید، از نمایندگان سایر اعضای‌ حزب تشكیل می‌گردد.

3ـ كنگره‌ی‌ فوق‌العاده‌ بنا به‌ درخواست كمیته‌ مركزی‌ یا دو سوم پرسنل دائمی‌ حزب تشكیل می‌شود.

وظایف و اختیارات كنگره‌ عبارتند از:

ـ بحث پیرامون گزارش كمیته‌ مركزی‌ و تصمیم‌گیری‌ در مورد آ‌ن

ـ تعیین خط مشی‌ اساسی‌ سیاسی‌، استراتژیكی‌ و تاكتیكی‌ حزب

ـ تصویب برنامه‌ و اساسنامه‌ی‌ حزب و در صورت لزوم حك و اصلاح آ‌ن

ـ انتخاب اعضای‌ اصلی‌ و علی‌البدل كمیته‌ مركزی‌

تبصره‌ 1:

كمیته‌ی‌ مركزی‌ صلاحیت آ‌ن را دارد كه‌ در مواقع ضروری‌ حداكثر تا یك سوم تعداد اعضای‌ اصلی‌ خود از میان اعضای‌ حزب را مستقیماً و با داشتن حق رأی‌ به‌ كنگره‌ دعوت نماید. این امر باید پیش از برگزاری‌ كنفرانسها انجام پـذیرد و این افراد در كنفرانسها فاقد حق رأی‌ خواهند بود.

تبصره‌ 2:

كسانی‌ می‌توانند عضویت اصلی‌ یا علی‌البدل كمیته‌ مركزی‌ را احراز نمایند كه‌ حداقل سه‌ سال سابقه‌ی‌ عضویت در حزب را داشته‌ باشند.

* * *

ماده‌ی‌ نهم: كنفرانس حزب

1ـ كنفرانس حزب در صورتی‌ تشكیل می‌شود كه‌:

ـ امكان تشكیل كنگره‌ وجود نداشته‌ باشد.

ـ بیش از 15 درصد از اعضای‌ كنگره‌ی‌ سابق از صفوف اعضای‌ فعال حزب خارج شده‌ باشند.

ـ مسائل و مشكلاتی‌ به‌ میان آ‌مده باشد كه‌ كمیته‌ مركزی‌ نتواند آ‌نها را چاره‌یابی‌ نماید.

ـ در چنین شرایطی‌، كنفرانس صلاحیت كنگره‌ را خواهد داشت.

2ـ كنفرانس از اعضای‌ اصلی‌ و علی‌البدل و مشاوران كمیته‌ مركزی‌ و نمایندگان كمیته‌های‌ شهرستان و منطقه و كمیته‌ها و كمسیونهای‌ وابسته‌ به‌ دفتر سیاسی‌ تشكیل می‌گردد.

3ـ نسبت شمار نمایندگان این كمیته‌ها و كمسیونها از طرف كمیته‌ی‌ مركزی‌ تعیین می‌شود. اما عده‌ی‌ نمایندگان منتخب در هر حال باید از مجموع اعضای‌ اصلی‌، علی‌البدل و مشاوران كمیته‌ مركزی‌ بیشتر باشد.

* * *

ماده‌ی‌ دهم: كمیته‌ مركزی‌

1ـ كمیته‌ی‌ مركزی‌ در فاصله‌ی‌ میان دو كنگره‌ عالی‌ترین ارگان حزب است و امور حزب را اداره‌ می‌كند.

2ـ وظایف و اختیارات كمیته‌ مركزی‌ از این قرار است:

ـ تصمیمات كنگره‌ را اجرا می‌نماید.

ـ مسئول روابط حزب با احزاب و سازمانهای‌ دیگر است.

ـ دفتر سیاسی‌ و دبیركل حزب و جانشین دبیركل را انتخاب می‌كند كه‌ در برابر كمیته‌ی‌ مركزی‌ مسئولیت دارند.

ـ نسبت حق عضویت اعضای‌ حزب را تعیین می‌كند و مسئول درآ‌مدها و مخارج حزب است.

ـ آ‌یین‌نامه‌ی‌ داخلی‌ مربوط به‌ خود و برای‌ هماهنگی‌ میان كمسیونهای‌ وابسته‌ به‌ خود را تنظیم و تصویب می‌نماید.

ـ حداقل سالانه‌ سه‌ بار تشكیل جلسه‌ می‌دهد. اعضای‌ علی‌البدل و مشاوران كمیته‌ مركزی‌ در جلسات كمیته‌ مركزی‌ با رأی‌ مشورتی‌ شركت می‌كنند.

تبصره‌:

1ـ كمیته‌ مركزی‌ می‌تواند تا نصف شمار اعضای‌ اصلی‌ برای‌ خود مشاور انتخاب نماید.

2ـ جلسات كمیته‌ مركزی‌ با شركت حداقل دو سوم اعضای‌ اصلی‌ رسمیت می‌یابد و تصمیمات اتخاذشده در صورتی‌ قطعیت می‌یابند كه‌ بیش از دو سوم اعضای‌ اصلی‌ حاضر در جلسه‌، به‌ آ‌نها رأی‌ موافق داده‌ باشند.

3ـ هیچ فردی‌ بیش از دو دوره‌ متوالی‌ به‌ سمت دبیركلی‌ انتخاب نمی‌گردد.

* * *

ماده‌ی‌ یانزدهم: دفتر سیاسی‌

1ـ در فاصله‌ی‌ میان دو جلسه‌ كمیته‌ مركزی‌، دفتر سیاسی‌ وظایف كمیته‌ی‌ مركزی‌ را به‌عهده‌ می‌گیرد و مسئول اجرای‌ تصمیمات كمیته‌ی‌ مركزی‌ است.

2ـ دفتر سیاسی‌ جلسات خود را براساس ضرورت تشكیل و گزارش فعالیت خود را به‌ كمیته‌ی‌ مركزی‌ می‌هد.

* * *

ماده‌ی‌ دوازدهم: سازمانهای‌ حزب

1ـ پایه‌ی‌ سازمان حزبی‌ حوزه‌ است. تعداد اعضای‌ حوزه‌ نباید از سه‌ نفر كمتر باشد.

2ـ سازمانهای‌ حزب را در ده‌ كمیته‌ی‌ ده‌، در بخش كمیته‌ی‌ بخش، در محله‌ كمیته‌ی‌ محله‌، در شهر كمیته‌ی‌ شهر، در شهرستان كمیته‌ی‌ شهرستان و در منطقه كمیته‌ منطقه رهبری‌ می‌كند.

3ـ وظیفه‌ی‌ حوزه‌ و كمیته‌های‌ ده‌، محله‌، بخش، شهر، شهرستان و منطقه، تبلیغ در میان توده‌های‌ مردم و اجرای‌ تصمیمات كمیته‌ی‌ مركزی‌ و اداره‌ی‌ امور حزبی‌ است.

4ـ كمیته‌ی‌ هر سازمان حزبی‌ از طرف اعضای‌ آ‌ن یا نمایندگان آ‌نان انتخاب می‌گردد.

5ـ عالی‌ترین ارگان هر سازمان حزبی‌، كنفرانسی‌ آ‌ن سازمان است كه‌ هر دو سال یك بار از نمایندگان همه‌ی‌ اعضای‌ حزبی‌ آ‌ن سازمان تشكیل می‌گردد.

تبصره‌:

در شرایط ویژه‌، كمیته‌ی‌ مركزی‌ می‌تواند شیوه‌های‌ مناسب دیگری‌ برای‌ ساختار حزب تصویب نماید.

* * *

ماده‌ی‌ سیزدهم: درآ‌مد حزب

درآ‌مد حزب عبارت است از:

ـ حق عضویت اعضا

ـ درآ‌مد بنیادها و مؤسسات حزبی‌

ـ كمك مالی‌ اعضا‌ و هواداران و دوستداران

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1385ساعت 11:28 بعد از ظهر  توسط سیران و سیروان